مو بر زبان سبز شدن ( یا گشتن ) ؛ مو از زبان رستن. ( آنندراج ) :
بس که خوردم زهر بیدادش روانم سبز گشت
بس که گفتم کاکلش مو بر زبانم سبز گشت.
مسیح کاشی ( از آنندراج ) .
بس که خوردم زهر بیدادش روانم سبز گشت
بس که گفتم کاکلش مو بر زبانم سبز گشت.
مسیح کاشی ( از آنندراج ) .