مو در چیزی یا در میان ان نگنجیدن

پیشنهاد کاربران

مو در چیزی یا در میان آن نگنجیدن ؛ کنایه است از مجال و محلی نماندن چیزی را :
گنج مویی نیست کس راآن زمان
گر همه مویی نگنجد در میان.
عطار.
می بگنجد راست این سر در جهان
لیک مویی درنگنجد این زمان.
...
[مشاهده متن کامل]

عطار.
میانه من و خسرو چو مو نمی گنجد
صفای آب همانا بدین دقیقه خرید.
اثیرالدین اومانی.
نقاش حسن شکل میانت ز نازکی
پرداخت آن چنان که نگنجید مو در او.
فغانی شیرازی.
و رجوع به ترکیب مو در چیزی. . . در ذیل ماده موی شود.