پرچین و شکن، موج دار، مواج، پر تلاطم، متموج، پرموج
مترادف ها
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
پرموج ؛ موج زن. مواج. متموج. پر از خیزاب :
فراز و نشیب از گل سرخ گویی
که دریای سبز است پر موج گوهر.
ناصرخسرو.
فراز و نشیب از گل سرخ گویی
که دریای سبز است پر موج گوهر.
ناصرخسرو.
موج خیز ؛ پرموج.