پیشنهادهای علی باقری (٤٠,٢٧٩)
دلیل موجه ؛ برهانی که قابل قبول و شایسته توجیه باشد. دلیل پذیرفتنی و استوار. ( از یادداشت مؤلف ) .
- موجه عرق ؛ کثرت عرق. ( از آنندراج ) : ز موجه عرق شرم پایمال شدیم غبار ما نتواند کشید آه در آب. اسیر ( از آنندراج ) .
موجودات کلی ؛ موجوداتی که دائمةالوجود و البقایند مانند عقول و نفوس و کلیات عناصر. مقابل موجودات جزئی. ( از فرهنگ علوم عقلی ) . و رجوع به ترکیب موجودا ...
اقسام موجودات ؛ ازجهات مختلف اقسام موجودات را چنین می توان نام برد: موجودات بسیط. موجودات تام. موجودات تعلیمی. موجودات ثوانی. موجودات جزوی. موجودات غ ...
موجودات عالم ؛ هرآنچه در جهان هست. ( یادداشت مؤلف ) .
موجودات کائنه ؛ در مقابل موجودات مبدعه اند. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات ذهنی ؛ در مقابل موجودات خارجی است و عبارت است از ارتسام صور اشیاء در ذهن بالجمله موجودات و مخلوقات نفس را به نام موجودات ذهنی نامند که صادر ا ...
موجودات روحانی ؛ موجوداتی است که به عقل درک و به فهم تصور می شوند مقابل موجودات نفسانی. موجودات روحانی بر سه قسم است : 1 - هیولای اولی. 2 - نفس. 3 - ...
موجودات جسمانی ؛ موجوداتی هستند که بواسطه حواس ادراک می شوند. مقابل موجودات روحانی که به عقل درک و به فکر تصور می شوند. ( از فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات جزئی ؛ موجوداتی هستند که پیوسته در کون و فساد و متوجه به طرف کمال و تمامیتند. رجوع به موجودات کلی شود. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجودات خارجی ؛ در مقابل موجودات ذهنی می باشند و مراد از خارج ، خارج از ذهن و عالم عین است که در آن موطن منشاء آثار وجود عینی است. ( فرهنگ علوم عقلی ...
جمله موجودات ؛ همه مخلوقات و همگی شوندگان عالم. ( ناظم الاطباء ) .
موجودات ثوانی ؛ موجودات بعد از صادرات اولند که نفوس مدبره و ارواحند. ( از فرهنگ علوم عقلی تألیف سیدجعفر سجادی ) .
پیدا آوردن موجودات ؛ خلق کردن جهان هستی. آفرینش آفریدگان : همی گویی زمانی بود ازمعلول تا علت پس از ناچیز محض آورد موجودات را پیدا. ناصرخسرو.
موجود فی نفس الامر ؛ امری که فی نفس الامر با قطع نظر از فرض فارض موجود باشد چه آنکه اعتبارکننده ای موجود باشد یا نه. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجود گشتن ( یا گردیدن ) ؛ موجود شدن. به وجود آمدن. هست شدن. هستی یافتن. ( از یادداشت مؤلف ) : همه از رای خود موجود گشتند ببستند آخشیجان یک به دیگر. ...
موجود تام ؛ عقول و نفوس را گویند. ( فرهنگ علوم عقلی ) .
موجود کردن ؛ موجود گردانیدن. به وجود آوردن. آفریدن. هستی بخشیدن. خلق کردن. از نیست به هست درآوردن. هست گرداندن : چون نجوئی که ت خدا از بهر چه موجود ک ...
موجود گردانیدن ؛ آفریدن. به وجود آوردن. موجود کردن. از نیست به هست درآوردن. هست گردانیدن : رعد و برق و آب و ریاح و شهاب موجود گردانید. ( سندبادنامه ص ...
موجود عینی ؛ موجودی که به چشم توان دیدش. آنچه هست و به چشم میتوان دید. مقابل موجود ذهنی ؛کتاب موجود عینی است و علم موجود ذهنی. ( از یادداشت دهخدا ) . ...
موجود شدن ؛ هست شدن و آفریده شدن و پدید آمدن. ( ناظم الاطباء ) . به وجود آمدن. هستی یافتن. هست شدن. باشنده گردیدن. ( از یادداشت مؤلف ) : از این چار ...
موجود ذهنی ؛ هرچیز که هست ولی او را نمی توان دید، بل به ذهن و اندیشه وجود او را توان دریافت ، مانند علم و هوش. مقابل موجودعینی. و رجوع به ترکیب موجود ...
مال مؤجل ؛ پول کنار گذاشته شده در مدت زمانی معین. ( ناظم الاطباء ) .
- دین مؤجل ( در فقه ) ؛ خلاف دین حال ، که زمان و مهلت دارد.
موجز کردن ؛ مختصر کردن. اختصار. ایجاز : کردم این گفته ها همه موجز که ستوده ست در سخن ایجاز. مسعودسعد. مثنوی را چابک و دلخواه کن ماجرا را موجز و کوت ...
�اسنوس� یعنی چه؟ اسنوس ( Snus ) نوعی تنباکوی بدون دود است که معمولاً: • به صورت کیسه ای یا فله ای • زیر لب یا داخل لپ/کنار لثه گذاشته می شود �می دونس ...
�اسنوس� یعنی چه؟ اسنوس ( Snus ) نوعی تنباکوی بدون دود است که معمولاً: • به صورت کیسه ای یا فله ای • زیر لب یا داخل لپ/کنار لثه گذاشته می شود �می دونس ...
در این آیه خداوند می فرماید : جریان حضرت عیسی و چگونگی تولد او آن چیزی بود که در آیات قبل بدان اشاره کردیم . از بین قبایل و گروه های مسیحی و یهودی چی ...
آیه 15 سوره مریم. وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که ...
آیه 15 سوره مریم. وَسَلَامٌ عَلَیْهِ یَوْمَ وُلِدَ وَیَوْمَ یَمُوتُ وَیَوْمَ یُبْعَثُ حَیًّا و سلام حق بر او باد در روز ولادتش و روز وفاتش و روزی که ...
فاکسین = یک ماده یا اسپری شیشه شوی / پاک کنندهٔ سطوح ( نام یک شوینده ) . همه پنجره ها را با فاکسین تمیز می کند. فاکسین در اینجا یعنی چه در این جمله ...
بریت ( Britt ) این نام، فرم کوتاه و اسکاندیناویایی ( به ویژه سوئدی ) نام �بریجیت� ( Birgitta ) است. ریشه: ریشه ی آن به نام سلتی ( Celtic ) Brigid ...
بریت ( Britt ) این نام، فرم کوتاه و اسکاندیناویایی ( به ویژه سوئدی ) نام �بریجیت� ( Birgitta ) است. ریشه: ریشه ی آن به نام سلتی ( Celtic ) Brigid ...
نام �بریت - ماری� ( Britt - Marie ) ترکیبی از دو نام بسیار رایج در فرهنگ های اسکاندیناوی و ژرمنی است. برای درک ریشه ی آن، باید هر بخش را به صورت جداگ ...
در مجمع البیان گفته : در خصوص هارون چهار قول است اول اینکه : مردی صالح در بنی اسرائیل بوده که هر صالح دیگری را به او نسبت میدادند ، و بنا بر این ، م ...
قرار العین کنایه از مسرت است ، وقتی گفته میشود : اقر الله عینک معنایش این است که خداوند خوشنودت کند ، و معنای جمله این استکه از رطب تازه رسیده بخور ...
و کلمه هز در جمله و هزی الیک بجذع النخلة تساقط علیک رطبا جنیا به معنای تکان دادن به شدت است، و از فراء نقل شده که عرب آن را هم لازم استعمال میکنند و ...
ظاهر سیاق میرساند که ضمیر فاعل در جمله ناداها به عیسی ( علیهالسلام ) برگردد ، نه به روح که در سابق نامش به میان آمده بود ، و این ظهور ، قید من تحت ...
کلمه اجائة باب افعال از جاء است چه بگوئی جاء به و چه بگوئی اجاءه هر دو به معنای او را آورد است ، که در آیه شریفه کنایه از دفع و الجاء است ، یعنی درد ...
فَانْتَبَذَتْ به معنی دور انداخت است . یعنی وقتی حضرت مریم خواست زایمان کند به او دستور آمد از این مکان مقدس بیرون برو ( اینجا زایشگاه نیست ) و این ر ...
و کان امرا مقضیا - این جمله اشاره به حتمیت قضائی است که خدا در باره ولادت این غلام زکی رانده ، دیگر نه امتناع مریم جلو آن را میگیرد ، و نه دعایش . ( ...
، کلمه زکی به معنای هر چیز پر نمو و شایسته و بته دار است . و از لطافت هائی که در این سوره در نقل داستانهای زکریا و مریم و ابراهیم و موسی به کار برده ...
کلمه نبذ به طوری که راغب گفته به معنای دور انداختن هر چیز حقیری است که مورد اعتناء نباشد ، وقتی میگویند نبذه یعنی فلان چیز را انداخت ، میرساند که ا ...
کلمه سلام ( در معنا ) نزدیک با کلمه امن است ، و آنچه از موارد استعمال آن به دست میآید این است که فرق میان آندو این است که امن عبارت است از خالی بودن ...
حنان به معنای عاطفه به خرج دادن و شفقت کردن است ، راغب گفته : از آنجائی که اشفاق جدای از رحمت فرض ندارد ، لذا خدای تعالی از رحمت به حنان تعبیر کرده ، ...
و آنچه از سیاق به ذهن تبادر دارد این است که مراد از اخذ کتاب به قوة تحقق دادن معارف آن و عمل به دستورات و احکام آن است با عنایت و اهتمام . در جمله م ...
کلمه اوحی از ایحاء است که به معنای القاء به نفس است به طور پنهانی و به سرعت ، و اصل آن از قول عرب گرفته شده که وقتی میخواهند به کسی بگویند بدو ، بدو ...
کلمه اوحی از ایحاء است که به معنای القاء به نفس است به طور پنهانی و به سرعت ، و اصل آن از قول عرب گرفته شده که وقتی میخواهند به کسی بگویند بدو ، بدو ...
این استفهام و جواب در لحن داستان در سوره آل عمران به این تعبیر آمده : قال رب انی یکون لی غلام و قد بلغنی الکبر و امرأتی عاقر قال کذلک الله یفعل ما یش ...
اشتراکات زیادی بین یحیی و امام حسین ( ع ) هست نحوه شهادت ( سر بریده شدن و اشتراک اسمش در "حی "ا در روایات آمده که ذکریا از خداوند فرزندی خواست که مث ...