موجود کردن

پیشنهاد کاربران

موجود کردن ؛ موجود گردانیدن. به وجود آوردن. آفریدن. هستی بخشیدن. خلق کردن. از نیست به هست درآوردن. هست گرداندن :
چون نجوئی که ت خدا از بهر چه موجود کرد
گر مرو را با تو شغلی کردنی ناچار نیست ؟
ناصرخسرو ( دیوان چ دانشگاه ص 312 ) .
...
[مشاهده متن کامل]

. . . و اجناس و اعیان حیوان موجود کرد. ( سندبادنامه ص 2 ) .
ستایش خداوند بخشنده را
که موجود کرد از عدم بنده را.
سعدی.