بیت زیر چند جمله می باشد ؟
« گفتم بگیرمش مگرم درد اشتیاق.
ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم »
الف) چهار
ب) پنج
ج) شش
د) هفت
الف
ب
ج
د
١٩ پاسخ
گفتم ببینم اش مگرم درد اشتیاق.. ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم!
سعدی...
از در در آمدی و من از خود به درشدم
گوئی کز این جهان به جهان دگر شدم!
گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست
صاحب خبر بیامد و من بیخبر شدم...
چون شبنم اوفتاده بُدم پیش آفتاب
مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم
گفتم ببینم اش مگرم درد اشتیاق
ساکن شود بدیدم و مشتاق تر شدم!
دستم نداد قوت رفتن به پیش یار
چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم!
تا رفتنش ببینم و گفتنش بشنوم
از پای تا به سر همه سمع و بصر شدم
من چشم از او چگونه توانم نگاه داشت
کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم
او را خود التفات نبودش به صید من
من خویشتن اسیر کمند ِ نظر شدم!
گویند روی سرخ تو سعدی چه زرد کرد؟!
اکسیر عشق در مسم آمیخت زر شدم!
درود بر شما🌺
درسته ولی این تیک صحیح باز مفقود شده.