در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
بیت
در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
چگونه به حالتهای متناقض عاشقانه اشاره میکند و این تضادها چه مفهومی در سلوک معنوی دارند؟
١ پاسخ
در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل
در آب و گِل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر
.
در بلا و سختی هستم ولی مثل گل راضی و شکوفام.
در حبس و زندان شهواتم ولی آزادم مثل شراب
خوبی و بدی وجودم مثل گِل با هم مخلوطه . (خاک نماد تیرگی و صفات رذیله ، آب نماد روشنایی و صفات حسنه) ولی با وجود اینهمه تیرگی ، صفای دل رو هنوز حفظ کردم.
در ظلمات شب تیره هستم (این دنیا ظلماته) ولی با وجود اختیار آزادی که دارم مثل سحر روشنم . کسی که بتونه توی تیرگی دنیا با اینهمه مکر و فریب ، تخم عشق و محبت بکاره هنر کرده.
کلا انسان در تضاده که رشد میکنه و به بلوغ معنوی میرسه. فرض کن دنیا بهشت بود . اینهمه خوبی و انسانیت چ کمک کردن به همدیگه و به حیوونا معنی نداشت . ولی حالا که دنیا پر از دوز و کلک و تقلب و نیرنگبازیه انسانیت ارزش پیدا میکنه.