پرسش خود را بپرسید

برو بکس معنی rushed یعنی چی

تاریخ
١ سال پیش
بازدید
١٧١

thanks for your sharing 


٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

سلام

هول هولکی کاری را انجام دادن به دلیل کمبود وقت

٨,٨٦٠
طلایی
٧
نقره‌ای
١٥٥
برنزی
١٧
تاریخ
١ سال پیش

با سلام

انجام دادن کاری با سرعت و عجله و فوریت

البته ed دارد که زمان گذشته است یا اسم مفعول و صفت مفعولی.

فعل:

She rushed to finish the project.

او برای تمام کردن پروژه شتاب  کرد.

صفت:

The rushed decision led to many problems.

تصمیم عجولانه منجر به مشکلات زیادی شد.

٣٨,٠٠٤
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٦
تاریخ
١ سال پیش

به معنی با عجله و شتاب اومدن به یا رفتن  از جایی هست 

٢٩٤
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٥
تاریخ
١ سال پیش
١

پاسخ شما