پرسش خود را بپرسید

ضرب المثل معادل فارسی برای اصطلاح عامیانه یBreak the ice

تاریخ
٢ سال پیش
بازدید
٣٠٣

ضرب المثل معادل فارسی برای اصطلاح عامیانه ی انگلیسی 

Break the ice

٤,٧١٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٥
برنزی
٢١٥

٢ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

معانی دیکشنری آبادیس :

1- ناگهان سر صحبت را باز کردن 2- ناگهان فرار کردن 3- (از جوش یا تاول و غیره) پوشیده شدن، گل زدن، 1- (بر مشکلات فایق شدن و) کاری را آغاز کردن 2- (در ایجاد آشنایی و صمیمیت) پیشقدم شدن، تعارف را کنار گذاشتن

٦٥,٦٠١
طلایی
١٦
نقره‌ای
٢٠٧
برنزی
٥٣٣
تاریخ
٢ سال پیش

یخ آب شدن (سر صحبت را بازی کردن یا احساس خودمانی در جمع) 

میگیم یخش آب شده یا تا یخش آب بشه

١,١٧٣
طلایی
٠
نقره‌ای
١١
برنزی
١٥
تاریخ
٢ سال پیش

پاسخ شما