با توجه به بيت «شخصي به هزار غم گرفتارم / در هر نفسي به جان رسد کارم» مفهوم کنايي مصرع دوم در کدام گزينه آمده است؟
گزینه ی چهارم درسه
درود بر شما عزیزان ! هرگاه فعل کشته شدن ، مردن و اینگونه افعال به وسایل نورانی مثلا چراغ نسبت داده شود ایا تشخیص است درسته ؟ ولی طبق چیزی که من میدونم اینه که هرگاه فعل یا عملی که برای انسان است به چیزی نسبت داده شود که غیر انسان است یکی از انواع تشخیص میشود. مثلا عشق چون اید برد هوش دل فرزانه زا دزد دانا میکشد اول چراغ خانه را.
شمع را باید از این خانه برون بردن و کشتن تا که همسایه نداند که تو در خانه ی مایی
میتوانید به اشعار حافظ مراجعه کنید، به وضوح آن شخصیت را میبینید، حافظ در واقع خود را نیز ***فرض کرده،حال *** چیست؟!
درسته آنچه حافظ از رند در شعر خود به آن نظر دارد ویژه یرشعر اوست و در معنای امروزی رند نیست
مفهوم مصرع " من ذره ام و خورشید لقایی تو مرا" از مولانا چیه ؟
خورشید نماد معشوق و ذره نماد عاشق در ادبیات فارسی است و ذره همیشه برای رسیدن به خورشید تلاش می کند .
مفهوم بیت ای بحر وجود امده بیرون ز نهفت کس نیست که این گوهر تحقیق بسفت هر کس سخنی از سر سودا گفتند زان روی که هست کس نمیداند گفت چیه ؟
اشاره به ذات احدیت و حضرت باریتعالی دارد که وجود او دریایی است که از جای پنهانی آمده و تحقیق در ذات او مانند گوهری است که کسی نمی تواند آن را سوراخ کند هر کس درباره او (خدا) حرفی می زند و سخنی می گوید از روی سودا و بیهوده است. و هیچ کس نمی تواند آنگونه که او واقعاً هست درباره اش نظری بدهد
هرکس منن سوبای سنه ددی چوخ ایستیری سنی اینانما لطفا اگه معنی اینو میدونین بهم بگید با تشکر
یعنی بعد از من هر کس بهت گفت دوست دارم باور نکن
"زنخدان " در بیت زیر یعنی چی؟ بکشت غمزهٔ آن شوخ، بیگناه مرا فکند سیب زنخدان او به چاه مرا
زنخدان یعنی چانه ، در شمال لرستانو در لری مینجایی به چانه زِنْج می گویند
منطور شاعر از " تو را نیست غم ما " در بیت زیر چیه ؟ ی بیخبر از محنت و شاد از الم ما ما را غم تو کُشت و تو را نیست غم ما
غم در اینجا یعنی اندیشیدن به چیزی یا فکر کردن به چیزی البته نه هر نوع اندیشیدنی ، اندیشیدنی که نوعی احساس مسولیت برای طرف مقابل در آن باشد
بیت زیر کنایه از چیست ؟ هر چه از دونان به منّت خواستی در تن افزودی و از جان کاستی
این بیت می تواند قرابت معنایی با بیت زیر داشته باشد دست طلب چو پیش خسان (یا کسان )می کنی دراز پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش
هرکس منن سوبای سنه ددی چوخ ایستیری سنی اینانما لطفا اگه معنی اینو میدونین بهم بگید با تشکر
هرکس بعد من بهت گفت دوست دارم تو باور نکن