What is the moral message in this joke
What is the moral message in this joke?
A fisherman caught a tiny goldfish. It pleaded, “Let me go, I’ll grant you three wishes!” The fisherman laughed, “What good are wishes from something so small?” He threw it back.
معنی: ماهیگیری ماهی طلایی کوچکی گرفت. ماهی خواهش کرد: مرا رها کن، سه آرزو به تو میدهم! ماهیگیر خندید: از کسی به این کوچکی چه آرزویی برمیآید؟ او ماهی را به آب انداخت.
٨ پاسخ
درود.
به نظرم این داستان به ما هشدار میدهد که ظاهر بین نباشیم . اگر فقط بر اساس آنچه میبینیم قضاوت کنیم، ممکن ست بزرگترین فرصتهای زندگیمان را (که در قالب چیزهای کوچک و بیمقدار ظاهر شدهاند) از دست بدهیم.
درود گاهی موقعیتهای کوچک میتونن فرصت بزرگی در زندگی باشن نباید ازش گذشت.
درود بر شما بله بسیار خوب و عالی🌹🙏
خاقانی از نخستین شاعرانی است که ارائۀ ماده تاریخ بر اساس تقویم هجری و مسیحی را برای نخستین بار وارد شعر فارسی کرده است. در شعر او وطن پرستی به مفهوم ایران پرستی وجود ندارد، بلکه او جهان وطنی را بجای وطن پرستی نهاده است. در دیوان او، حتی نامی از ایران برده نمیشود و آرمانهای ملی او در تبریز نهفته است. او، شروان را بر جای مادر نشانده و تبریز را بعنوان پدر میپسند و چون از مادر رنجیده خاطر گشته از آغوش مادر به آغوش پدر پناه میآورد و در تبریز سکنی گزیده و در آنجا آرام میگیرد. استعداد و نبوغ بی پایان او سبک آذربایجانی را قوام بخشیده و از غنای فرهنگی سرزمینش بهره گرفته و توصیف زیباییهای وطنش، بامدادان و شامگاهان، مدح سرزمین مادری اوست.
جلال آل احمد با يك داستان بلند تاريخی بنام نون والقلم به سال ۱۳۴۰ كه حوادث آن مربوط به اويل حكومت صفويان است و زبان این کتاب نون والقلم به اقتضای زمان آن نسبتاً كهنه است. و سپس نفرين زمين به سال ۱۳۴۶ که رمانی روستايی است و بازتابی از جريانهای مربوط به اصلاحات ارضی در آن بيان شده است. و سپس پنج داستان به سال ۱۳۵۰ که دو سال پس از مرگ جلال آل احمد چاپ شده است، اندیشه های خود را آشکار کرد. چهل طوطی اصل (با سيمين دانشور) ۱۳۵۱ مجموعه شش قصه كوتاه قديمی از طوطی نامه كه با تحريری نو نگاشته شد.
صادق هدایت فرزند اعتضادالملك، در تهران متولد شد و براى تحصيل به فرانسه رفت. ابتدا در پاريس اقامت نمود و سپس به بزانسون رفت. داستانهاى معروف: زنده به گور، سه قطره خون، نمايشنامه پروين، افسانه آفرينش، فوائد گياه خوارى را در پاريس نوشت. سپس به ايران بازگشت و در ۱۳۱۵ به بمبئی رفت و زبان پهلوى را آنجا فراگرفت و سفرهاى چندى به تاشكند و ساير شهرهاى ازبكستان كرد و بالاخره در سال ۱۳۲۹ به پاريس رفت و پس از چهار ماه توقف در آن شهر خودكشی كرد. صادق به زبانهاى انگليسی و فرانسه آشنائی داشت. گذشته از مقالات و داستانها و سفرنامه ها، چند كتاب را از متون پهلوى به فارسی برگردانده است مانند: گجسته ابالش. كارنامه اردشير بابكان. يادگار جاماسب. شهرستانهاى ايران، و داستان هايی نيز از فرانسه به فارسی ترجمه كرده است چون ديوار، مسخ و غيره. صادق هدايت از نويسندگان بنامی است كه در ادبيات فارسی عصر حاضر اثرى عميق گذاشته است. و كتابهاى او بارها به چاپ رسيده و بعضی به زبانهاى بيگانه ترجمه شده است/ تاریخ مشاهیر.
فلفل نبین چه ریزه، بشکن ببین چه تیزه
درود بر کیارش عزیز🙏🌹
The moral message of this joke is we must not underestimate anyone or anything just because it seems weak or small. Being small amount has nothing to do with real value and potential.
پیام اخلاقی میگه نباید دست کم بگیریم کس یا چیزی را بخاطر ظاهر کوچک یا ضعیفش.اندازه کوچک داشتن اصلا مرتبط به ارزش و پتانسیل واقعی نیست
درود بر شما، بله آفرین، درب های بزرگ هم با کلیدهای کوچک باز میشوندwell done🙏🌹
If it could do even one and not three wishes of others, it didn't fall into the man's net at
the first place
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
Salute🙏 Never underestimate potential, no matter how small. Thank you! I'm grateful
well done🌹🙏
درود بر شما🙏🌹
بله آفرین بسیار عالی🌺