قاتل سیاوش چه کسی بود؟
قاتل سیاوش چه کسی بود؟
الف) افراسیاب
ب) گرسیوز
ج) پیران ویسه
د) شغاد
ه) هیچکدام ... بود.
٨ پاسخ
درود بر شما
پاسخ هیچکدام است
گروی زره قاتل سیاوش است
همی گشت بر خاک و نیزه به دست
گروی زره دست او را ببست
نهادند بر گردنش پالهنگ
دو دست از پس پشت بسته چو سنگ
دوان خون بران چهرهٔ ارغوان
چنان روز نادیده چشم جوان
برفتند سوی سیاووش گرد
پس پشت و پیش سپه بود گرد
چنین گفت سالار توران سپاه
که ایدر کشیدش به یکسو ز راه
کنیدش به خنجر سر از تن جدا
به شخی که هرگز نروید گیا
بریزید خونش بران گرم خاک
ممانید دیر و مدارید باک
برفتند پیچان دمور و گروی
بر شاه ترکان پر از رنگ و بوی
که چندین به خون سیاوش مپیچ
که آرام خوار آید اندر بسیچ
به گفتار گرسیوز رهنمای
برآرای و بردار دشمن ز جای
زدی دام و دشمن گرفتی بدوی
ز ایران برآید یکی های و هوی
سزا نیست این را گرفتن به دست
دل بدسگالان بباید شکست
سپاهی بدین گونه کردی تباه
نگر تا چگونه بود رای شاه
بفرمود پس تا سیاووش را
مرآن شاه بیکین و خاموش را
که این را بجایی بریدش که کس
نباشد ورا یار و فریادرس
سرش را ببرید یکسر ز تن
تنش کرگسان را بپوشد کفن
بباید که خون سیاوش زمین
نبوید نروید گیا روز کین
همی تاختندش پیاده کشان
چنان روزبانان مردم کشان
ز گرسیوز آن خنجر آبگون
گروی زره بستد از بهر خون
بیفگند پیل ژیان را به خاک
نه شرم آمدش زان سپهبد نه باک
یکی تشت بنهاد زرین برش
جدا کرد زان سرو سیمین سرش
بجایی که فرموده بد تشت خون
گروی زره برد و کردش نگون
یکی باد با تیره گردی سیاه
برآمد بپوشید خورشید و ماه
همی یکدگر را ندیدند روی
گرفتند نفرین همه بر گروی
✏ فردوسی
سلامت باشید
شاهنامه و آثار بزرگانی مانند مولانا نظامی جامی رودکی سعدی و سایرین باید بعنوان تخصص های داتشگاهی در سطح دکترا تدریس شوند
درود🌹🙏
بله اگر این بزرگان جزو ذخایر غرب بودند حتماً همین کار را میکردند، ولی اینجا اگر چند سال یکبار سمینار و کنگره هم بگذارند خیلی هنر کردند، که در همین هم کوتاهی میکنند، ارزش و بهای این آثار را نمیفهمند، وگرنه اینگونه از کنارش عبور نمیکردند.
دلنوشته: یکی از راه های تثبیت محبت و معرفت به حضرت صاحب الزمان روحی له الفداء این است که آثار محبت آنحضرت علیهالسلام را در عمل نشان دهیم. اگر یکی از دوستانمان که به او خیلی انس و علاقه داریم به مسافرتی طولانی برود، در ابتدا برای او دلتنگی میکنیم؛ ولی پس از مدتی دوری و فراق او را فراموش میکنیم این طبیعت بشری است، که از دل برود هر آن که از دیده برفت؛ اما اگر انسان از همان روزهای اول جدایی، هر روز برای دوستش نامه بنویسد و با نگاه کردن به عکسش خاطرات او را به یاد بیاورد، میتواند رابطه ای قلبی و معنوی بین خود و دوستش برقرار سازد. اگر ما بخواهیم معرفت و محبتمان به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف ثابت بماند، باید آثارش را زنده نگه داریم؛ آنحضرت را فراوان یاد کنیم؛ نام مقدسش را جلو چشم خود روی میزمان یا لابهلای کتابهایمان بنویسیم؛ هر روز برای حضرت دعای فرج بخوانیم؛ هنگام نماز و غیره از آن بزرگوار یادی بکنیم و برای وجود مقدسش صدقه بدهیم. درست است که صدقه های ما برای امام زمان علیه السلام نفعی ندارد؛ ولی صدقه ای که با کمال تواضع و سرافکندگی باشد نشان دهنده محبت خالصانه ما به حضرت است. این کار ما مانند عمل آن مرغکی است که وقتی حضرت ابراهیم علیهالسلام را درون آتشی که پهنای آن چهار فرسخ در چهار فرسخ بود انداختند، با منقارش قطره آبی را از درون جوی آب بر میداشت و به روی آتش میپاشید، ملکی به مرغک گفت این کاری که تو انجام میدهی چه اثری دارد؟ مرغک گفت چیزی که از من ساخته است همین کار است، من باید وظیفه خود را انجام دهم و محبت خود را به حضرت ابراهیم اظهار کنم. درست است که کارهای ما در پیشگاه حضرت چیزی نیست، ولی شرط وفا و مروت آن است که در حد توان خویش به آن عزیز ابراز ارادت کنیم، اگر با شرمندگی و خضوع صدقه بدهیم و برای ظهورش دعا کنیم، فقط برای خودمان سازنده و تکامل آور است. چون حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به یقین به دعا و صدقه ما یا اموالی که به نام او صرف میکنیم نیازی ندارد؛ اما خودشان فرمودند که برای فرجم دعا کنید، دعا خواندن برای فرج امام زمان فرج ما است: إِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج. منتظر فرج امام زمان بودن، فرجها و گشایشهایی را برای انسانها به ارمغان می آورد؛ ایمانشان محفوظ می ماند، دلشان آرام میشود؛ وجود مقدس امام زمان روحی له الفداء را حس میکنند، با حضرت ارتباطی برقرار میکنند و بتدریج یقین می یابند روزی فرا خواهد رسید که حکومت عدل در جهان برقرار میشود. دعا کردن برای فرج حضرت برای این است که خودمان از او بهره بگیریم؛ اما هیچ گاه به بهانه این که حضرت به دعا و صدقه ما نیازی ندارد نباید آن گرامی را فراموش کنیم. يَا دَائِمَ الْفَضْلِ عَلَی الْبَرِيَّهِ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالْعَطِيَّهِ، يَا صَاحِبَ الْمَوَاهِبِ السَّنِيَّهِ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ خَيْرِ الْوَرَی سَجِيَّهً، وَ اغْفِرْ لَنَا يَا ذَا الْعُلَی فِی هَذِهِ الْعَشِيَّهِ/
صادق هدايت مدتی با مجله موسيقی به مديريت سرگرد مين باشی، تا تعطيل شدن آن در ۱۳۲۰ ش همكارى داشت. وى در همان سال مدتی نيز در دانشكده ى هنرهاى زيباى دانشگاه تهران بعنوان مترجم مشغول بود. هدايت با مجله هاى سخن و پيام نو همكارى داشت و مقالات و داستان هايی را در آنها منتشر میكرد. وى در ۱۳۲۴ ش همراه يك هيئت فرهنگی به دعوت دانشگاه تاشكند عازم ازبكستان شد و حدود دو ماه در آنجا ماند و در اين مدت دربارۀ اوضاع و احوال مردم آنجا تحقيق و مطالعه كرد. سپس در نخستين كنگره ى نويسندگان ايران در ۱۳۲۵ ش كه، تحت شعار ادبيات نوين و مترقی ايران، با رياست ملك الشعراء بهار تشكيل شده بود، شركت كرد. وى در ۱۳۲۹ ش به پاريس رفت و پس از مدتی اقامت، در فروردين سال بعد، در حمام پانسيون خويش با گشودن شير گاز به زندگی خود پايان داد. هدايت را در قبرستان پرلاشز پاريس به خاك سپردند. (در نوع مرگ و محل آن چند نوع متفاوت و متناقض تبت گردیده) / از کتاب ادبیات نوین.
رستم هنگامی که از کشته شدن سیاوش، که سودابه عامل اصلی آن بود، باخبر ميشود چنین ميگوید:
کسی کاو بود مهتر انجمن
کفن بهتر او را ز فرمان زن
سیاوش به گفتار زن شد به باد
خجسته زنی کاو ز مادر نزاد
دریغ آن بر و برز و بالای او
رکیب و خم خسرو آرای او
دریغ آن گو نامبرده سوار
که چون او نبیند دگر روزگار
چو در بزم بودی بهاران بدی
به رزم افسر نامداران بدی
در اینجا رستم بصورت خاص در مورد سودابه نکوهش میکند، ولی در تارنمایی، کلی ابیات جعلی آورده بود و همین قسمت را نیز در کنار آن اضافه نموده بوده، واقعاً شکل و مفهوم اصلی شاهنامه تغییر کرده بود، چنین رفتارهای مغرضانه ای باعث شده، در دهه های اخیر شاهنامه بدنام و مهجور گردد، در حالیکه شاهنامه یکی از گرانبهاترین میراث فرهنگی ماست، و نگهبانی و مواظبت بسیاری را طلب میکند.
درود بر شما
ابیات الحاقی به شاهنامه باید توسط کارشناسان پالایش و حذف گردد.
درود بر شما🌹🙏
حالا اینجا اسم نمیبرم، ولی اساتید هم شیپور را از طرف گشادش میزدند، و بند کرده بودند به اشعار جعلی و تلاش میکردند بگویند فردوسی منظورش چنین و چنان بوده، حال آنکه آن شعر الحاقی جعلی بودنش تابلو بود، و فقط در نسخه لندن بود، یعنی در نسخه مسکو و ایتالیا هم نبود، بجای اینکه خط قرمز روی آن ابیات بکشد و بگوید جعلی است، موش مرده را هی آب میکشید تا تطهیر کند، حالا اسمی نمی برم تا جسارت نباشد، ولی فردوسی هنوز بعد ۱۰۰۰ سال هنوزم غریب است.
دلیل اینکار این است که این ابیات با افکار و امیال آنها بیشتر مطابقت دارد
درود/ اگر چنین باشد که مصیبت است، چون یعنی گوشت افتاده دست گربه. امیدوارم این خطاهایشان از جهل و بی تجربگی باشد، ادبیات ما خیلی مورد حسادت واقع شده، گویا از بی هویتی خویش و غنای فرهنگ کهن ایرانی زجر میکشند و تاب دیدنش را ندارند🙏🌺
ه)هیچکدام
گرسیوز و گروی زره
چو از شهر وز لشکر اندر گذشت، کشانش ببردند بر سوی دشت
ز گرسیوز آن خنجر آبگون، گروی زره بستد از بهر خون
بیفگند پیل ژیان را به خاک، نه شرم آمدش زان سپهبد نه باک
یکی تشت بنهاد زرین برش، جدا کرد زان سرو سیمین سرش
درود بر شما بیژن جان عزیز بله آفرین🌹🙏
گر بگویم حال زار خویش را
دل به درد آرم نگار خویش را
روزهای تیره را گر سر برم
چون کنم شبهای تار خویش را
دل بدان زلف سیه بستم ولی
تیره کردم روزگار خویش را
کس برش بی قدرتر نبود ز من
آزمودم اعتبار خویش را
سائل شیرازی قیری/ آقاجانی
گزینه هیچکدام..
گروی زره...
همی یکدگر را ندیدند روی
گرفتند نفرین همه بر گروی
درسته آفرین بر شما🌹🙏
فکر میکنم گروی زره بوده
آفرین بر شما درسته🌹🙏
درود بر شما دکتر جان🙏🌹
بله آفرین و سپاس، بسیار زیبا و دلچسب 💐