Choose the correct answer
Choose the correct answer:
I remember (...) him at the party last week.
A‑ meet
B‑ to meet
C‑ meeting
D‑ met
معنی: به یاد دارم که هفته گذشته او را در مهمانی ملاقات کردم.
٨ پاسخ
گزینه c- meeting
جواب درسته🌼
علت تحریف شاهنامه فردوسی، قسمت سوم: این حکایت تاریخی که در زمان پادشاهی کسری اتفاق افتاده، و توسط فردوسی حکیم افشاء و روایت شده، باعث کینه و نفرت یهود نسبت به شاهنامه شده، و نسخههای اصلی شاهنامه را که حدود ۱۰۰ نسخه بوده، سرقت کردند، و فقط کپیهای دستکاری شده را بصورت گوناگون تحریف و نشر کردهاند، و با افزودن اشعار زن ستیز و بیاخلاقی، قصد نابودی محتوای این شاهکار ملی ما را داشتهاند. خب، روز واقعه تلخ فرا میرسد و اینگونه دسیسه اجرا میشود:
دو فرزند مهبود هر بامداد
خرامان شدندی برشاه راد
پس پردهٔ نامور کدخدای
زنی بود پاکیزه و پاک رای
که چون شاه کسری خورش خواستی
یکی خوان زرین بیاراستی
سه کاسه نهادی برو از گهر
به دستار زربفت پوشیده سر
زدست دو فرزند آن ارجمند
رسیدی به نزدیک شاه بلند
خورشها زشهد وز شیر و گلاب
بخوردی وآراستی جای خواب
اکنون نوبت کمین کردن یهودی و زروان خائن در سر راه غذاست تا آنرا مسموم نماید:
چنان بد که یک روز هر دو جوان
ببردند خوان نزدنوشین روان
به سر برنهاده یکی پیشکار
که بودی خورش نزد او استوار
چو خوان اندرآمد به ایوان شاه
زروان خائن برای فریب فرزندان، با چربزبانی تقاضای دیدن غذاها و خورش که بوی خوبی دارند را میکند، تا جهود آنرا مسموم کند:
بدو کرد زروان حاجب نگاه
چنین گفت خندان به هر دو جوان
که ای ایمن از شاه نوشین روان
یکی روی بنمای تا زین خورش
که باشد همی شاه را پرورش
چه رنگست کاید همی بوی خوش
یکی پرنیان چادر از وی بکش
فرصت مهیا میشود و جهود با کمک حاجب دست به کار میشوند:
جوان زان خورش زود بگشاد روی
نگه کرد زروان ز دور اند روی
همیدون جهود اندرو بنگرید
پس آمد چو رنگ خورشها بدید
چنین گفت زان پس به سالار بار
که آمد درختی که کشتی به بار
یعنی یواشکی کار خودشون رو کردند، و درخت دسیسه به بار نشست:
ببردند خوان نزد نوشین روان
خردمند و بیدار هر دو جوان
پس خوان همی رفت زروان چو گرد
چنین گفت با شاه آزادمرد
که ای شاه نیک اختر و دادگر
تو بی چاشنی دست خوردن مبر
زروان خائن طبق نقشه قبلی، شاه را قانع میکند که شیرازه حکومت به اوست، و بهتر است احتیاط کند، گویا مهبود خیانت کرده است، و شیر را آلوده کرده، بهتر است فرزندانش آنرا امتحان کنند:
که روی فلک بخت خندان تست
جهان روشن از تخت و میدان تست
خورشگر بیامیخت با شیر زهر
بداندیش را باد زین زهر بهر
چو بشنید زو شاه نوشین روان
نگه کرد روشن به هر دوجوان
که خوالیگرش مام ایشان بدی
خردمند و با کام ایشان بدی
جوانان ز پاکی وز راستی
نوشتند بر پشت دست آستی
همان چون بخوردند از کاسه شیر
توگویی بخستند هر دو به تیر
بخفتند برجای هر دو جوان
بدادند جان پیش نوشین روان
واژه خوالیگر به معنی طباخ و آشپز است، زهر آنقدر قوی بود که گویا فرزندان مهبود تیر خوردهاند:
چوشاه جهان اندران بنگرید
برآشفت و شد چون گل شنبلید
بفرمود کز خان مهبود خاک
برآرید وز کس مدارید باک
بر آن خاک باید بریدن سرش
نه مهبود مانا نه خوالیگرش
شنبلید و شملید و شملیز، هر سه بمعنی شنبلیت است که نوعی گُل است معروف به گُل سورنجان، که به آن گُلراهرو هم میگویند، چون اغلب در کنار راه رشد میکند، و بوییدنش برای سردرد خوب است، به این ترتیب، مهبود و همسر و فرزندانش همگی به جرم خیانت و ترور شاه کشته شدند، اما این هنوز شروع ماجراست.. ادامه دارد...
شیخ بهایی: متجاوز از چهل تن از دانشمندان و بزرگان قرن يازدهم هجرى قمرى، از شاگردان وى بودند و از او علم آموخته، و بعضی از آن، اشخاص عبارتند از:
۱- صدرالدين محمد ابراهيم شيرازى، معروف به ملاصدرا، فيلسوف معروف.
۲- ملا محمد محسن بن مرتضی بن محمود، معروف به فيض كاشانی، صاحب تفسير صافی.
۳- ملا عزالدين فراهانی مشهور به علينقی كمره اى، شاعر معروف قرن يازدهم.
۴- ملا محمدباقر بن محمد مؤمن خراسانی، معروف به محقق شيخ الاسلام.
۵- شيخ جواد بغدادى، مشهور به فاضل جواد، صاحب شرح خلاصة الحساب.
۶- ملا محمدتقی بن مقصود علی مجلسی، صاحب روضة المتقين.
۷- سيد عزالدين حسينی كركی عاملی، مشهور به مجتهد مفتی اصفهانی.
نظامی گنجوی یکی دیگر از ارکان اصلی شعر فارسی است، او برخاسته از آذربایجان در کنار آثار ترکی خود، آثاری به زبان فارسی نیز سروده و با خلاقیت بی بدیل خود، سبک آذربایجانی را قوام میبخشد. رمانتیسم نظامی با سمبولیزم عرفانی در هم آمیخته و با الهام از فرهنگ غنی سرزمین مادریش و با پیوند با فرهنگ و زبان زیبای ترکی، همچنین وام دهیهای فراوانش از زبان ترکی به زبان فارسی در قالب ضرب المثل ها، اصطلاحات و داستانهای فولکلوریک در منظومههای بی مانندش، سبک آذربایجانی را عالم گیر کرده است. بطوری که اکثر پژوهندگان آثارش را به حیرت واداشته و لاجرم به فرهنگ غنی بومی وی پی برده اند.
فروغ فرخزاد شاعره معاصر در سال ۱۳۱۳ شمسی در تهران به دنيا آمد. فروغ پس از پايان كلاس سوم دبيرستان به هنرستان بانوان رفت و خياطی و نقاشی را آموخت. درشانزده سالگی به پرويز شاپور يكی از بستگان مادرش كه پانزده سال از او بزرگتر بود دل باخت و عليرغم مخالفت خانواده با او ازدواج كرد و به اهواز رفت، ولی كمتر از دو سال بعد از همسرش طلاق گرفت و به تهران بازگشت. فروغ شاعری را از هفت سالگی آغاز كرد و نخستين مجموعه شعر او در سال ۱۳۳۱ چاپ شد. دومين مجموعه شعر فروغ (ديوار) در بيست و يك سالگی اين شاعره چاپ شد و بدليل برخی گستاخیها و سنت شكنیها مورد نقد و سرزنش ادبا قرار گرفت. فروغ فرخزاد يك سال بعد عليرغم ملامت شخصيتهای ادبی، سومين مجموعه شعر خود بنام عصيان را چاپ كرد، اين سه مجموعه شعر اشعاری بودند زنانه، سركش، رومانتيك وبحث برانگيز. فروغ سپس جذب فعاليتهای سينمائی شد و در سال ۱۳۳۸ برای مطالعه و تجربه سينما به انگلستان رفت. وی پس از بازگشت در سال ۱۳۴۱ فيلم مستندی از جذاميان تبريز بنام (خانه سياه است) تهيه كرد كه اين فيلم در سال ۱۳۴۲ برنده جايزه بهترين فيلم مستند فستيوال اوبرهاوزن ايتاليا شد. فروغ در روز دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵ دراثر سانحه تصادف رانندگی در سن ۳۲ سالگی در گذشت. منابع زندگينامه/ از پايگاه ياد يار
جلال آل احمد ترجمه های خود را همچون عزاداريهای نامشروع ۱۳۲۲ از عربی، محمد آخرالزمان نوشته بل كازانوا نويسنده فرانسوی ۱۳۲۶، قمارباز ۱۳۲۷ از داستايوسكی، بيگانه ۱۳۲۸ اثر آلبركامو (با علی اصغر خبرزاده)، سوء تفاهم ۱۳۲۹ از آلبركامو، دستهای آلوده ۱۳۳۱ از ژان پل سارتر، بازگشت از شوروی ۱۳۳۳ از آندره ژيد، مائدههای زمينی ۱۳۳۴ اثر ژيد (با پرويز داريوش)، كرگدن ۱۳۴۵ از اوژن يونسكو، عبور از خط ۱۳۴۶ از يونگر (با دكتر محمود هومن)، تشنگی و گشنگی ۱۳۵۱ نمايشنامه ای از اوژن يونسكو؛ در حدود پنجاه صفحه، اين كتاب را جلال آل احمد ترجمه كرده بود كه مرگ زودرس باعث شد نتواند آن را به پايان ببرد؛ پس از آل احمد دكتر منوچهر هزارخانی بقيه كتاب را ترجمه كرد.
گزینه C صحیح است
بله آفرین درود بر شما🌺🙏
گزینه C‑ meeting
درود بر استاد عزیزم آقا کیارش دوست داشتنی، آفرین بر شما و سپاس🌹🙏💝
درود بر محمد جان عزیزم، آفرین سالار🌹🙏