تا باغ همی رفتم، هر روز ببوی گل گم شد در باغ امروز، از بوی کسی ما را! ✏ «آذر بیگدلی»
منظورش اامکان دداره ااستعاره ااز تتاریخ وو ززمانه بباشه ااز بباغ باغ اامروز ممجاز ااز اامروزه یعنی ااسممان در تاریخ امروز باقی ننمی مماند ففکر ککنم
درود به همه دوستان. منظور و مفهوم " نقش میبینی که در آیینهای است ** نقش تست آن نقش آن آیینه نیست"
نفس کشیدن مقابل آینه باعث میشود بخار نفس روی آینه جابماند .آن// های //نفس است و تصویری از نفس است .نفس واقعی نیست . توهم دراین آینه هرچه میبینی ،تو واقعی نیست .بلکه نقش و تصویر است .
شاعر در بیت "آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست" بر چه موضوعی تاکیده کرده ؟
اگاه نیستی کلاه پهلوی اازسرت اافتاده گفت بباید تتو سسر اادم عقل وو ششعور بباشه ببدون کلاه پهلوی ببودن وو ککلاه ششاپو ننذاشتن ععیب ننیست
دوستان مفهوم این بیت از مولانا : تفسیر شعر "خُنُک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش بِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگر"
ای خوشا به آن عاشقی که در سر عشق همه چیزش را باخت ودیگر چیزی برایش نمانده بود به جز آن عشق به معشوقه اش که در دل داشت . واقعا خوشا به حالش .
منظور شهریار از "سروری شدم" تو بیت "سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم" چیه ؟
یعنی ددر ببرابر ددشمنان ووای می اایستم اانسان اازاده اای ههستم
در بیت حدیث طول امل را نمود زلف تو کوته _ _که هرکه جُست بلندی در اوفتاد به پستی در این بیت شعر قاآنی منظور از حدیث طول امل چیست ؟ آیا حدیث خاصیه که من نشنیدم تاحالا ؟
حدیث طول امل =قصه ی آرزوهای دراز آرزوهای محال .
خشم خود بشکن تو مشکن تیر را چشم خشمت خون شمارد شیر را ✏ «مولانا»
تو برخشم خود غلبه کن کن و با تیر کاری نداشته باش . چون که خشم باعث کج بینی تو می شود و هنگام عصبانیت وخشمگینی ،شیر را خون میبینی.ودراشتباه هستی . چون عصبانی بودی تیرت به هدف ننشست .تیر کج نبود بلکه کجی از خشم تو بود .
"یک روز ز بند عالم آزاد نیم" کنایه از چیست ؟ یک روز ز بند عالم آزاد نیم یک دمزدن از وجود خود شاد نیم شاگردی روزگار کردم بسیار در کار جهان هنوز استاد نیم
دلبستگی های دنیوی و غم و غصه ی مال دنیاراخوردن و همه آنچه که به دنیا مربوط است را به زندانی تشبیه کرده است که خودش درآن اسیر است .
سلام بهترین جمله انگیزشی که تا حالا شنیدین چی بوده اون جمله ای که با شنیدنش خیلی تاثیر گرفتید ازش:)
این ججمله ااز ددکتر ششریعتی ببود
گویند که: فردا شب باشد شب عید، اما امشب بگمان افگند، ابروی کسی ما را! ✏ «آذر بیگدلی»
مفهوم بیت : میگویند که فردا شب شب عید است اما ،امشب ابروی دلداری مارا به شک و تردید انداخته است ،چرا که من امشب ماه را دیده ام و این ماه هم نشانه ی آمدن عید است .