مدحت كن و بستای كسی را كه پيمبر بستود و ثنا كرد و بدو داد همه كار آن كيست بدين حال و كه بوده است و كه باشد؟ جز شير خداوند جهان، حيدر كرّار اين دين هدی را به مثل دايره ای دان پيغمبر ما مركز و حيدر خط پرگار علم همه عالم به علی داد پيمبر چون ابر بهاری كه دهد سيل به گلزار/ از کسایی مروزی
وصف خلق كسی كه قرآن است خلق را وصف او چه امكان است؟
ای آنكه جز از شعر و غزل هيچ نخوانی هرگز نكنی سير دل از تُنبُل و ترفند (تُنبُل=مکروحیله) زيبا بود ار مرو بنازد به كسايی چونانكه جهان جمله به استاد سمرقند شعر از کسایی مروزی
بسا شاهان که دور از کسوت هوش زمانه خرقهشان افکنده بر دوش بسا درویش را کز هوشمندی سریر جاه بخشد سربلندی ✏ وحشی بافقی
کم خسب زیر سایهٔ غفلت که ناگهان خورشید عمر بر سر دیوار میشود خرم دلی که در همه عمرش یکی نفس پیش از اجل ز علت بیدار میشود./نجم رازی
نی خَمُش کُن در عَدَم رو در عَدَم ناچیز شو چیزها را بین که از ناچیزها بِشْناختم تفسیر و مفهوم این بیت از مولانای جان رو با زبان عامیانه لطفاً بفرمایید
به فندق گونه عناب تر داد به جانان زاشک عنابی خبر داد ✏ جامی
معنی و مفهوم و تفسیر این ابیات از شعر حضرت مولانا چیست؟ ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟ گر صورت بیصورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید
معنی و مفهوم این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟ گُل در بَر و مِی در کَف و معشوق به کام است سلطانِ جهانم به چُنین روز، غلام است گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلسِ ما، ماهِ رخِ دوست، تمام است
معنی و مفهوم این بیت از حضرت حافظ چیست؟ چو عاشق میشدم گفتم که بُردم گوهرِ مقصود ندانستم که این دریا چه موجِ خونفشان دارد