معنی های مختلف make up
سلام به همه. من برای کنکور ارشد دارم زبان میخونم و به یه سوالی بر خوردم فعل make up به غیر از آرایش کردن چه معنا های دیگه ای داره ؟
١٧ پاسخ
به عنوان اسم:
۱. آرایش مثل موی مصنوعی، ناخن، رژ و ...
۲. هنر آرایش کردن
۳. نحوه چیدمان و آرایش یک چیز
۴. حالت روحی روانی
به عنوان فعل:
۱. فرم دادن و ایجاد کردن چیزی
۲. ساختن چیزی با قصد فریب
۳. جبران کاستی کردن (مثل جلسه جبرانی یا خسارت)
۴. فعل آرایش کردن
۵. به صورت make up one’s mind یعنی تصمیم گرفتن
۶. به صورت make up with یعنی کینه را با کسی کنار گذاشتن
۷. به صورت make up to یعنی جبران کردن
Personality = شخصیت و ژنتیک
برای کلاسهای جبرانی در دانشگاه استفاده میشه. زمانی که استاد بخواد کلاس جبرانی بذاره از این واژه استفاده میکنه
چیزی را از خود درآوردن(دروغ بافتن)
جبران کردن.
معنی ساختن هم میده
معنی ترکیب شدن هم میده
به معنی درست کردن چیزی و آشتی کردنم هست
سلام.
پاسختون بسیار خوب بود اما مورد ۶ کمی مشکل داشت.
عبارت make up to درواقع نه فعل هست و نه به معنایی که شما گفتین. این کلمه یک phrasal verb یا همان "عبارت فعلی" است که به معنای "جبران کردن برای کسی" است.
make up ( somthing ) to ( someone ) :
جبران کردن ( چیزی/کاری ) برای ( کسی )
واژه ای که شما معنی کردید، واژه make love هست!