پرسش خود را بپرسید

معنی کلمه انگلیسی Empathy در فارسی چیست؟

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
١٨٣

کلمه Empathy در انگلیسی یک مفهوم  کلیدی است که در مباحث علوم انسانی، علوم اجتماعی، ژورنالیزم و غیره استفاده میشود و در بسیاری از لغت نامه های  فارسی آنرا بصورت کاملا نارسا به همدلی ترجمه کرده اند. Empathy  در انگلیسی  قبل از هرچیز دیگری به معنی خود را جای کسی دیگری گذاشتن است. تعریفEmpathy در انگلیسی بسیار دقیق و واضح است در حالیکه همدلی کلمه بسیار ضعیفی است و بیشتر حالت ادبی دارد تا علمی.  البته بعضی از لغت نامه ها کلمه Empathy  را بصورت صحیح توضیح داده اند ولی کلمه ای که در فارسی آنرا دقیقا بیان کرده باشد ارائه نکرده اند. پیشنهاد من در اینجا این است که یا در فارسی کلمه فارسی شده Empathy یعنی امپاتی را استفاده کنیم یا کلمه جدیدی برای آن ابداع کنیم. 

١٠٠ %

همدلی

٤ پاسخ
٠ %

امپاتی

٠ %

واژه سازی

٦ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما. سوال جالب و زیبایی بود.

و هوش مصنوعی هم پاسخ زیبایی داد.بخشی از اون پاسخ میگه:
 

 این نکته  از نظر مفهومی قابل دفاع است، اما یک اصلاح مهم لازم دارد:

Empathy دقیقاً فقط «خودت را جای دیگری گذاشتن» نیست. در ادبیات علمی انگلیسی، مفهوم آن گسترده‌تر است و معمولاً شامل توانایی درک و تا حدی احساس‌کردن وضعیت عاطفی یا چشم‌انداز فرد دیگر از منظر او می‌شود.

مثلاً:

 درک کنم و احساساتش را تا حدی بفهمم.پس مشکل «همدلی» چیست؟

مشکل اصلی این است که در فارسی روزمره، همدلی گاهی با sympathy قاطی می‌شود.

تفاوت ساده:

  • Sympathy → برای کسی احساس تأسف/دلسوزی کردن.
  • Empathy → تلاش برای درک تجربه و احساس فرد از منظر خودش.
  • Compassion → رنج فرد را دیدن و در کنار آن، میل به کمک یا کاهش رنج او داشتن.

مثلاً فرض کن دوستت در امتحان رد شده:

Sympathy:

«خیلی ناراحت شدم برات.»

Empathy:

«می‌تونم تصور کنم چقدر ناامیدکننده بوده؛ مخصوصاً وقتی این‌همه براش زحمت کشیدی.»

در دومی، تو فقط برای او ناراحت نیستی؛ سعی می‌کنی تجربهٔ او را از منظر خودش بفهمی.

آیا «امپاتی» می‌تواند جایگزین خوبی باشد؟

به نظرم بله، به‌خصوص در متون تخصصی می‌تواند یک راه‌حل عملی باشد؛ همان‌طور که بسیاری از واژه‌های تخصصی زبان‌های دیگر مستقیماً وارد فارسی شده‌اند.

اما من بین این دو تفکیک می‌کنم:

در متن عمومی:

Empathy = همدلی

در متن علمی یا تخصصی، وقتی منظور دقیق مفهوم باشد:

Empathy = امپاتی / همدلیِ مبتنی بر درک تجربهٔ دیگری از منظر او

و اتفاقاً گزینهٔ دوم مزیت بزرگی دارد، چون اجازه نمی‌دهد empathy، sympathy و compassion همه زیر عنوان مبهم «همدلی» گم شوند.

یک نکتهٔ ظریف دیگر هم هست: عبارت «خود را جای دیگری گذاشتن» ترجمهٔ بسیار خوبی برای توضیح مفهوم empathy به زبان ساده است، ولی خودش معادل کامل واژه نیست؛ چون empathy می‌تواند شامل درک چشم‌انداز (perspective-taking) و هم‌تجربگی/پاسخ عاطفی باشد.

با توجه به توضیحات هوش مصنوعی به نظرم برای empathy   اگر معنی درک کردن رو به کار ببریم، بهتر از همدلی باشه.

٢٦١,٦٤٤
طلایی
٩١
نقره‌ای
١,١٨٨
برنزی
١,١٨٧
تاریخ
٣ هفته پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی اول
تاریخ
٢ هفته پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی اول
١,٠٥٩
طلایی
٠
نقره‌ای
٢
برنزی
٣
تاریخ
٣ هفته پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی اول
٨٩,٦٧٢
طلایی
١٠٩
نقره‌ای
٨٤٧
برنزی
٦٧٩
تاریخ
٣ هفته پیش

کلمه‌ای که کامل بتونه منظور رو برسونه نداریم و فقط تعریفش میتونه مفهوم واژه رو منتقل کنه.

هم‌ذات‌پنداری شاید مناسب باشه ولی دقیق نیست.

١٠١,٣٠٨
طلایی
١٠٦
نقره‌ای
٥٣١
برنزی
٦٩٣
تاریخ
٣ هفته پیش
پاسخ کاربر: گزینه‌ی اول
٨٢٥,٠٩٩
طلایی
٧٩٧
نقره‌ای
٩,٢٢٩
برنزی
٦,٩٦١
تاریخ
٣ هفته پیش
١

پاسخ شما