پرسش خود را بپرسید
٢ رأی
٤ پاسخ
٥٠ بازدید
چند گزینه‌ای

زمانه ، پندی آزادوار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری، همه پندست به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری بسا کسا که به روز تو آرزومندست زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه به بندست پای دربندست

١ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٥١ بازدید

به میزان قیامت بیش کم، کم بیش می آید زبان این ترازو را نمی دانم نمی دانم تفسیر این بیت از صائب تبریزی چیست؟؟

١ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٤ پاسخ
٧٦ بازدید

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن که شبی نخفته باشی به درازنای سالی غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی ///  سعدی

١ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٣ پاسخ
٦٨ بازدید
١ رأی
١ پاسخ
٥٦ بازدید

معنای خُتَن در این شعر چیست؟  ای گل ارغوان همچو سرو چمان ای در شب تار من، روشنایی بت چین و خُتَن  روح و جانی به تن دل میرُبایی

٣ ماه پیش
٠ رأی
١ پاسخ
١,٣٩٥ بازدید

معنی و مفهوم و تفسیر این ابیات از شعر حضرت مولانا چیست؟ ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟ معشوق همین جاست، بیایید بیایید معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار در بادیه سرگشته شما در چه هوایید؟ گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

٦ ماه پیش
١ رأی
١ پاسخ
٨٥ بازدید

ناله از دوری آن کن که تو را می فهمد عشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد عاشقی سود ندارد به خدا من دیدم پای آن یار زیان کن که تو را می فهمد بگذار هر که دلش با تو نباشد برود به کسی هی تو بمان کن که تو را می فهمد  

٦ ماه پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٢٤١ بازدید

معنی و مفهوم و تفسیر این دو بیت از حضرت حافظ چیست؟ دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا کشتی‌شکستگانیم ای بادِ شُرطِه برخیز باشد که باز بینم دیدارِ آشنا را

٦ ماه پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٩٩ بازدید

مراد حضرت حافظ در این ۳ بیت چیست؟  معنی و مفهوم و تفسیر آن چبست؟ بیا که قصرِ اَمَل سخت سست‌بنیادست بیار باده که بنیادِ عمر بر بادست غلامِ همّتِ آنم که زیرِ چرخِ کبود ز هر چه رنگِ تعلّق پذیرد آزادست و بیت آخر غزل  ۳۷ :  حسد چه می‌بری ای سست‌نظم بر حافظ؟ قبولِ خاطر و لطفِ سخن خدادادست

٦ ماه پیش
رأی
٠ پاسخ
٥٤٠ بازدید
با پاسخ به این پرسش مدال نقره
برنز
دریافت کنید.

مراد حضرت حافظ در این ۳  بیت  چه بوده ؟  معنی و مفهوم و تفسیر آن چیست؟ بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد من و ساقی به هم تازیم و بنیادش براندازیم و در بیت آخر غزل ۳۷۴:  سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز بیا حافظ که تا خود را به مُلکی دیگر اندازیم

٦ ماه پیش