پرسش خود را بپرسید
٤ رأی
تیک ٤ پاسخ
٢,٣٥٥ بازدید

ز منجنیق فلک سنگ فتنه می بارد من ابلهانه گریزم به آبگینه حصار زمانه مرد مصاف است و من ز ساده دلی کنم به جوشن تدبیرِ وهم، دفع مَضار                   عُرفی

١ سال پیش
٢ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٨٦ بازدید
٢ رأی
تیک ٣ پاسخ
٤٢٥ بازدید
٣ رأی
تیک ٣ پاسخ
٢٠٣ بازدید

صید دل از این وادی، دارد سر آزادی امید که صیادی، بازش به کمین بادا! اغیار همی پویند، تا پیش منت جویند حرفی به گمان گویند، ای کاش یقین بادا! افزود دگر امشب، زخم دل من زان لب زان بیشترک یا رب، آن لب نمکین بادا! دی کآن مه موزون رفت، دلخون شده در خون رفت دین از پی دل چون رفت، جان پیرو دین بادا! ✏ «آذر بیگدلی»  

١ سال پیش
٠ رأی
١ پاسخ
١٨٢ بازدید

در عبارت  «گر در طلبت رنجی، ما را برسد شاید»  چه نوع شرط و احتمال در این عبارت نهفته است و چه احساسی را به تصویر می‌کشد؟

١ سال پیش
٢ رأی
٣ پاسخ
٣٩٥ بازدید

زندگی می کشد آخربه کجاکارت را بایدازدورتماشابکنی یارت را روزدیدارخودت رابه ندیدن بزنی شب ولی دوره کنی لحظه دیدارت را عاشقش باشی و تا عشق، خریدارت شد دور سازی خودت از خویش خریدارت را دوستش داشته باشی و نبیند هرگز «دوستت دارم» در سینه گرفتارت را

١ سال پیش
٣ رأی
١ پاسخ
٧٦٥ بازدید

نظرتون رو در باره ی این بیت بفرمایید : «دانش و خواسته است نرگس و گل که به یک جاي نشکفند به هم  هر که را دانش است خواسته نیست وان که را خواسته است دانش کم» 

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٢٥٢ بازدید