ساکن نمی شود نفسی آب چشم من سیماب طرفه نبود اگر بی سکون شود
١ پاسخ
در این بیت شاعر بیقراری و آشفتگیِ شدید خود را با «آبِ چشم» و «سیماب» (جیوه) مقایسه میکند:
> «اشکِ چشمم لحظهای آرام و ساکن نمیشود؛
عجیب نیست، چون جیوه نیز ذاتاً آرام و قرار ندارد.»
معنی واژهها
آب چشم: اشک
نفسی: لحظهای، دمبهدم
سیماب: جیوه؛ فلزی که در قدیم به روان و ناآرام بودنش معروف بود.
طرفه نبود: عجیب نیست، جای شگفتی ندارد
بیسکون: ناآرام، بیقرار
مفهوم کلی بیت
شاعر میگوید اشکهایش پیوسته جاریاند و آرام نمیگیرند. سپس برای توضیح این حالت، اشک را به جیوه تشبیه میکند؛ همانطور که جیوه دائماً در حرکت و لرزش است و ثبات ندارد، اشک عاشق نیز از شدت اندوه و التهاب مدام جاری است.
ظرافت هنری بیت
زیبایی بیت در این است که شاعر:
اشک را به جیوه تشبیه کرده،
و از ویژگی طبیعی جیوه (جنبش دائمی و لغزندگی) برای بیان بیقراری روح عاشق استفاده کرده است.
پس بیت فقط دربارهٔ گریه نیست؛ بلکه تصویری از دلِ مضطرب و آرامناپذیر عاشق ارائه میدهد.