دیده ام می جست و گویندم نبینی روی او خود درفشان چشمم کاندر او سیماب داشت
٣ پاسخ
دُر افشان.یعنی درخشان بودن..
یعنی دیدن عکس معشوق در چشم اشک آلود یار...
با درود
درخشان
روشن
پرنور
درخشنده
تابان
در این بیت، «درفشان بودن» به معنای «درخشان و روشن بودن»، «پرنور بودن» یا «جلوهگری کردن» است.
اما بخش اصلی پرسش شما درباره «سیماب» (جیوه) است:
«چشمم که اندر او سیماب داشت» یعنی: چشمی که درون آن، جیوه بود.
مراد و تشبیه آن چیست؟
در ادبیات کهن، یکی از زیباترین تشبیهات برای چشم اشکآلود و لرزان، تشبیه آن به آینه پشتاندود شده با جیوه (سیماب) است. آینههای قدیمی را پشتشان جیوه میمالیدند تا تصویر را بازتاب دهد.
حال اگر اشک، پشت آن جیوه را بشوید، آینه دیگر تصویر را درست نشان نمیدهد و سطح آن دچار موج و لرزش میشود. بنابراین:
1. چشم لرزان و اشکآلود به آینهای تشبیه شده که جیوه پشت آن آب شده و سطحش چینچین و متلاطم است.
2. شاعر میگوید: به من میگویند روی او را نبین، اما خود چشم من درخشان است (و او را میبیند)؛ چشمی که در آن، سیماب (جیوه مذاب و لرزان) وجود دارد. یعنی چشم پر از اشک و لرزان من همچون آینهای است که تصویر او در آن نقش بسته.
برداشت نهایی:
«سیماب داشتن» کنایه از اشکی بودن و لرزان بودن چشم است که مانع دیدن واضح نمیشود، بلکه خود وسیلهای برای درخشش و بازتاباندن تصویر معشوق است.