این شعر از کیست؟
این شعر از کیست؟
ترک از درم در آمد خندانک
آن خوبروى و چابك مهمانك
مفعول فاع لانن مفعولن
مفعول فاع لاتن مفعولن
۱- بانو شاعره رابعه
۲- بانو شاعره مهستی
۳- بانو شاعره عفت نسابه شیرازی
۴- بانو شاعره پروین اعتصامی
٧ پاسخ
درود گزینه اول درسته
در احاطه شیخ بهایی در مهندسی مساحی ترديدی نيست و بهترين نمونه كه هنوز در ميان است، نخست تقسيم آب زاينده رود به محلات اصفهان و قرای مجاور رودخانه است كه معروف است هيئتی در آن زمان از جانب شاه عباس به رياست شيخ بهائی مأمور شده و ترتيب بسيار دقيق و درستی با منتهای عدالت و دقت علمی در باب حقآب هر ده و آبادی و محله و بردن آب و ساختن ماديها داده اند كه هنوز به همان ترتيب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان موجود است. از ديگر كارهای علمی كه به بهائی نسبت ميدهند طرح ريزی كاريز نجف آباد اصفهان است كه به نام قنات زرين كمر، يكی از بزرگترين كاريزهای ايران است و از مظهر قنات تا انتهای آبخور آن ۹ فرسنگ است و به ۱۱ جوی بسيار بزرگ تقسيم ميشود و طرح ريزی اين كاريز را نيز از شیخ بهائی ميدانند.
بانو شاعره جانان بیگم: تذکرة الخواتین مینویسد: از بانوان کشور هندوستان و دختر عبدالرحمن بن بیرامخان ملقب بخانخانان که مردی فاضل و دانشمند بوده و تفسیری بر قرآن نوشته، این بانو هم با کمال بوده و هم صاحب جمال، طبع شاعرانه وی باکمال و جمال توام شده و این زن را تا آنجا مشهور و سرشناس کرده که جهانگیر پادشاه هندوستان خواستگار همسری او شده است ولی جانان بیگم برای سرزدن از ازدواج گیسوان خود را بریده و دندانهای خویش را کشیده برای پادشاه بعلامت بی علاقگی باختیار کردن شوهر فرستاده و تاسن هفتاد سالگی که زمان مرگ اوست همسری نپذیرفته، این داستانرا صاحب تذكرة الخواتین نقل میکند و این بیت را بنام نمونه شعر فارسی بانوی نامبرده مینویسد:
عاشق زخلق عشق تو پنهان چه سان کند
پیداست از دو چشم ترش خون گریستن
تذکره خیرات حسان تاريخ مرگ جانان بیگم را ۱۰۷۰ هجری نوشته. تذكره عرفات عبد الرحمنخان ملقب به خانخانان را از سرداران بزرگ دانسته و مینویسد تا سال ۱۰۲۳ زنده بوده و خوب شعر میگفته و این مطلع از اوست:
شمار شوق ندانستهام که تا چند است
جز این قدر که دلم سخت آرزومند است
در زبان فارسی، برای نشون دادن مونث بودن فرد، ه به انتهای کلمات اضافه نمیشه. در نتیجه بانوی شاعر درسته نه شاعره.
درود
کلمات شعر و شاعر خودشون عربی هستند و با حذف تای تانیث فارسی نمیشن.
ضمناً بعضی از این شاعره ها ملمعات دارند.
عباس مروزی: قصیده سرا در مدح مامون فرزند هارون گفته، اولین شاعر فارسی سرای بعد از اسلام که اثری از او باقی مانده. عوفی در لباب الالباب میگوید عباس مروزی قصیده مذکور را در سال ۱۹۳ در مدح مامون خلیفه گفته است بازمان خلافت مامون منافات دارد... موجه بنظر نمیرسد زیرا لباب الالباب متذکر است که عباس مروزی قصيدۀ (ای رسانیده بدولت فرق خود تا فرقدین) را در مدح مامون خلیفه گفته است نه اینکه نوشته باشد، در هنگام خلافت قصیده گفته شده مطابق ضبط تواریخ از جمله حبيب السير مامون در سال ۱۹۳ هنگام فرمانفرمائی خود که از جانب هارون الرشید پدرش در ایران داشت بهرو رفته است و هیچ بعید نیست با تظاهراتیکه مأمون بایران دوستی میکرده شاعری بگفتن قصيده فارسی تحريك و تهييج شده باشد بویژه وقتی خود شاعر میگوید:
کس بدین منوال پیش از من چنین شعری نگفت
مرزبان پارسی را هست پا این نوع بین
ليك زان گفتم من این مدحت ترا تا این لغت
گیرد از مدح و ثنای حضرت توزیب و زین
استخوان بندی و تركيب شعر از حیث استحکام و سلاست باید شعر قرن چهارم و پنجم شناخته شود نه شعر اواخر قرن دوم. این استنباط با قرائن و نظائری که ذیلا خواهیم آورد سازگار نیست و نتيجة مخدوش میشود زیرا حنظله باد قیسی که معاصر طاهریان و تاریخ وفاتش را ۲۲۰ ضبط کرده اند و همزمان عباس مروزی است باین محکمی و سلاست شعر گفته است:
یارم سپند اگرچه بر آتش همی فکند
از بهر چشم تا نرسد مرورا گزند
او را سپند و آتش ناید همی بکار
با روی همچو آتش و با خال چون سپند
اگر بدقت ملاحظه شود این شعر بمراتب از قصیده منسوب بعباس مروزی در مدح مامون که بسال ۱۹۳ گفته شده است استحکام و انسجام و سلاستش بیشتر است.
گزینه سوم بانو عفت نسابه شیرازی شاعره معروف از دوران صفویه
درود بر شما محمد جان، بیشتر دقت . . . ؟🌺
گزینه دو، بانو شاعره مهستی
درود بر شما
کمی بیشتر دقت کنید، هنوز فرصت پاسخ دارید🙏
درود بر شما
آفرین🌹