لطفا معنی این غزل از صائب تبریزی را بفرمایید در چشم تنگ مور جهان چشم سوزن است دلتنگ را ز وسعت منزل چه فایده
٨ پاسخ
یعنی:
کوچکی یا بزرگی زندگی بیشتر به وسعت دل آدم ربط دارد، نه به اندازهی جا و امکاناتش.
نقد صادقانه👇صائب عمداً مورچه را مثال زده تا بگوید مشکل تنگی دنیا بیشتر از درون ماست، نه از جهان. اما میشود با او مخالفت کرد: گاهی واقعاً شرایط بیرونی آدم را محدود میکند و فقط با گشادگی دل همهچیز حل نمیشود.
یعنی:
کوچکی یا بزرگی زندگی بیشتر به وسعت دل آدم ربط دارد، نه به اندازهی جا و امکاناتش.
نقد صادقانه👇صائب عمداً مورچه را مثال زده تا بگوید مشکل تنگی دنیا بیشتر از درون ماست، نه از جهان. اما میشود با او مخالفت کرد: گاهی واقعاً شرایط بیرونی آدم را محدود میکند و فقط با گشادگی دل همهچیز حل نمیشود.
این شعر به بیان بیفایده بودن عشق و انتظار در شرایطی میپردازد که معشوق یا محبوب نیست یا محبت و ارتباطی وجود ندارد. شاعر از مشکلات و ناراحتیهایی که در زندگی به خاطر отсутствие عشق و ارتباط واقعی پیش میآید، سخن میگوید. او به مثالهایی اشاره میکند که نشان میدهد در نبود عشق و دلبری، هر گونه تلاش یا انتظاری بینتیجه و بیفایده است. در نهایت، او به ناامیدی نسبت به شوق دیدار معشوق و فایده نداشتن انتظار برای او اشاره میکند.
آن را که نیست دلبری از دل چه فایده؟
جایی که برق نیست ز حاصل چه فایده؟
زنجیر تازیانه بود فیل مست را
دیوانه ترا ز سلاسل چه فایده؟
این سیل رخنه در دل فولاد می کند
بستن به روی عشق در دل چه فایده؟
اکنون که شد سفید مرا چشم انتظار
از سرمه سیاهی منزل چه فایده؟
مجنون چو نسخه از رخ لیلی گرفته است
دیگر ز پرده داری محمل چه فایده؟
آن را که هست چون گهر از آب خود خطر
از لنگر سلامت ساحل چه فایده؟
در چشم تنگ مور جهان چشم سوزن است
دلتنگ را ز وسعت منزل چه فایده؟
چشم گرسنه سیر ز نعمت نمی شود
غربال را ز کثرت حاصل چه فایده؟
تا روشن است دل ز دو عالم بشوی دست
چون غوطه خورد آینه در گل چه فایده؟
صائب ترا که طاقت دیدار یار نیست
از انتظار دوست چه حاصل، چه فایده؟
👈 کل این شعر در مورد این است که اگر در دل به نور مه / یار / دلبر ، آدمی نرسد ، هرچه غیر از رسیدن به نور دل و جذب آن شدن ، اگر در دل انباشته شود ، بی فایده است .
طریقه خوانش درست بیت:
در چشم تنگ مور ، جهان ، چشم سوزن است
چشم سوزن : سوراخ سوزن
چشم مور : باریک بینی ، ذوق شناخت جمال ، زاویه دید،موضوع تخیل
حضرت بعد از آنکه از انتظار نشستن به دیدن نور جان در دل ، به چشم سفید شدن اشاره کردن ، حالا می فرماید :
برای سالکِ عاشقی که به مشاهده دل نشسته تا دل خلوت شود و موضوعِ نور یار در آن متجلی شود ،
جهان ،
مانند سوراخ سوزنی است .
یعنی آنقدر حضور و توجه اش تیز شده و باریک شده و از پراکندگی دل خارج شده که از کل جهان ، مال دنیا ، موضوعات مادی دنیا ، تنها طالبِ نور دلبر ، در دل است .
دلتنگِ رسیدن به دلبر است .
حال آنکه منزل دل او ، جام جهان بین است.
او می تواند جهان را در دلش جای دهد اما تنها دنبال نور یار است .
پس سالکی که به دنبال رسیدن نور جان در دل است ، وسعت دل که جهان را در خود جای می دهد ، چه فایده دارد !؟
این حقیقت شعر است .
اما عوام می توانند از این شعر برداشتهای گوناگون کنند .
تا روشن است دل ز دو عالم بشوی دست
چون غوطه خورد آینه در گل چه فایده؟
اینجا حضرت اشاره می کنند که اگر دل از نور دلبر / یار / لیلی / جان ، منور شد
هم از دنیای مادی ( ثروت و شهوت و خوردن و قدرت )و هم از دنیای غیر مادی (فکر ، باور ، بهشت ) ، دست بکش .
اگر آئینه دل در گل و لای مادی و افکار غوطه ور شود و آئینه های دل را پراکنده کنند که دیگر نمی تواند نورِ دلبر یا یار را متجلی کند ، پس فایده ندارد .
فهم درست ، درک درست ، فن درست
این بیت از غزلیات صائب تبریزی، به نوعی به بیفایده بودن وسعت و بزرگی در مقابل دلتنگی و محدودیتهای درونی اشاره دارد و با استعاره چشم مور، تنگنظری و محدود دیدن عالم را بیان میکند.
غزل صائب تبریزی که در بیت "در چشم تنگ مور جهان چشم سوزن است دلتنگ را ز وسعت منزل چه فایده" آمده، به معنای مفهومی آن چنین است: چشم مور که به شدت تنگ و کوچک است، جهان را به مثابه یک چشم سوزن (بسیار محدود) میبیند؛ یعنی توان دیدن گستردگی و وسعت دنیا را ندارد؛ از این رو، کسی که دلش تنگ و ناراحت است؛ دیدن وسعت و گستردگی منزل (خانه یا جایگاه) دیگر فایدهای برایش ندارد، چون دل تنگها با وسعت و بزرگی جایی آرام نمیگیرند. این بیت به محدودیت دید و ادراک انسان در شرایط کمبود یا ناراحتی اشاره دارد و نکته فلسفی آن بر این است که وقتی در درون دلتنگی و تنگنا هستی، بزرگی و وسعت جهان برای آرامش تو سودمند نیست.
این بیت از غزلیات صائب تبریزی، به نوعی با استعاره چشم مور، تنگنظری و محدود دیدن عالم را بیان میکند.
غزل صائب تبریزی که در بیت "در چشم تنگ مور جهان چشم سوزن است دلتنگ را ز وسعت منزل چه فایده" آمده، به معنای مفهومی آن چنین است: چشم مور که به شدت تنگ و کوچک است، جهان را به مثابه یک چشم سوزن (بسیار محدود) میبیند؛ یعنی توان دیدن گستردگی و وسعت دنیا را ندارد؛ از این رو، کسی که دلش تنگ و ناراحت است؛ دیدن وسعت و گستردگی منزل (خانه یا جایگاه) دیگر فایدهای برایش ندارد، چون دل تنگها با وسعت و بزرگی جایی آرام نمیگیرند. این بیت به محدودیت دید و ادراک انسان در شرایط کمبود یا ناراحتی اشاره دارد و نکته فلسفی آن بر این است که وقتی در درون دلتنگی و تنگنا هستی، بزرگی و وسعت جهان برای آرامش تو سودمند نیست.
با سلام و احترام
همانطور که مورچه با دید کوچک خودش به جهان نگاه میکنه و عظمت اون رو نمیبینه (جهان تو چشم کوچک مورچه جا نمیشه)، اگه روح یا دید ما هم کوچک و کمظرفیت باشه و رشد نکرده باشه، وسعت جهان یا خونه براش قابل درک نیست و سودی نداره. مگه ظرف کوچک درک یا نصیبش از دریای بیکران چقدره؟
مصراع دوم، معنی ظاهریش همینه که تو خود شعر اومده: وقتی دل، تنگ باشه خونه بزرگ هم دلتنگی رو رفع نمیکنه و معنی دومش که با بیت اول جوره، ظرفیت و دایره درک و دید افراد کوتهبین و ناتوانی آنها در حظ و بهرهوری از جهان بینهایته.
کسی که دید و درک محدودی دارد، حتی جهانِ بزرگ را کوچک میبیند؛
و کسی که دلش تنگ است، اگر در وسیعترین خانه هم زندگی کند، باز احساس تنگی و ناراحتی میکند