کدام مورد به مفهوم بیت زیر نزدیک است ؟
کدام مورد به مفهوم بیت زیر نزدیک است ؟
تو را با حق آن آشنایی دهد
که از دست خویشت رهایی دهد
الف) آنکه مارا خواست خدای را خواست
ب) خودشناسی مقدمه خداشناسی است
ج) خدابینی از خویشتن بین مخواه
د)مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
درود بر شما
سپاسگذارم
٧ پاسخ
با سلام
گزینه ج✔️
که از دست خویشت رهایی دهد
سلام
خیلی عالی
سپاسگذارم
سلام مجدد
خواهش می کنم. پاینده باشید 🌹
در مقایسۀ ویژگیهای فکری سبک خراسانی و عراقی باید گفت که بسیاری موضوعات برعکس شد مثلاً: ستایش عشق و عشق گرایی/ به ستایش خرد و عقل گرایی. یا غم گرایی/ به شادی گرایی. فراق/ به وصال. و ذهن گرایی و توجه به دنیای درون/ به واقع گرایی و توجه به دنیای بیرون. رواج روحیۀ عرفانی و اخلاقی/ به رواج روحیۀ پهلوانی و حماسی. باور به قضا و قدر/ به باور به اختیار و اراده. آسمانی بودن معشوق/ به زمینی بودن معشوق. بازتاب بیشتر علوم در شعر/ به بازتاب اندک علوم در شعر. همچنین سبک عراقی دو مختصۀ مهم دارد از جمله این دو مختصه، عرفان و غزل است.
جرمی ندارم بیش از این کز جان وفادارم تو را
ور قصد آزارم کنی هرگز نیازارم تو را
زین جور بر جانم کنون دست از جفا شستی به خون
جانا چه خواهد شد فزون، آخر ز آزارم تو را
رخ گر به خـون شویم همی، آب از جگر جویم همی
در حال خود گویم همی یادی بود کارم تو را
آب رخان من مبر دل رفت و جان را درنگر
تیمار کار من بخور کز جان خریدارم تو را
هان ای صنم خواری مکن، ما را فرازاری مکن
آبم به تاتاری مکن، تا دردسر نارم تو را
جانا ز لطف ایزدی گر بر دل و جانم زدی
هرگز نگویی انوری، روزی وفادارم تو را
انوری ابیوردی
لیلا دوباره قسمت ابنالسلام شد
عشق بزرگم آه چه آسان حرام شد
میشد بدانم اینکه خطِ سرنوشتِ من
از دفترِ کدام شبِ بسته وام شد؟
اوّل دلم فراق تو را سرسری گرفت
وان زخم کوچک دلم آخر جذام شد
گلچین رسید و نوبت با من وزیدنت
دیگر تمام شد، گل سرخم! تمام شد
شعر من از قبیلهٔ خون است، خون من،
فواره از دلم زد و آمد کلام شد
ما خون تازه در تنِ عشقیم و عشق را
شعر من و شکوه تو، رمزالدوام شد
بعد از تو باز عاشقی و باز… آه نه!
این داستان به نام تو، اینجا تمام شد
شعری از حسین منزوی
حسین منزوی ۱ مهر ۱۳۲۵ در زنجان و در خانوادهای فرهنگی به دنیا آمد. پدر حسین هم شاعر بود و به ترکی شعر میسرود. منزوی در سال ۱۳۴۴ برای تحصیل در رشتهی ادبیات فارسی دانشگاه تهران به این شهر رفت؛ اما مدتی بعد این رشته را رها کرد و به جامعه شناسی روی آورد؛ ولی مدتی بعد، آن را هم رها کرد. او اهل درسخواندن نبود و باید به سراغ استعداد حقیقی خودش میرفت. سال ۱۳۵۰ اولین مجموعهشعرش را با نام حنجره زخمی تغزل به چاپ رساند و با آن، جایزه دوره شعر فروغ را دریافت کرد. پس از این درخشش، وارد رادیو و تلویزیون ملی شد و همراه نادر نادرپور در گروه ادب امروز شروع به فعالیت کرد که حاصل آن دوران، تهیه چند برنامهی مهم ادبی بود. همچنین در این دوره چند ترانهی مشهور هم سرود که توسط خوانندگان مطرح آن زمان خوانده شدند. منزوی در سالهای پایانی عمرش به زادگاه خود برگشت و تا زمان مرگ در زنجان زندگی کرد. او ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳ بر اثر نارسایی قلبی و ریوی در تهران درگذشت و در زنجان به خاک سپرده شد. از مجموعهاشعار او میتوان به از کهربا و کافور، با عشق در حوالی فاجعه، با سیاوش از آتش، از ترمه و تغزل، از خاموشیها و فراموشیها، و به همین سادگی اشاره کرد. منزوی در سرودن غزل مشهور و ممتاز است؛ اما در سرایش شعر سپید و آزاد هم تواناست.
شعر لیلا یا عشق بزرگم از محبوبترین اشعار منزوی است؛ بویژه بیت اول آن را اغلب افراد شنیدهاند. این شعر، شعر عاشقانهای است که حالت درونی عاشق را به عشق لیلی و مجنون پیوند میدهد و سپس با اندوه فراوان، دفتر آن را میبندد.
حسین منزوی غزلسرای بزرگ معاصر ایران است. درباره او میتوان اینگونه گفت که قالب غزل را از زمان حافظ دوباره زنده کرد و البته روح دوران حیات خود را در آن دمید؛ به گونهای که مردم با غزل ها و اشعار او ارتباط برقرار میکردند.
بعضی وقتها پیش میآید که دلمان هوس یک شعر خاص را میکند؛ یعنی نه آنطور که به قصد خواندن اشعارِ دورهای خاص از تاریخ ادبیات یا بررسی شعرهای شاعری ویژه، بلکه فقط بخاطر خواندن یک شعر خاص فارغ از شاعر آن، شعری را زیر لب زمزمه میکنیم. گویی در هر دورهای شعری زبانزد میشود و بیشتر از سایر اشعار نقل مجالس میشود. ادبیات فارسی و همچنین، ترجمهٔ اشعار شاعران بزرگ دنیا به فارسی، از این نمونهاشعار زیاد دارند که در این یادداشت تنها به یک نمونه از این شعر و غزل های زیبا اشاره شد.
یار اگر خواهی کن از اغیار خالی خانه را
چون نباشد آشنائی با خدا بیگانه را
دشمن جانی تر از شیطان هوای نفس ماست
با جهاد خود بکش این جانی دیوانه را
گردش گردن نباشد خالی از حکمت تو هم
از کف ساقی مکن خالی طلب پیمانه را
همچو شمعی گر که میسوزی بسوز از بهر خلق
مشق کار خویش کن جانبازی پروانه را
ژولیده نیشابوری
بیت شما:
این معنی است که “آشنایی با حق (خدا) زمانی حاصل میشود که انسان از خود و خواستههای خود رها شود.” یعنی برای رسیدن به خدا، باید از خودخواهی و وابستگی به خود فاصله گرفت.
پس :
گزینه ج به مفهوم بیت شما نزدیکتر است، زیرا هر دو بر رهایی از خود و دیدن خدا بدون وابستگی به خود تأکید دارند.
درود بر شما
بسیار عالی توضیح دادین🙏
پاسخ DeepSeek:
برای تحلیل این بیت:
متن بیت:
تو را با حق آن آشنایی دهد
که از دست خویشت رهایی دهد
معنی:
این بیت اشاره دارد که "آشنایی با حق (خدا)" باعث میشود که انسان از دست نفس خویش (از دست خودپرستی و اسارت نفس) رهایی یابد.
یعنی شناخت خداوند سبب رهایی از تعلقات و محدودیتهای نفسانی میشود.
---
بررسی گزینهها:
· الف) آنکه مارا خواست خدای را خواست
این بیشتر دربارهٔ عشق و اراده است، نه مستقیم دربارهٔ "رهایی از خود به واسطهٔ خداشناسی".
· ب) خودشناسی مقدمه خداشناسی است
این عکس رابطهٔ بیت را بیان میکند. بیت میگوید خداشناسی باعث رهایی از خود میشود، اما این گزینه میگوید خودشناسی مقدمهٔ خداشناسی است.
· ج) خدابینی از خویشتن بین مخواه
یعنی برای دیدن خدا، نباید به خودت نگاه کنی (یعنی باید از خود گذشت). این با مفهوم بیت که "آشنایی با حق، رهایی از خود میآورد" همسوست.
· د) مجو درستی عهد از جهان سست نهاد
این دربارهٔ بیوفایی دنیاست و ربط مستقیم به محور اصلی بیت ندارد.
---
گزینهٔ صحیح: ج
زیرا هم در مفهوم "از خود گذشتن برای رسیدن به خدا" و هم در اشاره به اینکه خدابینی مستلزم رهایی از خویشتن است، با بیت هماهنگ است.
سلام
از توضیحات بسیار خوب شما سپاسگذارم🙏
بسیار عالی
درود بر شما
گزینه ج بیشتر قرابت معنایی دارد