پرسش خود را بپرسید

در کدام عبارت غلط املایی وجود دارد ؟

تاریخ
٩ ماه پیش
بازدید
٣٥٣

در کدام عبارت غلط املایی وجود دارد ؟
الف) ازدحام و شلوغی خیابان ها مانع تردد خودرو ها شده است .
ب) در تهمیدیه های زبان فارسی نوعی براعت استهال  یافت می شود
ج) صوفیان با زبان معمول نمی توانستند مفاهیم عرفانی را بیان کنند
د) غنای آثار ادبی ایران گواه فرزانگان ادب و عصاره روح بلند آنان است .

٢١٨,٧٥٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٢
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

با سلام

گزینه ب

تحمیدیه درست است؛ مقدّمه‌ای است که شاعر یا نویسنده  در آن، شعر یا نوشته خود را با حمد و ستایش خداوند آغاز می‌کند.

٣٨,٠١٢
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٦
تاریخ
٩ ماه پیش

سلام
سپاس از شما بزرگوار🙏

خواهش می کنم.
پاینده باشید 🌹

-
٩ ماه پیش

گزینه ب صحیح....

٦٥,١٩٨
طلایی
٧٦
نقره‌ای
١٧٠
برنزی
٧٤٢
تاریخ
٢ ماه پیش

سپاسمند، و درود فراوان، بله آفرین🪻🙏🌹

نوش‌زاد به سان مادر مسیحی بود و به رغم تلاش نوشیروان حاضر به پذیرش آئین زرتشت نشد. او، در حوالی سال ۵۵۰ میلادی، در جنگ مجروح و دستگیر شد. برای نجات جان خویش از مسیحیت عدول نکرد؛ پیش از مرگ بار دیگر بر وفاداری خود به دین مسیح پای فشرد و افزود که ایمان به این آئین او را به جنگ با پدر واداشته است. وی را به رسم مسیحیان به خاک سپردند. مناظره نوش‌زاد و فرستاده پدر چنین است:
جوانی، دل شاه کسری مسوز
مکن تیره این آب گیتی فروز،
پیاده شو از باره زنهار خواه
به خاک افکن این گرز و رومی کلاه،
دل شهریار از تو بریان شود
ز روی تو خورشید گریان شود،
چنین داد پاسخ ورا نوش زاد
که ای پیر فرتوت سر پر زباد،
مرا دین کسری نباید همی
دلم سوی مادر گراید همی،
که دین مسیحاست آئین اوی
نگردم من از فره و دین اوی،
اگر من شوم کشته زان باک نیست
کجا زهر مرگست و تریاک نیست،
سر من ز کشتن پر از دود نیست
پدر بتر از من که خشنود نیست،
مکن دخمه و تخت و رنج دراز
به رسم مسیحا یکی گور ساز
نه کافور باید نه مشک و عبیر
که من زین جهان کشته گشتم به تیر/ فردوسی

٢١٨,٧٥٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٢
تاریخ
٤ ماه پیش

نقد اسکندر نامه 

نظامی میگوید که نه تنها وظیفه‌ی شرح کار و زندگی اسکندر بلکه وظیفه‌‌ی خلق یک اثر هنری را بر عهده دارد. در این مورد، بالاخص سخن گفته است. میگوید که اگر همه‌ی روایاتی را که در مورد اسکندر آمده از آرایه‌ی سخن خالی کنم، خواهم توانست همه را در چند بیت بگنجانم. شاعر برای اثبات این ادعا، سر تا سر زندگی اسکندر را در صد بیت به رشته‌ی نظم در می‌آورد. نظامی میگوید که ویژگی اساسی یک اثر ادبی و هنری واله‌ سازی آن است وگر نه کسی به آن توجهی چندان نخواهد داشت ولی این واله‌سازی نیز در نظر نظامی حدود و اندازه‌ای دارد. یعنی صحنه‌های خواه رومانتیک و خواه غیر واقعی اثر، می‌باید معقول و قانع کننده باشد، و این نیز فقط بسته به مهارت و هنروری شاعر یا ادیب است. در اسکندرنامه به برخی تمثال‌های رومانتیک و حتی غیر واقعی و اعجاب‌انگیز برخورد میکنیم. شاعر این تمثال‌ها را چنان با زندگی و تفکر بی‌کرانه‌ی انسانی وابسته کرده است که به مثابه‌ی حوادث واقعی تاریخی، بعدها در ادبیات شفاهی و روایات ترکی آذربایجان انعکاس یافتند. نظامی، اسکندر را همانند یک شخصیت تاریخی، فرمانروای مقدونیه‌، پسر فیلیپ تصویر میکند و بدین گونه بر افسانه‌های ساخته شده در مصر و ایران خط بطلان میکشد. در اینجا او، نه پسر داریوش دوم، شاه ایران، و نه پسر نکتانبس کاهن مصری است، و نه یتیمی است که در ویرانه یافت شده و توسط فیلیپ به فرزندی پذیرفته شده است. اسکندرِ نظامی از تعلیم و تربیت شایانی برخوردار است و در پیش نیکو ماخ، فیلسوف یونانی تحصیل کرده است و با پسر او ارسطو همدرس و در همه‌ی عمر با او دوست و رفیق بوده است. این گونه آغاز، برای نظامی حایز اهمیت است. چراکه فرمانروای فاتح و ایده‌آل که به مثابه‌ی متفکر برجسته در سیمای پیغمبر تصویر میشود، می‌باید جزو علمای سرشناس زمان خود باشد. با همه‌ی این وصف‌ها، نظامی که همیشه در آرزوی خلق سیمای فرمانروای ایده‌آل بود، در اثر انجامین خود نیز به این مطلب اهمیت داده است و قهرمان خود را با صفات نیکی که خود میخواسته زینت داده، به ایده‌آل رسانیده است.
اسکندر در آثار نظامی به مثابه‌ی فرمانروایی خردمند، دانا، دادگر و هوادار و حامی بزرگ دانش و هنر تجسم یافته است.
او در عین حال که پناه ستمدیدگان و مظلومان است در برابر ستمگران و ظالمان نیز رفتاری بی‌امان دارد. حتی کشورگشایی‌ها و جنگ‌هایش در راه احقاق حق و عدالت است و این در واقع پاسخی به بداندیشان فاسدالاخلاقی بود که اسکندر را گُجسته می‌نامیدند.
اسکندر در تاریخ پیش از هر چیز، جهانگشاست ولی اسکندرِ نظامی در هر یورش جنگی خود، می‌تواند حق به جانب باشد. نخستین سفر جنگی او توجه و رغبت خواننده را جلب می‌کند. این سفر به خاطر غصب خاک دیگران و در اسارت نگه داشتن ملت‌ها نیست، بلکه بخاطر نجات مصریان ستمدیده از زنجیر بردگی زنگباریان غارتگر و متجاوز است. اسکندر که خود را نیرومند حس می‌کند، در عین حال می‌کوشد با تمام نیرویش جلوگیر جنگ و ستیزها باشد و اختلاف‌ها را با صلح و آشتی حل کند. توتیانوش، ایلچی اسکندر که پیش پادشاه زنگبار اعزام شده بود، پیغام او را به شاه می‌رساند اما شاه زنگبار، ایلچی را می‌کشد و خونش را در تشتی می‌ریزد و می‌نوشد و به این ترتیب، اسکندر را وادار به برداشتن جنگ‌افزار می‌کند. منظره‌ی جنگ مغلوبه در عین حال که از زیباترین تابلوهای هنری از جنگ در ادبیات مشرق زمین است، فاقد طنطنه و رجزخوانی فاتحانه است. اسکندر پیروزمند، میدان جنگ را از نظر می‌گذراند و هنگامی که اجساد کشته ‌شدگان افراد دشمن را می‌بیند:
به عبرت در آن کشتگان بنگریست
بخندید پیدا و پنهان گریست
که چندین خلایق در این دار و گیر
چرا کشت باید به شمشیر و تیر؟
نظامی نه تنها مبارزات حق‌طلبانه در راه کسب آزادی را تقدیر می‌کند بلکه در عین حال آن‌ها را یک وظیفه‌ی شریف می‌داند. جنگ اسکندر با دارا، شاه ایران، مانند چنین مبارزه‌ای تصویر می‌شود. نظامی علت این جنگ را این گونه توجیه می‌کند که در زمان فیلیپ پادشاه رعیت‌نواز و صلح پرور و عادل، دارا با تهدید یونانیان به حمله به کشورشان، آنان را وادرا به پرداخت خراج کرد. اسکندر پرداخت این خراج را برای خود و کشورش، مایه‌ی خفت می‌شمرد و می‌خواست از این کار سرباز زند. از سوی دیگر دارا شاه ایران، ایلچیان خود را به یونان اعزام می‌دارد و اسکندر را تهدید می‌کند و خراج می‌خواهد. اسکندر تحمل این تهدید را نمی‌کند:
برو! بانگ زد شهریار دلیر
که نتوان ستد غارت از تند شیر
زمانه دگرگونه آیین نهاد
شد آن مرغ کو خایه زرین نهاد!
اسکندر از دارا می‌خواهد که به ملک خود خرسند باشد و او را در کشور خود راحت گذارد. اما دارا این شاهنشاه خودخواه و بدآیین و بدکیش، او را تهدید به جنگ می‌کند و وادارش می‌سازد که تدابیر تدافعی ببیند. این منظومه، علی‌رغم آن که در دوران پیری سروده شده، زیباترین نمونه‌ی هنروری و سخنوری است. غالب ابیات منظومه تا حد یک ضرب المثل پرمعنا و حکمت‌آمیز است. حادثه‌ها در طرحی بدیع و زیبا دنبال میشوند.

٢١٨,٧٥٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٢
تاریخ
٤ ماه پیش

باز هم در بدر شب شدم ای نور سلام
باز هم زائرتان نیستم از دور سلام
با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام
به سلیمان برسد از طرف مور سلام
کاش سمت حرمت باز شود پنجره ها
باز از دوریت افتاده به کارم گره ها
ننوشته ست گنهکار نیاید به حرم
پس بیایید اگر خوب و اگر بد به حرم
برسد خواهش این ناله ی ممتد به حرم
زود ما را برسانید به مشهد به حرم
مست از آنیم که از باده به خم آمده ایم
ما سفارش شده ایم، از ره قم آمده ایم
یاد دادید به ما رنج کشیدن زیباست
پس از این فاصله تا طوس دویدن زیباست
پا برهنه شدن و جامه دریدن زیباست
بعد هم پای ضریح تو رسیدن زیباست
پیچش قافله ی ما که به سوی نور است
رگه ای در دل فیروزه ی نیشابور است
چه خبر در حرم ضامن آهو شده است؟
صحن ها بیشتر از پیش چه خوش بو شده است
طرف پنجره فولاد هیاهو شده است
باز یک چشمه از آن لطف و کرم رو شده است
مادری گریه کنان ذکر رضا می گیرد
دست و پای فلجی باز شفا می گیرد
با شفا از تو، چه زیبا شده بیمار شدن
به تو وابسته شدن با تو گرفتار شدن
کار من هست فقط گرمی بازار شدن
گر چه در باور من نیست خریدار شدن
یوسفم باش، بدون تو کجا برگردم؟
من برایت دو سه تا بیت کلاف آوردم
تو خودت خواسته ای دار و ندارم باشی
کاش لطفی کنی و آخر کارم باشی
مرد سلمانی تو باشم و یارم باشی
لحظه ی مرگ بیایی و کنارم باشی
قول دادی به همه پس به خدا می آیی
هر که یک بار بیاید تو سه جا می آیی
مجید تال

٢١٨,٧٥٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٢
تاریخ
٩ ماه پیش
عکس پرسش

در گزینه دوم غلط املایی وجود دارد

٧٠,٩٠٥
طلایی
٢٨
نقره‌ای
١,٢٢٠
برنزی
٢,٦٧٤
تاریخ
٩ ماه پیش

درود و سپاس
بسیار عالی🙏

درود بر شما

ب) در تهمیدیه های زبان فارسی نوعی براعت استهال  یافت می شود: در تمهیدیه های زبان فارسی نوعی براعت استهلال  یافت می شود

٨,٨٥٠
طلایی
٧
نقره‌ای
١٥٥
برنزی
١٦
تاریخ
٩ ماه پیش

سلام
بله کاملآ درسته
درود بر شما🙏

١

پاسخ شما