پرسش خود را بپرسید

کتاب (در خیانت روشنفکران) اثر کیست ؟

تاریخ
١٠ ماه پیش
بازدید
٥١٦

کتاب (در خیانت روشنفکران) اثر کیست ؟
الف)صادق هدایت 
 ب) زرین کوب
ج) ملک الشعرای بهار 
د) جلال آل احمد

٢٠٧,٦٤٩
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٤٩
عکس پرسش

٦ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

با سلام

گزینه چهارم : جلال آل احمد 

٣٧,٨٥٨
طلایی
٢٣
نقره‌ای
٣٩٧
برنزی
٢٦٥
تاریخ
١٠ ماه پیش

بانو شاعره خدیجه سلطان 
خدیجه سلطان با تخلص سلطان. مرحوم تربیت نویسنده کتاب دانشمندان آذربایجان مینویسد: این بانو دختر حسنعلی خان داغستانی است که با پسر عموی خود علیقلیخان واله مؤلف رياض الشعراء در اصفهان در يك مدرسه تحصیل میکردند و عاشق و معشوق بودند و طالب همسری یکدیگر، ولی علیقلیخان در زمان سلطنت نادرشاه از خوف منزوی شده و به هندوستان رفت و پیش از مراجعتش از هندوستان میرزا احمد وزیر ابراهیم شاه خدیجه سلطان را به همسری خواست. این غزل اثرطبع این شاعره است: 
من ساقيم و شراب حاضر 
ای عاشق تشنه آب حاضر 
آبست شراب پیش لعلت 
هان لعل من و شراب حاضر 
باحسن من آفتاب هیچ است 
اينك من و آفتاب حاضر 
گفتی سخنت خوش است یا قند 
گر فهم کنی جواب حاضر 
خواهم من اگر گزک ز جبريل 
سازد ز جگر کباب حاضر 
سلطان چومنی نبوده در دهر 
عالم عالم کتاب حاضر 
عليقليخان والد (این عليقليخان واله فرزند مهرعلیخان پسر فتحعلیخان اعتمادالدوله وزیر شاه سلطان حسین صفوی است) مؤلف تذكرة رياض الشعرا است و سال در گذشت او ۱۱۷۰ هجری میباشد. در ريحانة الادب در جلد ۴ آمده که امیر شمس الدين فقير بميل عليقليخان واله منظومۀ مثنوی درباره عشق واله بدختر عمویش خدیجه سلطان در سال ۱۲۶۰ (ده سال پیش از مرگ واله) گفته كه يك نسخه خطی آن در کتابخانه (سلطان القرائی) هند موجود است و این رباعیات در اول و آخر آن به خط علیقلیخان واله نوشته شده است، که مربوط به خدیجه سلطان معشوقه اش میباشد که ذيلا نقل میکنیم: 
از دختر عم خویش دارم فریاد 
زان ظالم جورکیش دارم فریاد 
فریاد کسان بود ز بیگانه و من 
پیوسته ز قوم و خویش دارم فریاد 
رباعی دیگر: 
واله از فراق روی جانان مردم 
در هند غریب وزار و حیران مردم 
نگذاشت اثر ز هستیم مهر رخش 
مردم زغم خدیجه سلطان مردم 
همچنین: 
جانانه مرا بی سروسامان کرده است 
آشفته‌ام آن زلف پریشان کرده است 
گفتی که تو را کرده چنین آواره؟ 
آواره مرا خدیجه سلطان کرده است 
چهار پاره دیگر: 
این نامه نه نامه راحت جان من است 
مکتوب نگار سست پیمان من است 
آن چیز کز آن به نبود آن من است 
یعنی خبر خدیجه سلطان من است 
و چهار پاره ای ترکی: 
توشدا گورديم خديجه سلطان بيگمى 
يوزى گل و زلفى عنبرافشان بيگمى 
قمرى تكى ناله ايلرم كوكوديپ 
ايترميشم اول سرو خرامان بيگمى
همچنین یاد آور میشود خدیجه سلطان که تحصیل کرده و دارای قریحه و ذوق بوده، چند شعر به خط خود از اشعاری که گفته، روی کاغذ رنگی زرد و سبز نوشته و در مجموعه اشاره شده پهلوی خط علیقلیخان واله الصاق گردیده، آن اشعار یکی پنج بیت از غزلی است که در صفحه اول احوالات خدیجه سلطان نقل شده، دیگری این چهار پاره است و پایین صفحه که این جمله را نوشته: تحریرا فی شهر الفراق و سنة اشتياق آه از فراق آه از فراق. 
افسانه درد من اگر گوش کنی 
از لیلی و داستانش فراموش کنی 
ور قصه عشق ابن عمم شنوی 
مجنون و حكايتش فراموش کنی

٢٠٧,٦٤٩
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٤٩
تاریخ
٢ ماه پیش

خواهم از ساقی مهوش تا نماید لطف عام 
هر زمان ریزد بکام خشك من جامى دگر 
گرچه نتوان لنگ لنگان پانهم در کوی دوست 
لطف او گر شامل آید می‌نهم گامی دگر/ از بانو شاعره زیبنده/ فرشته/ جهان 

٢٠٧,٦٤٩
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٤٩
تاریخ
٢ ماه پیش

درد دينت گر بود ای صدروی
چاره خود كن كه شد دينت غوی
خود كاباليستی بدان ليكن تو را
آگهی نی بر كيان كابولا
تا بدانی پايه راهت چی است
اصل و فرعش را چه ريشه؟ چه پی است؟
هم سلاح دشمنت برّان كنی
هم كه راه سلطه اش آسان كنی
دشمنان ترغيب و تشويقت كنند
سمّ ها تدليس و تزريقت كنند
گر همين است راه عرفان ای عزيز
خاك نا پاكی بر اين عرفان بريز
انتزاع ذهنی است گر فلسفه
ای دو صد اف باد بر اين ملغمه
در خيالش عالمی همچون سراب
هر دو عالَم كرده او از بن خراب
حرف تلخ است و می رنجی زمن
روز محشر ميرسی بر اين سخن
تلخ و مرّ است اين حقيقت گفتمان
وه چه شيرين آن فضيحت بافتمان
حلوتش زابليس و از شيطان بود
تا يكی ابليس با رحمان (نعوذ بالله) شود
گفتمت، گر خود پرستی وا نهی
بر سر شيطان پرستی پا نهی
در غم سانِ مريدانت مباش
شوبكن در حفظ ايمانت تلاش
نيّت اندر دل بشوی از هر دنس
جز ز صادق (ع) ره مجوی از هيچكس

٢٠٧,٦٤٩
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٤٩
تاریخ
٦ ماه پیش

جلال آل احمد 

البته نام کامل کتاب در خدمت و خیانت روشنفکران است

وی در ابتدای کتاب تعاریفی از روشنفکری ارائه میدهد

٦١,١٠٣
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٢
برنزی
٢,٤٩٦
تاریخ
١٠ ماه پیش

درود بر شما دکتر جان🙏

دقت و نکته سنجی شما رو عمیقأ تحسین میکنم🙏

درود بر شما
بزرگوارید

د) جلال آل احمد

علاوه بر آن کتابی به همین نام از یک نویسنده خارجی وجود دارد .

کتاب «در خیانت روشنفکران» اثر آلکساندر سولژنیتسین (Alexander Solzhenitsyn) است. این کتاب در واقع نقدی است بر روشنفکران و نویسندگان روسیه در دوران شوروی، که به‌خصوص در مواجهه با رژیم استبدادی و کمونیستی آن زمان به نوعی هم‌دستی و خیانت نسبت به ملت خود داشتند.

درباره‌ی کتاب:

سولژنیتسین در این اثر به بررسی وضعیت روشنفکران روسی در دوران شوروی می‌پردازد و نحوه‌ی تأثیرگذاری این گروه از افراد در شکل‌گیری وضعیت اجتماعی و سیاسی کشور را نقد می‌کند. او معتقد است که بسیاری از روشنفکران به‌جای مقابله با رژیم استبدادی و فساد آن، به نوعی با آن همراهی کردند و در شرایطی که باید فریاد اعتراض می‌زدند، سکوت کردند یا حتی به تثبیت قدرت حاکمان کمک کردند.

سولژنیتسین در این کتاب و سایر آثارش، به شدت به ظلم و فساد در دوران حکومت شوروی اعتراض کرده و با نگاهی تند و انتقادی، فساد نخبگان و روشنفکران هم‌دست با قدرت را بررسی می‌کند.

کتاب «در خیانت روشنفکران» در واقع حاصل تجارب شخصی او در دوران زندان و تبعید در شوروی است و به نوعی نمایانگر نگرانی‌های او درباره‌ی نقش نویسندگان و اندیشمندان در تغییرات اجتماعی و سیاسی می‌باشد.

این کتاب یکی از آثار مهم سولژنیتسین است که به نقد فرهنگ و جامعه‌ی شوروی پرداخته و در آن به «وجدان» و «مسئولیت اخلاقی» افراد در برابر قدرت‌های حاکم تأکید دارد.

١,٠٧٧,٧٦٤
طلایی
١,٧٨٥
نقره‌ای
٢٤,٦٤٨
برنزی
١٠,٤٠٣
تاریخ
١٠ ماه پیش

سلام حاج علی آقاجان. بنده ارادت زیادی بشما استاد عزیز دارم. و سپاس از اطلاعات ارزشمند تون🙏
بله همینطوره.
کتاب دیگه ای هم داره بنام مجمع الجزایر گولاگ ولی در مجموع تحقیقات ناقصی داشته گرچه ستمگریها رو جسورانه افشا کرده و رک بودنش رو دوست دارم ولی نتوانسته شفاف حقیقت رو ببینه که سران شوروی در بین دو ملت روس ( نژاد یهود و غیر یهود ) امتیازات رو منحصر به یهود دونسته و غیر یهود رو همردیف حیوانات بلکه پایین تر محسوب میکنن.

اَلکساندر ایسایِویچ سولژنیتسین در نظر حکومت یه مغول ترکمنی با دی ان ای غیر یهودی بود که بخاطر مخالفت با استالین گمانم حدود ۲۰ سال هم زندان و تبعید بود و با استقبال یهودیان غرب مواجه شد و مدال نوبل هم گرفت. همین مدال شکاف آمریکا و شوروی رو عمیق تر کرد. سیاست پدر مادر نداره خدا به زمین گرم بزنتشون 😀

پاسخ شما