« شهری چون بهشت – نفرین زمین » به ترتیب از آثار چه کسانی هستند ؟
« شهری چون بهشت – نفرین زمین » به ترتیب از آثار چه کسانی هستند ؟
الف)سیمین دانشور – جلال آل احمد
ب) جلال آل احمد – صادق چوبک
ج) سیمین دانشور – جمال میر صادقی
د) جمال زاده –صادق هدایت
٧ پاسخ
با سلام
گزینه الف درست است.
جان و دل بیرون کس از دست تو مشکل میبرد
غمزه ات جان میرباید عشوه ات دل میبرد
اضطرابم زیر تیغش نی ز بیم کشتن است
شوق تیغ اوست تاب از جان بسمل میبرد
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
گر ندادم برهت جان ز گران جانی نیست
جان من جان منت لایق قربانی نیست
بادش از تیغ اجل دور سر از تن جانا
هر که در پای تواش شوق سرافشانی نیست
گر من از عشق توام بی سر و سامان چه عجب
حاصل عشق بجز بی سروسامانی نیست
چه کند عاشق بیدل که نگوید غم دل
گر بدانند که این مسئله پنهانی نیست/ از آنکه دل میبرد اگر دلدار میشد بد نمیشد
آگه از دلدادگان زار میشد بد نمیشد
آنکه در دل عمرها بنهفتهام اسرار عشقش
یکدمم گر همدم اسرار میشد بد نمیشد
آنکه از عشقش تهی کردم دل از مهر دو عالم
محفلش گر خالی از اغیار میشد بدنمیشد
عمر من بگذشت در این محنت هجران خدارا
گر میسر دولت دیدار میشد بد نمیشد
خوش پریشان میسراید نظم و نثر تازه جنت
زین پریشان تر گرش افکار میشد بد نمیشد/ از بانو شاعره فصل بهار/ ایران الدوله/ جنت
نبرد یونان با روس در اسکندرنامه: یکی دیگر از حکایات مشهور اسکندرنامه، مبارزهی فرمانروای یونان با روسهاست. این حکایت از جهتی دنبالهی داستان نوشابه است. تنها از لحاظ آن که چهرههای جدید، مانند پهلوانهای روسی و کنیزهای چینی، وارد حکایت میشوند، تمثال نوشابه حالت فرعی مییابد. شاعر، قهرمان خود را در این جا نیز همانند سرکردگانی که در راه حق و عدالت میستیزند، تصویر میکند. اسکندر که از هجوم روسها به آذربایجان و ویرانی بردع و دزدیده شدن نوشابه آگاه میشود، برای خلاصی او بسوی سرزمین روسها میتازد. ماجراها، در ادبیات مشرق زمین عادی مینماید ولی در این حکایات به برخی نکات فلسفی در نظامی برمیخوریم که مقصود از آنها، گنجاندن حوادث زمان خود در شرح وقایع تاریخی به نیروی متضاد قهرمان خود است. نظامی به افسانههایی که دربارهی قبایل قدیمی روس موجود بود، اشاره میکند و از زندگی بدوی آنان در جنگلهای انبوه و وحشتزا در زمان اسکندر سخن میگوید. خصوصیت آنان که در تصویر نظامی، خواننده را حیران میکند، آن است که این قبایل قادر به اتحاد در برابر هجومهای بیگانگان و دفاع از سرزمین خود هستند. وقتی از نزدیک شدن اسکندر به خاک خود خبر میگیرند، بر میخیزند. سرکردهی آنان (قنطال) نام، سپاهی بزرگ متشکل از هفت قبیله فراهم میبیند. بر روی تپهای بلند میایستد و سپاهیان اسکندر را که به زر و زیور آراسته بودند، نشان میدهد و توصیه میکند از این لشگر آراسته که شایستهی مجلس عشرت است و:
همه کارشان شرب، و ما لشگری
نگشته شبی گرد چالشگری
نترسد. روسها به قنطال اعلان آمادگی میدهند:
چو روسان سختیکش سخت مغز
فریبی شنیدند از این گونه نغز
کشیدند سرها که تا زندهایم
بدین عهد و پیمان سرافکندهایم
در آغاز نبرد، نام آورترین پهلوانان اسکندر از معرکه بیرون میشوند. کنیز چینی که در این جنگها و ستیزها شرکت میکند، شجاعت نشان میدهد اما اسیر روسها میشود. نظامی این نبرد را نیز به خاطر این که خون بیشتر ریخته نشود، به نفع اسکندر پایان میدهد. اسکندر، پهلوان روس را که اسیر کرده بود، آزاد میکند. در مقابل، روسها هم کنیز چینی را به اردوگاه وی تسلیم میدارند و بدینگونه نبرد به نتیجه میرسد. اسکندر، روسها را شکست میدهد و نوشابه را آزاد میسازد. در اینجا باید بویژه این مطلب را ناگفته نگذاریم که به صلاحدید اسکندر، نوشابه با دوالی ملک و فرمانروای آبخار ازدواج میکند و بخاطر آباد کردن سرزمین خود، به بردع بر میگردند. این ایده برای عهد نظامی، در دفاع از سرزمینهای خود و مقابله با هجومهای اشغالگران از مسایل جدی و حیاتی آن عهد بود که نظامی بر روی آن تأکید میکند. دومین بخش اسکندرنامه، اقبالنامه هستش که نظامی به تحلیل مسایل علمی و فلسفی پرداخته.
دروتان باد
گزینه الف درست است
قالت فاطمة الزهراء(علیها السلام): ابتدع الاشیاء لا من شیء کان قبلها، و انشأها بلا احتذاء امثلة امتثلها:
اشیاء را ابداع کرد نه از چیزى که قبلاً وجود داشته باشد و بدون شکل هایی که از روى آن ها شکل بردارى کند.
هر اهل فن میداند که حضرت زهرا(علیها السلام) با این دو جمله تکلیف فلسفه و عرفان را تعیین کرده است. اما با اجازه همگان می خواهم یک ادعا بکنم: هیچ کس تاکنون در این دو جمله نه به قدر کافی بل در حد ظاهر آن نیز توجه نکرده است. این مادر علم و دانش رسماً و نصّاً و عملاً و صریحاً با آوردن این دو جمله نه تنها خط بطلان به همه فلسفه ها مىیکشد بل با همین لفظ «امثله»، مُثل افلاطون و آن عالَم پرطمطراق «اعیان ثابته» محی الدین را نیز آوار مىیکند، می کوبد و واهی بودن شان را بر همگان نشان می دهد.
دو جمله سخن! فقط دو جمله که مصداق «براهینه معه» است برهانش به همراه بل صدها برهان در این دو جمله به وضوح نهفته است. آن مثال «فیل در تاریکی» که مولوى از هندیان گرفته است: هر کسی به جائی از پیکر فیل دست می زد و نظریه اى خلاف واقع می داد. اگر کسی می آمد و کلید چراغ را می زد، همه می دیدند که برداشت هاى شان غلط بوده و این فیل است و دیگر نیازى به استدلال و برهان آوردن نمی ماند. مرتضی رضوی.
✅ پاسخ درست: گزینه الف
این دو نویسنده از چهرههای شاخص ادبیات معاصر ایران هستند و آثارشان اغلب رویکردی اجتماعی و واقعگرایانه دارند.