مقصود از ارکان در این بیت چیه؟
در بیت :
ز یزدان دان نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد
که خطّی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی
مقصود از ارکان چیه؟
این بیت خیلی دلچسبه
٨ پاسخ
آفرینش هستی را از خداوند بدان نه از عناصر چهارگانه ( آب، باد، خاک، آتش ) و نه از اعضای بدن. همانطورکه کوتاهبینی و نادانی است اگر خط و نوشتهای را که حاصل خِرَد و اندیشه است به انگشتان کاتب و نویسندهی آن نسبت دهیم.
* باز نشر از سایت 👇
http://adaberoz.blogfa.com/post/96سعدالدين محمودبن عبدالكريم بن يحيی شبستری، عارف نامی و انديشور سترگ قرن هفتم و هشتم هجری است. تولد وی را ۶۸۷ ق و وفاتش را در سن ۳۳ سالگی، يعنی به سال ۷۲۰ ق ثبت کرده اند. غير از اثر جاودان و ماندگار شبستری، موسوم به گلشن راز و آثار منظوم و منثور ديگری نيز از او نام برده اند. گلشن راز، سعادت نامه از منظومات اوست و حق اليقين، مرآة المحققين و شاهدنامه از نوشتههای منثور وی است، مثنوی گلشن راز مهمترين و خواندنی ترين اثر اوست. ماجرای سرودن اين هزاره را او خود در مقدمه گلشن بتفصيل ميآورد.
کمی در مورد همسایگان ایران. قفقاز، که عبارت است از (آذربایجان، ارمنستان، گرجستان، بخشهایی از داغستان) که در گذشته نه چندان دور، جمعیتهای بزرگی از فارسی زبانان را داشته.
ایروان همان یرِوان (پایتخت ارمنستان) است؛ در گذشته فارسیزبانان زیادی داشت. و اگر به زمان هخامنشیان عقب برگردیم، نامش آرمینه بوده.
گویش فارسی قفقازی یا همان ایروانی یعنی: گویشهای فارسی که در این منطقه رواج داشته، یعنی در آذربایجان قدیم، و در ارمنستان، و در بخشهایی از گرجستان. از ویژگیهای کلی اینکه، بسیاری از این گویشها تحت تأثیر ترکی آذری، ارمنی، گرجی بوده اند. ضمن اینکه واژگان قرضی از این زبانها زیاد بوده. و مهم این است که دستور کلی زبان، همان پارسی بوده، اما با لهجه خاص. متاسفانه بخش عمدهای از این گویشها، یا از بین رفتهاند، یا بسیار محدود شدهاند.
بخارا هم، شهری در ازبکستان امروزی است؛ که یکی از مراکز اصلی فرهنگ فارسی است. در گویش بخارایی که گونهای از فارسی است، در بخارا رایج است. ضمناً ازبکی در اصل یک زبان تُرکی است، نه فارسی؛ اما در منطقه فارسیزبانان بخارایی زندگی میکردند و گاهی مخلوط زبانی بوده، و این تاثیر زبان پارسی است که آنان تا این اندازه از واژگان پارسی استفاده میکنند.
لالاییهای فردوس
الا لا لا تو را دارم
به درگاه خدا نالم
که من بچّه همین دارم
هزار امّید بر این دارم
هزار امّیدِ صد ساله
خدا عمرش نگه داره
*
الا لالا گُلم لالا
تسلاّی دلم لالا
الا لالای گلدسته
گُلم هرگز نشه خسته
*
الا لالا گُل آلو
نهالِ سیب و زرد آلو
چراغِ خانه خالو
اَلا لالای لالایی
در این دنیا که میگذره
امان ازقبر و تنهایی
لالاییها در زبانهای مختلف وجود داشته است و جزو ابتدایی ترین آثار موسیقی جهان به شمار میآید و سه بُعد دارد: شاعرانه موسیقیایی و تئاتری.
شب و روز من آن داند که دید است
پریشان زلف او را در بناگوش
ندارم عقل در کف ای خوشا دی
ندارم هوش در سر ای خوشا دوش
نگه میکردی و میبردیم عقل
سخن میگفتی و میبردیم هوش
عیان روی گل و دامان گلچین
نشاید گفت بلبل را که مخروش
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
تو آن شهریاری که از آستینت
کشد برسر خویش خورشید معجر
چو از خون گردان و از گرد میدان
شود دشت دریا شود بحر چون بر
فلك گردد از نوك رمحت مشبك
زمین گردد از نعل رخشت مجدر
از بانو شاعره رشحه/ بیگم هاتف کاشانی
ترسم اين قوم، كه بر دردكشان میخندند
در سر كار، خرابات كنند ايمان را
يار مردان خدا باش، كه در كشتی نوح
هست خاكی، كه به آبی نخرد طوفان را
منظور همون آب و باد و خاک و آتش هستش دیگه یا مایع جامد و گاز و پلاسما