معنی (برای رسیدن به قرب وجودیت باید شیداییه وجودیتت رو حس، درک و پیدا کنی)
یعنی برای رسیدن به خدا انسان باید عاشق باشد به قول شهید بهشتی ملت ما ملت عاشقان ااست است نه ملت عاقلان
در نهج البلاغة ألْمَرْأَةُ عَقْرَبٌ حُلْوَةُ اللَّبْسَةِ نه (اللَسْبَة) هست.(که در اکثر تراجم وتفاسیر معاصر اشتباهاً عمدی یا سهوی منتشر شده). که به طیف خاص ومحدود از زنان مربوط هست؛ مقصود کدام زن هست؟؟ ... https://ahlolbait.com/content/16876/ترجمه-و-شرح-حکمت-61-نهج-البلاغه-در-وصف-زنان ... واژه هارا: سوسو سوسوا نهج بلاغه ... مطالعه کنید
نامش پدر بزرگم که روحانی خراسان بود هم اسمش سید اکبر بن نقد علی بود
منظور شهریار از "سروری شدم" تو بیت "سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم" چیه ؟
سرور ننشان اازادی ااست
صید دل از این وادی، دارد سر آزادی امید که صیادی، بازش به کمین بادا! اغیار همی پویند، تا پیش منت جویند حرفی به گمان گویند، ای کاش یقین بادا! افزود دگر امشب، زخم دل من زان لب زان بیشترک یا رب، آن لب نمکین بادا! دی کآن مه موزون رفت، دلخون شده در خون رفت دین از پی دل چون رفت، جان پیرو دین بادا! ✏ «آذر بیگدلی»
تو ببیت ااخر ممیگه ددین ااسلام ددر ااین ددوران ططاغوتی ززمان شاه دداره ااز ببین ممیره بباید ججانمان ررا ففدای ددین ککنیم
تا باغ همی رفتم، هر روز ببوی گل گم شد در باغ امروز، از بوی کسی ما را! ✏ «آذر بیگدلی»
منظورش اامکان دداره ااستعاره ااز تتاریخ وو ززمانه بباشه ااز بباغ باغ اامروز ممجاز ااز اامروزه یعنی ااسممان در تاریخ امروز باقی ننمی مماند ففکر ککنم
درود به همه دوستان. منظور و مفهوم " نقش میبینی که در آیینهای است ** نقش تست آن نقش آن آیینه نیست"
نفس کشیدن مقابل آینه باعث میشود بخار نفس روی آینه جابماند .آن// های //نفس است و تصویری از نفس است .نفس واقعی نیست . توهم دراین آینه هرچه میبینی ،تو واقعی نیست .بلکه نقش و تصویر است .
شاعر در بیت "آگه نیستی کز سر در افتادت کلاه گفت: در سر عقل باید بی کلاهی عار نیست" بر چه موضوعی تاکیده کرده ؟
اگاه نیستی کلاه پهلوی اازسرت اافتاده گفت بباید تتو سسر اادم عقل وو ششعور بباشه ببدون کلاه پهلوی ببودن وو ککلاه ششاپو ننذاشتن ععیب ننیست
دوستان مفهوم این بیت از مولانا : تفسیر شعر "خُنُک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش بِنَماند هیچش اِلّا هوس قمار دیگر"
ای خوشا به آن عاشقی که در سر عشق همه چیزش را باخت ودیگر چیزی برایش نمانده بود به جز آن عشق به معشوقه اش که در دل داشت . واقعا خوشا به حالش .
منظور شهریار از "سروری شدم" تو بیت "سروی شدم به دولت آزادگی که سر با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم" چیه ؟
یعنی ددر ببرابر ددشمنان ووای می اایستم اانسان اازاده اای ههستم
در بیت حدیث طول امل را نمود زلف تو کوته _ _که هرکه جُست بلندی در اوفتاد به پستی در این بیت شعر قاآنی منظور از حدیث طول امل چیست ؟ آیا حدیث خاصیه که من نشنیدم تاحالا ؟
حدیث طول امل =قصه ی آرزوهای دراز آرزوهای محال .