کوتاه ترین طنز بامزه ای که شنیدید چیه؟
کوتاه ترین طنز بامزه ای که شنیدید چیه؟
لطفاً به اشتراک بگذارید تا سایر دوستان نیز استفاده کنند.🙏🌹
بله درود بر شما🌺🙏
١٢ پاسخ
یارو میره دکتر، میگه: «آقای دکتر، همه نادیدهام میگیرن.»
دکتر میگه: «نفر بعدی لطفاً!»
درود و سپاس🙏🌹
بله آفرین، جالب بود💐
درود بر همه🌺
مخاطب این پست شخص خاصی نیست.
دلنوشته: خانمی که ازدواج موفقی داشت، میگفت: تاریخ تولدم از روز ازدواجم است.. چون زندگی شیرینم از ازدواج شروع شده است. این یعنی شخصی تجربه موفق و شیرین خودش را به اشتراک میگذارد و جامعه را بطرف ازدواج موفق و سالم تشویق میکند، ولی برعکس.. دخترانی همچون فروغ فرخزاد خوشی و حقیقت را در زرق و برق فرنگ جستجو کردند، و پس از شکست در ازدواج و دست بدست شدن توسط فرنگیها به بن بست خوردند و احساس پوچی و بی هویتی کردند، و حلقه ازدواج را حلقه اسارت نام گذاشتند، و در اشعار خود دائماً عشق و ازدواج و زندگی را تحقیر کرده و پوچ خواندند، و پیاپی بر این طبل کوبیدند، شاید همین باعث شده انگلیس ها ذوق زده شوند و از فروغ ها، و صادق هدایت ها، پیراهن عثمان ساختند، و به هیاهو پرداختند. همانان که از این قربانیان دلشکسته و غمگین، سناریو ساختند. فروغ ها در اوج عذاب و نا امیدی، عصبانی و سرخورده، در شعر (آیه های زمینی) شروع به دهن کجی به مقدسات کردند، گویا خدا گناهکار است، گویا جهان را به عبث آفریده شده، گرچه.. خورشید در وسط آسمان است و میدرخشد و همۀ ما میبینیم، ولی او مانند کبک سرش را لای برف میکند و میگوید (خورشید مرده بود) او پند بزرگان این فرهنگ را نمیشنود که (خود شکن، آئینه شکستن خطاست) او بجای اینکه به آیه های آسمانی متوسل شود، دست بکار میشود و برای خودش نسخه تجویز میکند، (آیه های زمینی) مینویسد، او که از بازیچۀ هوس شدن خسته است، مانند مورچه ای که در آب افتاده، پیاپی فریاد میزند: دنیا را آب برد... دنیا را آب برد... آهای... و از این فریادها این شعر فروغ ها ساخته میشود: (در غارهای تنهايی، بيهودگی به دنيا آمد، خون بوی، بنگ و افيون ميداد، زنهای باردار، نوزادهای بی سر زاييدند، و گاهوارهها از شرم، به گورها پناه آوردند...) فروغ ها اینبار عصیان میکنند، گویا خوششان آمده که فرنگیان به مسیح اهانت میکنند.. و آنها هم تلاش میکنند تا، در فرهنگ ملی ایران چنین جرقه ای را بزنند و بگوید: (نان، نيروی شگفت رسالت را، مغلوب كرده بود، پبغمبران گرسنه و مفلوك، از وعده گاههای الهی گريختند، و برههای گمشدهٔ عيسی، ديگر صدای هی هی چوپانی را، در بهت دشتها نشنيدند...) اینکه عنگلیس ها و فرنگی های دلسوز و بشر دوست، که شب و روز به فکر بشر هستند و غصه میخورند، همانان که برای ما بسیار تلاش کردند، به غایتی که آنقدر زور زدند تا به باد فتق مبتلا شدند، همانان که در سازمانهای حقوق حمایت از حیوانات، بسیار تلاش کردند که مبادا در افریقا حیوانی گرسنه بماند، همانان که از حقوق حیوانات در ویتنام و بوسنی و فلسطین و ونزوئلا و.. دفاع کردند، همانان که حامی حقوق زنان و کودکان در سوریه و عراق و افغانستان بودند، همانان که طوماری چندصد کیلومتری از خدمات به ملت ایران و جهان دارند، همانان که کتب تاریخی ما نظیر شاهنامه را به چندین شکل متفاوت اصلاح کردند، همانان که میراث فرهنگی ما را از ترس نابودی در جای امن مخفی کردند، همانان امروز نیز به ما القاء میکنند که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است، چون خیر خواهی در ذات و خون آنان است/ مرد تنهای شب
یارو خواست بره تونس نتونس
درود بر شما🙏🌹
کاش زودتر مشارکت میکردید تا هیئت داوران طنز جالب شما را منظور میکردند، ضمناً گمانم لازم باشه طنز را در کنار ادبیات داشته باشیم، چون برای رفع خستگی به نظرم لازم است، نظر شما بزرگوار چیست؟جناب سعدی قبلاً نظر موافق خود را اعلام کرده اند، منظورم اشعار زشت و زیبای ایشان است🙏💝
درود بر شما
واقعا دوست دارم بیشتر در محیط آبادیس باشم ولی گاهی بقول شاعر نمیشود که نمیشود
ولی طنز که نشأت گرفته از هوش سرشار و روحیه حساس آدمی است قطعا لازم است و باعث سرزندگی انسان میشود
درود بر محمد عزیزم🙏🌺
هیئت ژوری چیه؟ شما تا ابد هم داورید، هم تاج سرید، هم سالارید، هم عشقید💝💝💝
فدایی داری عزیز دل💝💝💝
و همچنین سپاس فراوان از جناب دکتر عزیز که افتخار مصاحبت و همنشینی را به ما داده اند و واقعاً از داشتن چنین دوستان مهربان، خونگرم و خردمند خدا شکر میکنم، الهی که سایه لطف و محبت خدا همراه شما و خانواده محترمتان باشد، واقعاً دوستان آبادیسی همه گل هستند🌹🌺🪻🌷
اینم طنز کوتاهی از چینگ چانگ چونگ: چینیها چون شبیه هم هستند عکاس ندارند. همینجوری میروند بقالی سر کوچه و میگویند: ۹ تا عکس ۳ در ۴ مردونه بدید.
اینم طنز کوتاه سهم خودم:
میگن تنبلی، مادر همه عادتهای بد ماست! ولی خب دیگه، به هرحال مادره، و احترامش واجب🤣
گل پیاز دختر خوبیه مهربونه اما دخترای دیگه نمیذارن گل پیاز پیششون بشینه اگه گفتین چرا درسته دیگه گل پیاز اشک همه را در میاره
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حسنی دوید اومد خونه باخوشحالی گفت بابا جون من امروز رکورد مدرسه را شکستم باباش با ناراحتی گفت به من چه خودت شکستی خودت هم پولشو میدی🤣
🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
درود🌹🙏
شما چون دوبار مشارکت کردید، هم قاضی هستید و هم داور. جناب حسین جان هم کمک داور. منم نخودی حساب میشم. یکی از این طنز ها رو بعنوان برنده انتخاب کنید تا تیک پاسخ صحیح بخورد، اوکی؟💝
درودبرشما ممنون از لطفی که دارید این دفعه بااجازه دیگر سروران که جملات زیبایی هم گفتن حسین آقا را تیک بزنید ای کاش میشد همشون را گفت🎩 این کلاه را به احترامشون برمیدارم
درود بر محمد عزیز، بله بسیار عالی🙏🌹
آزادی.... آبادی.....رهایی
درود بر شما🙏🌹
مدتی بود یکی از دوستان را ندیده بودم. وقتی سراغ او را از دوستان گرفتم، گفتند: خوابت خوش! آن بنده خدا سه ماهی میشود که در زندان است. با تعجب گفتم: زندان ؟! گفتند: بله، زندان. خودش را به من و شما خوب نشان میداد؛ الان در بند معتادان است. من که گیج و مبهوت شده بودم، گفتم: اصلاً ممکن نیست. گفتند: حالا که ممکن شده. حالم را كه خوب گرفتند گفتند: بعنوان مشاور در زندان خدمت میکند🤣
طنز معروفی با شهرت جهانی:
در حالی که اقتصاد کشور در حال فروپاشی است و نرخ تورم ۱۰۰۰٪ شده، دولت با خونسردی دستور میدهد که برای حفظ زیبایی منظر شهری، تمام سطلهای زباله شهر به رنگ صورتی تغییر یابند...
این نوع طنز که معروف است به جابجایی اولویتها (Displacement of Priorities) نوعی طنز نقاد و مطالبه گر است که در مواقعی که قدرت حاکمه روی جزئیات بیاهمیت تمرکز میکند، در حالی که بحران بزرگی در جریان است... یا مثلاً جناب شهرداران عزیز، بودجه ها را میگیرند و میخورند.. و یک کوزه آب هم بالایش، وقتی ازشون سوال میشه: برای شهر ما چه کار کردید؟ فوراً چندتا اسم شهید بنام کوچه ها اضافه میکنند.. طنز زبان گویای جامعه برای ضعف ها و کوتاهی ها و ترک فعل هاست، و اگر بصورت صحیح استفاده شود تاثیرات مثبتی در اصلاح نقص ها دارد.
بادرود به ایرانی نیای گل. دقیقا طنز زبان گویای جامعه است. اما برای برای مسئولین دیگه عادی شده و اهمیتی نمیدن. . وما هم عادت کردیم در تاکسی کوچه بازار و گروههای دوستانه. مشکلات را با خنده میگیم و بعد میرویم دنبال کارمون، هیچ اتفاقی هم نمی افتد
درود بر حسین جان گلم🌺🌹🙏
چندان هم بی تاثیر نیست، اگر مسئولین مربوطه ککشان نمیگزد، لااقل ما اینجوری دقه دلیمون خالی میشه😀
طنز من هم درمورد مسوولی است که مرتب میگه نگران نباشید در بازار همه اجناس وجود دارد و باخیال راحت خریداری کنید اما نمیگه با کدوم پول
درود بر محمد جان عزیزم، بله آفرین، مشکلات اقتصادی یکی از موضوعات اصلی و دغدغه های اجتماعی هست که طیف وسیعی از طنزها و فکاهی ها ابزار مطالبه گری برای آن هستند🙏🌹
طرحهایی برای ارزان شدن اجناس در دست است
درود بر شما حمیدرضا جان آفرین عالی بود👏🙏🌹
شعر خورشید مرده بود از خانم فروغ فرخزاد چقدر تازگی دارد