What is the moral message in this joke
What is the moral message in this joke?
A candle said to the mirror, You make me look brighter. The mirror replied, I only reflect your light. Shine first, then I can help.
ترجمه:
شمعی به آینه گفت: تو باعث میشوی من روشنتر به نظر برسم. آینه پاسخ داد: من فقط نور خودترا بازتاب میدهم. اول خودت بدرخش، بعد من میتوانم کمکت کنم. پیام این طنز؟
٨ پاسخ
The moral of this message is that in order to shine and succeed, one must first work on oneself and improve oneself. The mirror reminds the candle that it cannot increase its light or quality, but can only reflect what is already there for it
پیام اخلاقی اینه که برای موفقیت باید روی خودمون کارکنیم. و خود را بهبود ببخشیم آینه به شمع میگه من نمیتونم نورت را زیادتر کنم فقط اونی که هستی را نَشان میدهم
جان ز هجر عرش اندر فاقه یی
تن ز عشق خاربن چون ناقه یی
جان گشاید سوی بالا بالها
تن زده اندر زمین چنگالها
این دو همره یکدگر را راهزن
گمره آن جان کو فروماند زتن
همچو مجنونند و چون ناقه اش یقین
می کشد آن پیش و این واپس بکین
میل مجنون پیش آن لیلی روان
میل ناقه پس پی کره دوان
یکدم ار مجنون زخود غافل شدی
ناقه گردیدی و واپس آمدی
مولوی
علمی، پیرامون آتشفشان: مواد آتشفشانی سنگهای مذابی در داخل پوسته زمین هستند. این توده سنگهای آذرین با حرارت بسیار زیاد (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتیگراد و بیشتر) ماگما نامیده میشود. ماگما با رسیدن به سطح، زمین سرد و جامد شده گُدازه نامیده میشود که این فرایند باعث تشکیل آتشفشان میشود. در گدازه حبابهای گاز وجود دارد که در زمان فوران باعث انفجار میشود. گدازه میتواند کلفت باشد و آهسته حرکت کند یا باریک باشد و به سرعت حرکت کند. همچنین سنگ در اشکال دیگری هم از آتشفشان بیرون میآید که شامل خاکستر و سنگ پودر شده ریزی که شبیه به دود تیره به نظر میرسد و هنگام آتشفشان
بیرون میآید. آتشفشان یکی از پدیدههای طبیعی و دائمی زمین شناسی است، که در طول تاریخ زمین شناسی نسبتا بدون تغییر باقی مانده و در ایجاد تحول و تکامل پوسته و گوشته زمین نقش اساسی داشته و دارد.
کاووس نمادی از پادشاهی است که با وجود داشتن قدرت و جاهطلبی، فاقد خرد و تدبیر کافی در ابتدای کار است. او نشان میدهد که چگونه بلندپروازی بیحد و حصر میتواند منجر به فاجعه شود. با این حال، داستان او همچنین درسهایی درباره پذیرش اشتباه، گوش دادن به نصحیت بزرگان و اهمیت عقل و تدبیر در کنار شجاعت را نیز به همراه دارد. کیکاووس با کسب تجربیات در مسیر حکایات شاهنامه تغییر میکند و در پی جبران اشتباهات گذشته است، او اولین کسی است که پرواز به کمک عقاب را تجربه میکند و این افتخار را برای ایرانیان ثبت میکند، اما بعد از سالها فردی ابله پیدا میشود و با ساختن بال، به داخل دره شیرجه زده، خودش را ابلهانه نابود میکند، بعید نیست که شاید قصد انتحار داشته، ولی چندی بعد، اروپا محوران غرب گدا ادعا کردند که اتو اولین نفری بود که پرواز کرد، ولی شاهنامه چیز دیگری را میگوید، تا ابد سربلند بمان ایران عزیزم🙏
نبرد رستم و سهراب، یکی از تراژدی های تلخ عشقی و جنگی در این نظم حماسی فردوسی است، این نبرد یکی از غمانگیزترین و تأثیرگذارترین داستانهای شاهنامه است که تلخی عشق پدر و فرزندی را که به دلیل ناآگاهی و بداقبالی به دشمنی بدل میشود، و حکیم توس، به زببایی به تصویر میکشد. تهمینه، دختر شاه سمنگان است، شیفتهی رستم میشود و در نبود او، فرزندی به دنیا میآورد که نامش را سهراب میگذارد. سهراب با دلاوری و شجاعت فراوان بزرگ میشود و چون از پدر خویش بیخبر است، مشتاق دیدار اوست. از سوی دیگر، افراسیاب، پادشاه توران، که از قدرت و شهرت رستم هراس دارد، از میل سهراب به یافتن پدرش سوءاستفاده میکند و او را تشویق میکند که به ایران لشکرکشی کند و ادعای پادشاهی کند. افراسیاب در نهان نقشهای دارد، او میخواهد رستم و سهراب را به جان هم بیندازد تا هر دو را از بین ببرد.
پارسی دری یکی از سه گونهٔ معیار زبان فارسی است (در کنار فارسیِ ایران و فارسیِ تاجیکی). این گونه گویش، زبان رسمی افغانستان است و ریشهٔ آن به پارسیِ درباریِ دورهٔ سامانیان و غزنویان برمیگردد. واژهٔ دَری بهاحتمال زیاد از دَر (دربار) گرفته شده، یعنی زبان رسمی دربار.در جملات اینها را با هم مقایسه میکنیم:
گویش معیار: امروز به بیمارستان رفتم.
گویش در محاوره: امروز رفتم بیمارستان.
گویش دری افغانستان:
امروز به بیمارستان رفتم.
یا: امروز رفتم به بیمارستان.
گویش دری تاجیکستان:
امروز به بیمارستان رفتم.
پس پارسی دَری و پارسی نو یک زبان هستند، نه دو زبان جداگانه. تفاوتها در حدّ گونه Variant و گویش هستش، نه زبان مستقل. مانند گویشهای خراسانی و جنوبی و مرکزی.
آینه به شمع میگه من از خودم نور ندارم اما نور تو را منعکس میکنم تا بیشتر شود. و ما هم باید همت کنیم تا پیشرفت کنیم.
درود بر شما آفرین🙏🌹💐
پیام اخلاقی این لطیفه این است که:
دیگران فقط میتوانند خوبیها و تواناییهای واقعیِ خودت را بازتاب دهند؛ اگر خودت ارزش، استعداد یا نور نداشته باشی، دیگران هم نمیتوانند آن را ایجاد کنند.یعنی:
- اول باید خودت تلاش کنی و «بدرخشی».
- حمایت، تعریف یا کمک دیگران زمانی اثر دارد که چیزی برای نشان دادن وجود داشته باشد.
این جمله همچنین دربارهٔ اعتمادبهنفس، رشد شخصی و مسئولیت فردی است؛ اینکه موفقیت واقعی از درون خود آدم شروع میشود، نه فقط از تأیید دیگران.
بله آفرین🙏🌹
سلام بر شفیعی جان عزیزم، بله آفرین🙏🌹