پرسش خود را بپرسید

What is the moral message in this joke

تاریخ
٢ هفته پیش
بازدید
٧٥

What is the moral message in this joke?
Several blind men touched an elephant. One touched its leg and said, It’s like a pillar. Another touched its tail and said, It’s like a rope. Each perceived only a part, missing the whole.
چند مرد نابینا فیلی را لمس کردند. یکی پایش را لمس کرد و گفت: مثل ستون است. دیگری دمش را لمس کرد و گفت: مثل طناب است. هر کدام فقط بخشی را درک کردند و کامل نفهمیدند.
این همان حکایت فیل در تاریکی خودمان است که فرنگی ها آنرا تحریف کردند، این طنز چه پیامی دارد؟

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
عکس پرسش

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

The moral message of the joke is about the limitations of individual  understanding. . It emphasizes the importance of collaboration  to gain a fuller understanding rather than relying solely on personal experience

.پیام اخلاقی این جوک درباره محدودیت‌های درک فردی است. این جوک بر اهمیت همکاری برای دستیابی به درک کامل‌تر به جای تکیه صرف بر تجربه شخصی تأکید دارد.🍀🌼

٩٨,٢٤٨
طلایی
٩٢
نقره‌ای
٦٨٣
برنزی
١,٤٣١
تاریخ
٢ هفته پیش

درود و سپاس🌹🙏
کمی کلمات رو میشه جابجا کرد و جمله ای ملموس تر ازش ساخت، البته شما استاد من هستید و شاید بهتر از معنا کرده باشید، شایدم مثلاً میشه بخش کوچکی از حقیقت هم معنا کرد چون هر کدوم عضوی رو فقط لمس کردند🫣We often only see a fraction of the truth

وقت بخیر درست میگید با جابجایی کلمات می شود معنای قشنگتری هم ساخت حتما همین طور است

-
٢ هفته پیش

در تحقیقاتی که اخیراً انجام شده، ثابت گردیده که بروز آتشفشان، تأثیراتی به همراه دارد که یکی از آنها تغییر آب و هوا است. آتشفشان میتواند باعث بارش باران و ایجاد رعد و برق شود. حتی آتشفشانها میتوانند تأثیراتی دراز مدت در وضعیت آب و هوا ایجاد کنند. نکته خطرناک اینکه ممکن است گدازه‌هایی که سریع حرکت میکنند باعث مرگ انسانها شوند؛ چون خاکستر حاصل از بروز آتشفشان تنفس را دشوار میکند.

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
١ هفته پیش
عکس پرسش
عکس پرسش

آثار جلال آل احمد را بطور كلی ميتوان در پنج مقوله يا موضوع طبقه بندی كرد: 
الف- قصه و داستان. 
ب- مشاهدات و سفرنامه. 
ج- مقالات. 
د- ترجمه. 
ه- خاطرات و نامه ها. 
جلال آل احمد در کتاب قصه و داستانش، ديد و بازديد که در سال ۱۳۲۴ منتشر شد، نخست شامل ده داستان کوتاه بود، و در در چاپ هفتم به دوازده داستان كوتاه رسید. جلال آل احمد در اين مجموعه با ديدی سطحی و نثری طنز آلود اما خام كه آن هم سطحی است، زبان به انتقاد از مسايل اجتماعی و باورهای قومی ميگشايد. 
اما در کتاب (از رنجی كه می‌بريم) دو سال بعد، یعنی به سال ۱۳۲۶ که مجموعه هفت داستان است، در اين دو سال، زبان و نثر داستانهای جلال به انسجام و پختگی ميگرايد. در اين مجموعه تشبيهات تازه، زبان جلال آل احمد را تصويری كرده است.

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
١ هفته پیش

سنجر با قشون خود به غزنه نزدیک شد و در یک فرسخی شهر، در صحرای شهر آباد، جنگ میان دو لشکر در گرفت. ارسلانشاه سی هزار سوار و گروه کثیری پیاده و یکصد و بیست فیل به میدان جنگ آورده بود. روی هر فیل چهار سپاهی نشسته بودند. فیلان به قلب سپاه سلطان سنجر حمله بردند که خود سنجر نیز در میان آنان بود. سربازان سنجر از فیل‌ها میگریختند. سنجر به غلامان ترک خود فرمان داد که فیل‌ها را هدف تیر قرار دهند. لذا سه هزار غلام ترک پیش رفتند و همه در آن واحد فیل‌ها را تیر باران کردند و عده ای از آنها را کشتند. فیل‌ها از قلب سپاه سنجر برگشتند و به جناح چپ سپاه حمله ور شدند. ابو الفضل، حاکم سیستان هم در آن جناح بود. وقتی روحیه سربازان از دیدن فیل‌ها ضعیف شد، ابو الفضل آنان را تشجیع کرد و از گریختن، بعلت دوری از زادگاه خود، ترساند. خود نیز از اسب پیاده شد و به فیل بزرگی که پیشاپیش فیل‌ها حرکت میکرد حمله برد و زیر شکم او رفت و شکمش را پاره کرد و دو فیل دیگر را نیز کشت. وقتی امیر انر، که در جناح راست سلطان سنجر بود، وضع جنگ را در جناح چپ مشاهده کرد، از ترس این که مبادا بر آن جناح شکست وارد آید، از پشت لشکر غزنه حمله کرد و خود را به جناح چپ سپاه سلطان سنجر رساند و با کمکی که به موقع کرد موجب شکست غزنویان گردید. سربازانی که سوار بر فیل‌ها بودند چون خود را با زنجیر به فیل‌ها بسته بودند، وقتی به ضرب شمشیر از پا در می‌آمدند، سرنگون می‌شدند و به فیل‌ها آویزان می‌ماندند. سلطان سنجر در بیستم شوال سال ۵۱۰ هجری قمری، در حالیکه بهرامشاه نیز همراهش بود، وارد غزنه گردید/ تاریخ کامل بزرگ، ابن اثیر

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
١ هفته پیش

ای میل به تاب و پیچ کرده
روی از دو جهان به هیچ کرده
یک لحظه ز تاب و پیچ باز آی
هیچند همه ز هیچ باز آی
در گردش این بلند کردار
بین این همه نقش های پرگار
هر نقش اگر چه دلپسند است
آیینه صنع نقشبند است
باید ره دلپسند رفتن
از نقش به نقشبند رفتن
تا چند به نقش بند مانی
آن به که به نقشبند رانی
هر نقش عجب که زیر و بالاست
برهان وجود حق تعالی ست
جامی

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
١ هفته پیش

گنجينه هايی مثل آنچه مولوى و عطّار و حافظ و سعدى و فردوسی و بزرگان ديگر در شعر و نثر فراهم آورده اند، وقتی بطور كامل براى بشريت قابل استفاده است كه با زبان اصلی، زبان فارسی، در اختيار طالبان و پژوهندگان آن قرار گيرد. ترجمه به تنهایی، براى اينكه اين مجموعه ى عظيم را به جهان و به افكار و دلهاى تشنه كامان معنويت برساند کافی نيست. ضمناً آن دستگاه ترجمه كننده كجا است تا چنين كارى بكند؟ 

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
٢ هفته پیش

الفبای کامل پشتو و تلفظ تقریبی
حرف ، نام تقریبی ، تلفظ تقریبی ، توضیح 
ا ، الف ، آ / ا ، مثل فارسی 
ب ، بې ، ب ، مثل فارسی 
پ ، پې ، پ ، مثل فارسی 
ت ، تې ، ت ، مثل فارسی 
ټ ، ټې ، تِ برگشتی ، در فارسی نیست 
ث ، سِ/ثې ، س ، معمولاً مثل س خوانده میشود
ج ، جيم ، ج ، مثل فارسی
ځ ، ځې ، dz ، در فارسی نیست
چ ، چې ، چ ، مثل فارسی 
څ ، څې ، ts ، در فارسی نیست 
ح ، حا ، ح ، مثل فارسی 
خ ، خه ، خ ، مثل فارسی 
د ، دال ، د ، مثل فارسی 
ډ ، ډال ، دِ برگشتی ، در فارسی نیست
ذ ، ذال ، ز ، معمولاً مثل فارسی خوانده میشود
ر ، رې ، ر ، مثل فارسی 
ړ ، ړې ، رِ برگشتی ، در فارسی نیست 
ز ، زې ، ز ، مثل فارسی 
ژ ، ژې ، ژ ، مثل فارسی 
ږ ، ږې ، صدای خاص پشتو ، در فارسی نیست 
س ، سين ، س ، مثل فارسی 
ش ، شين ، ش ، مثل فارسی 
ښ ، ښې ، خ/شِ خاص پشتو ، در فارسی نیست
ص ، صاد ، ص ، مثل فارسی، معمولاً نزدیک به س
ض ، ضاد ، ز/ض ، مثل فارسی، معمولاً نزدیک به ز
ط ، طا ، ت ، مثل فارسی، معمولاً نزدیک به ت
ظ ، ظا ، ز ، مثل فارسی، معمولاً نزدیک به ز
ع ، عین ، ع ، مثل فارسی
غ ، غین ، غ ، مثل فارسی
ف ، فې ، ف ، مثل فارسی 
ق ، قاف ، ق ، مثل فارسی 
ک ، کاف ، ک ، مثل فارسی 
ګ ، ګاف ، g ، در فارسی نیست 
ل ، لام ، ل ، مثل فارسی 
م ، ميم ، م ، مثل فارسی 
ن ، نون ، ن ، مثل فارسی 
ڼ ، ڼون ، نِ برگشتی ، در فارسی نیست 
و ، واو ، و/ او/ اوو ، در پشتو گاهی w هم میدهد 
ه ، هې ، ه ، مثل فارسی 
ې ، تېزه ي/ې ، e ، در فارسی نیست 
ی ، ي/ی ، ی / i ، مثل فارسی 
ۍ ، یای پایانی ، ی پایانی/ ay ، در فارسی ما نیست

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
٢ هفته پیش

چه جالب . کاش صوتی بود تا میشد این حروف برگشتی را شنید که معادلش رانداریم خیلی زیباو عالی 🌺🍁🌺🌼

-
٢ هفته پیش

درود بر دوست یکی یه دونه خودم🌹🙏
سعی میکنم کم کم با توضیحات کوتاه گویش آنان را ملموس تر کنم💝

زنان در شاهنامه به پارسایی، رایزنی، وفاداری و فداکاری، حیا و شرم وزیبایی ستوده شده‌اند که از زبان فردوسی میخوانیم:
ز پیوند وز پند و نیکوسخن
چه از نو چه از روزگار کهن 
ز پاکی و از پارسایی زن
که هم غمگسارست و هم رای زن
البته همین بیت را اینگونه تحریف نموده اند:
زپاکی و از پارسایی زن
که هم غمگسارند و هم رایزن 
و یا در ستایش زن اینگونه گفته:
اگر شاه دیدی وگر زیردست
وگر پاکدل مرد یزدان پرست 
چنان دان که چاره نباشد ز جفت
ز پوشیدن و خورد و جای نهفت 
اگر پارسا باشد و رای زن
یکی گنج باشد براگنده زن
ودر مورد دیگر:
که چونین سخن نیست جز کار زن
به ویژه زنی کو بود رای زن💐

٢١٠,٠٧١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٧٣
تاریخ
٢ هفته پیش

پاسخ شما