سلام دوستان خوش ذوق لطف کنید این مصرع رو ادامه بدید ممنون
٩ پاسخ
چندیست که عقده در گلو افتاده است
معشوق درون خیمه، نظاره گر افتاده است.
عاشق بیچاره دراین ره دور و دراز.
تاول به پا، ز دیدنش تلو تلو افتاده است.
چندیست که عقده در گلو افتادست
ذوق سخن ازعشق فرو افتادست
آن یار ک شهره ی جهان بود در عشق
نقشش به سر سنگ نگون افتادست
چندیست که عقده در گلو افتادست
نمکیست ز دریا در ژرف افتادست
ز آن خیزاب سالیان آرامیده است
آتیشست که در آب افتادست
درود بر همگان، از چکامگان دوستان بسیار سرزنده گشتم، درباره چامه خود همینجوری نوشتم وزن و ساختار هارا سراسر پیروی نکردم اگرچه زیباشد به اندیشه ام.
پیروز و ماندگار باشید بدرود.
چندیست که عقده در گلو افتادست
همشیره من ز کار و بار افتادست
😂😂😂😂
چندیست که عقده در گلو افتادست
بس خون به دل عاشق زار افتادست
درود
چندیست که عقده در گلو افتادست#کار دل زار با سبو افتادست#رخسار من از غم زمانه همچون#پژمرده گلی،ز رنگ و بو افتادست
سلام عزیز هموطن
احسنت به طبع شعر خوب شما.
جسارتا مفهوم «کار دل زار با سبو افتادن» که مصرع دوم بیت اول آوردید، چیه؟
احتمالا منظور دوستمون اینه که سروکار م به سبو و میخوارگی افتاده است که یادمون باشه، بقول اساتید ادبیات منظور شراب عرفانیست
آفرین بر شما
چندیست که عقده در گلو افتادست
از یاد نگاه مهربان او چرا افتادست
چندیست که عقده در گلو افتادست
رویای رها به دست باد افتادست (رویای رها به باد رفته، یعنی به واقعیت تبدیل نشده)
یاری که مرا عاشق و هم محرم بود (=یاری که هم عاشقم بود، هم نسبت به همدیگه محرم شده بودیم بواسطه ازدواج)
نارو زده و ز چشم من افتادست (= خیانت کرده و از چشمم افتاده)
البته ببخشید موضوع خیانت به ذهنم رسید بس که متاسفانه این روزها خیانت زیاد شده. امیدوارم در زندگی واقعی، خوشبخت باشید.
بهتر بود میگفتید مایل هستید شعر چه رنگ و لعابی داشته باشه؟ طنز؟ عاشقانه؟ مذهبی ؟ سیاسی؟
چندیست که عقده در گلو افتادست
در سایه سرو تو ز پا افتادست
🤣🤣۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰