پرسش خود را بپرسید

این شعر زیبا و معروف از کیست؟

تاریخ
٣ هفته پیش
بازدید
١١٧

این شعر زیبا و معروف از کیست؟
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم میرود 
آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود 
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او 
گویی که نیشی دور از او در استخوانم میرود 
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون 
پنهان نمیماند که خون بر آستانم میرود 
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان 
کز عشق آن سرو روان گویی روانم میرود 
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان 
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود 

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
عکس پرسش

١٠ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما 🌷

 این شعر  یکی از غزلیات زیبای  استاد سخن  سعدی علیه رحمه است.

١,٦٤٤
طلایی
٠
نقره‌ای
١٦
برنزی
٢١
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما، بله آفرین🙏🌹

محمد فرخی يزدی (۱۲۶۷ تا ۱۳۱۸ ش) شاعر. در يزد به دنيا آمد. از يك خانواده فقير برخاست و تحصيلات مقدماتی را در مدرسه مرسلين انگليسی يزد به پايان برد. استعداد شاعرى فرخی از همان پشت نيمكت مدرسه آغاز گرديد. پانزده ساله بود كه به علت سرودن اشعارى از مدرسه اخراج و مدتی به كارگرى مشغول شد تا دوران مشروطه به گروه آزادى خواهان پيوست. در نوروز ۱۲۸۹ در مسمطی خطاب به حاكم يزد او را مورد انتقاد قرار داد و در پی آن به دستور حكمران دهان وى را با نخ و سوزن دوختند و به زندانش افكندند، يكی دو ماه بعد به تهران گريخت و به صف مبارزان ملی پيوست. در ۱۳۰۰ ش روزنامه طوفان را منتشر كرد ولی اين روزنامه تا سال هفتم پانزده بار توقيف شد. تا اين كه در سال هشتم مجله ى هفتگی طوفان را جايگزين روزنامه ى طوفان نمود. در ۱۳۰۶ ش جزو هياتی براى شركت در جشن دهمين سال انقلاب اكتبر به روسيه رفت و اشعارى در اين زمينه سرود و سفرنامه اى هم نوشت. فرخی در دوره هفتم مجلس از طرف مردم يزد نماينده مجلس شد ولی بعدها به دليل فقدان امنيت جانی به مسكو، از آنجا به آلمان گريخت و در برلين كه مركز مهاجران ايرانی بود مقالات تندى در روزنامه ى پيكار منتشر كرد كه باعث اخراج وى از آلمان شد. فرخی پس از اخراج به خواهش تيمورتاش به ايران بازگشت. ولی پس از مدتی اقامت در ايران دستگير و زندانی شد و سرانجام در بيمارستان شهربانی تهران مقتول شد. وى روزنامه نگار و شاعرى توانا، ملی و سياسی بود كه خود را عاشق آزادى میناميد و در تمام اشعار خود از اين عشق مقدس دفاع و حمايت میكرد. اثر وى ديوان شعر می باشد.

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
تاریخ
١ هفته پیش

درود بر شما

پاسخ  شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی  است. 

٦٢,٠٣٢
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٥
برنزی
٢,٥٠٣
تاریخ
٢ هفته پیش

درود بر شما، بله آفرین و سپاسمند🌹🌺🙏

قسمت پایانی
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل 
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود 
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من 
گرچه نباشد کار من هم کار از آنم میرود 
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن 
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود 
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی وفا 
طاقت نمی آرم جفا ار از فغانم میرود
سعدی شیرازی 

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
تاریخ
٢ هفته پیش

از سعدی شیرازی... 

٥٦,٠٦٤
طلایی
٦٢
نقره‌ای
١٤٧
برنزی
٦٥٤
تاریخ
٢ هفته پیش

بله آفرین درود بر حسین جان گلم🙏🌺

طنز از نوع پیش‌بینی‌های تلخ یا Bitter Predictions
طرح آینده‌ای که در آن وضعیت فعلی به شکلی مبالغه‌آمیز بدتر شده است. مثال: در سال ۲۰۵۰، دولت برای کاهش مصرف آب، قانون وضع میکند که هر شهروند فقط در صورتی حق دارد گریه کند که قبلاً مجوز کتبی از وزارت بهداشت گرفته باشد.
اما طنز بوروکراتیک Bureaucratic Satire متفاوت هست و تمرکزش بر کاغذبازی‌ها و قوانین پوچ اداری در سیستم‌های سیاسی که منجر به نتایج فاجعه‌بار میشوند هستش، مثال: فردی در حال غرق شدن در سیل است و از دولت کمک میخواهد؛ پاسخ اداره مربوطه: درخواست شما پذیرفته شد، لطفاً برای دریافت قایق نجات، ابتدا فرم شماره ۴ را در شهر مجاور پر کرده و مهر تایید شهرداری را بگیرید🤣

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
تاریخ
٢ هفته پیش

ادامه
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم 
چون مجمری پرآتشم کز سرد خانم میرود 
با آن همه بیداد او وین عهد بی بنیاد او 
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم میرود 
باز آی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین 
کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم میرود 
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم 
وین ره نه قاصد میروم کز کف عنانم میرود 
سعدی

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
تاریخ
٣ هفته پیش

مسیر تکامل نشر کتاب در هر تمدن تحت تأثیر عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت بوده است:هندوستان (تنوع مذهبی و استعمار) در دوره وداها: دانش بصورت شفاهی از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد (عدم نوشتار). بعدها بر روی برگ درخت نخل (پاترا) نوشته میشد. در دوره مغول‌ها: تأثیر هنر کتاب‌آرای ایرانی بر کتاب‌های هندی. رونویسی دستی ادامه داشت. در دوره استعمار بریتانیا: اولین چاپ: توسط مبلغان مسیحی هلندی در گوا (هند پرتغالی) در قرن ۱۶. و چاپ انگلیسی: راجر ویلیامز اولین دستگاه چاپ را در کلکته (۱۷۸۰ میلادی) راه انداخت. رشد ملی‌گرا: در قرن ۱۹، چاپ به ابزاری برای جنبش‌های استقلال طلبی و نشر متون سکولار و ملی‌گرایانه تبدیل شد. رام‌موهان رائو اولین مطبوعات هندی‌زبان و انگلیسی‌زبان را منتشر کرد.

٢٠٩,٧٢١
طلایی
٢٣٨
نقره‌ای
٢,٣٠٠
برنزی
٧,٣٦٨
تاریخ
٣ هفته پیش

سعدی علیه الرحمه 

٢٥٧,٨٣١
طلایی
٨٨
نقره‌ای
١,١٧٣
برنزی
١,١٥٤
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما و سپاس🙏🌹

درود.

این شعر زیبا از شیخ اجل،پادشاه سخن،سعدی شیرازی میباشد که درباره ی معشوق میباشد.درواقع سخن گفتن سعدی با معشوق است.

هنر نزد ایرانیان است و بس

٣٤,٧٣٥
طلایی
٩
نقره‌ای
١١٦
برنزی
٣٧٢
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما بله آفرین🙏🌹

پاسخ شما