پرسش خود را بپرسید

این شعر کهن را که اکثر ما شنیده ایم را کاربردش چیست، و از کیست؟

تاریخ
٢ هفته پیش
بازدید
٦٣

این شعر کهن را که اکثر ما شنیده ایم را کاربردش چیست، و از کیست؟
کاروان شهید رفت از پیش 
و آن ما رفته گر و می‌اندیش 
از شمار دو چشم یک تن کم 
وز شمار خرد هزاران بیش 

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
عکس پرسش

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

یعنی گاهی فردی  از میان ما می‌رود ولی فقط یک فرد مثل بقیه نیست که دو چشم باشد و بس،  از نظر بزرگی با هزاران نفر برابری می‌کند، مثلا اشخاصی مانند سهراب سپهری، بزرگ علوی، امیرکبیر و... فقط یک فرد نبودند و تاثیرشان بر جامعه خود بسیار زیاد بوده  و ما این فرد بزرگ را از دست داده ایم و هنوز نمی دانیم چه چیز و یا کسی را از دست داده ایم، چقدر باید بگذرد تا مادر گیتی چون او بزاید

١٨٤,٢٢٧
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
١,٤٨٩
برنزی
١,٤٩٢
تاریخ
١ هفته پیش

سلام و درود بر شما، بله آفرین، این شعر ۱۱ قرن قدمت دارد و چیزی است که در دنیا مشابه ندارد، پس استعمار بیخود نیست به فرهنگ کهن ما حسادت میکند🌺🙏🪻

سهراب با سپاهی عظیم به مرزهای ایران حمله میکند. ایرانیان که از این حمله غافلگیر شده‌اند، رستم را برای مقابله با او فرا میخوانند. رستم، بی‌آنکه بداند این مهاجم جوان، پسر خودش است، به میدان نبرد میرود و با هم رو در رو میشوند. هر دو پهلوانانی بی‌نظیرند و نبردی سخت و نفس‌گیر در میگیرد. آنها یکدیگر را نمی‌شناسند و خشم و نفرت جنگ، بر عشق پدر و پسری سایه افکنده است. در نهایت، رستم با ضربه‌ای کاری، سهراب را از پای درمی‌آورد. در لحظات آخر زندگی، سهراب بازوبندی را که تهمینه به او داده بود تا به پدرش نشان دهد، به رستم نشان میدهد. رستم با دیدن بازوبند و شنیدن سخنان سهراب، ناگهان متوجه حقیقت تلخی میشود، زیرا سهراب پسر اوست! اندوه و پشیمانی، دیگر سودی ندارد و سهراب در آغوش پدر جان میدهد. این نبرد نمادی از فاجعه‌ی جنگ، ناآگاهی و تأثیرات ویرانگر سرنوشت است.

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
تاریخ
١ هفته پیش

لالایی‌های درگز 
لالا لالا که لالات میکنم من 
نگاه برقد و بالات میکنم من 
لالا لالا که لالات بی بلا باد 
نگهدار شب و روزت خدا باد 
.
لالا لالا عزیز اللّه 
قلم در دست برو ملاّ 
بخون جزوی کلام اللّه 
نگهدارت بود اللّه 
لالا لالا بابات رفته مدینه 
لالا لالا سرخاک سکینه 
لالا لالا سکینه نور عینه 
لالا لالا دختر امام حسینه
مادر که در ساعات روز سرگرم رسیدگی به امور خانه و گاه انجام دادنِ کارها و وظایف بیرون از خانه بوده است هر چند که در تصوّرات خود با فرزند همراه است، در عمل و از نزدیک فرصت برقراری ارتباط مؤثر و سازنده با کودک را ندارد. از سوی دیگر، استفاده از وسایل سرگرمی و ارتباط جمعی نظیر رادیو، تلویزیون، فیلم و بازیهای رایانه ای، آنچنان ذهن و اندیشه و تخیّل کودکان را به خود مشغول میکند که دیگر مجالی برای صحبت و برقراری ارتباط صمیمانه با پدر و مادر باقی نمیمانَد. در واقع، باید گفت کاربرد بی رویّه این ابزار و وسایل ارتباطی بجای ایجاد انس و الفت میان افراد خانواده، جمع صمیمی آنها را پراکنده میکند، در حالی که هم پدر و مادر و هم فرزندان به وجود این روابط عاطفی نیاز دارند. بدین ترتیب بهره گیری درست و بجا از فرصت‌های کوتاه در پایان روز و هنگام استراحت بچّه‌ها میتواند راه حلّ مناسبی برای برطرف ساختن این مشکل باشد. 

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
تاریخ
١ هفته پیش

طنز آرزوی داشتن ریش، محض خنده، نقل قول: دستی بصورتم کشیدم، اما هنوز هیچ خبری از ریش و سبیل نبود. خیلی دلم میخواست ریش‌های بلند و پُرپشت داشته باشم. آخر مگر مرد بدون ریش هم میشود؟ حدود هفده سال از عمرم گذشته بود و هنوز جز کمی پشم. پشم نه.. کرک‌های بور و کم رنگ بناگوش، آره فقط کمی کرک بود، غیر از این دیگه هیچ چیزی در صورتم پیدا نمیشد که نمیشد، آسفالت بود و آسفالت، در حالی که بعضی از دوستانم برای خودشان ریش و سبیلی داشتند، و یال و کوپالی که بیا و تماشا کن. با خیلی‌ها مشورت کردم، ولی هر کس به شکلی منو دست انداخت. یکی پیشنهاد کرد صورتم را حنا ببندم. یکی میگفت: تیغ بزن ریش هات پرپشت میشود. یکی میگفت: نزن ریش تراشی حروم است. یکی میگفت: بزن ریش تراشی حروم است، اما بیچاره تو که ریشی نداری که گناه باشه؟ اما از همه ناجوانمردانه تر، پیشنهاد کسی بود که گفت: شب‌ها قبل از خواب روی صورتت دنبه بمال زود ریش و سبیلت رشد میکنه. منم ساده لوح، و به عشق ریش پرپشت این کار را کردم و از ترس خانواده، شب را پشت بام خوابیدم، چشمانم گرم خواب شد و با این فکرها خوابم برد... به این فکر میکردم که در آینده نزدیک، صورتم که ریش در آورد، ریش هایم را چه مدلی بزنم؟ توپی باشد؟ یا صاف و بلند؟ یا.... نه، اصلاً با این هیکل لاغر و دراز و بی قوارۀ من، نه... ریش توپی اصلاً به من نمی آید، ریش‌های بلند و صاف هم مرا درازتر از آن که بودم نشان میدهد... در خواب ناز رفتم، که نیمه شب یهو از خواب پریدم، دیدم گربه ای آمده و صورتم را لیس میزد. خلاصه آن دنبه ها فایده ای نداشت، اگر هم داشت برای آن گربه بود🤣

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
تاریخ
١ هفته پیش

یعنی گاهی فردی  از میان ما می‌رود ولی فقط یک فرد مثل بقیه نیست که دو چشم باشد و بس،  از نظر بزرگی با هزاران نفر برابری می‌کند، مثلا اشخاصی مانند سهراب سپهری، بزرگ علوی، امیرکبیر و... فقط یک فرد نبودند و تاثیرشان بر جامعه خود بسیار زیاد بوده  و ما این فرد بزرگ را از دست داده ایم و هنوز نمی دانیم چه چیز و یا کسی را از دست داده ایم، چقدر باید بگذرد تا مادر گیتی چون او بزاید

١٨٤,٢٢٧
طلایی
١٩٢
نقره‌ای
١,٤٨٩
برنزی
١,٤٩٢
تاریخ
١ هفته پیش

سلام، بله این شعر در ۱۱ قرن قبل توسط رودکی سروده شد تا عظمت از دست رفتن شهید بلخی را در آن زمان برای فرهنگ و ملت ما بیان کند، سپاس فراوان از مشارکت شما🌹🙏

به نظر می­آید که جوک­ گويی در ايران، در دو قرن اخير رونق زیادی نیافته است که جای بسی تأسف دارد. برخی از منتقدان در این خصوص معتقدند که دست استعمارگران در ترويج و انتشار اينگونه جوک­های اهانت آميز و اختلاف ساز فعال بوده و هست. بنابر نظر ایشان، اين مسئله پس از فتوای تحریم تنباکو (ميرزای شيرازی بزرگ)، در دوران قاجار با انگيزه بيشتری در مد نظر استعمارگران مخصوصاً انگليسيان قرار گرفت. آنان در روبرو شدن با قدرت اجتماعی عظيم روحانيت که حتی اندرونی پادشاه ايران را تحت نفوذ داشت و با ديدن انسجام اعتقادی شگفت انگيزی در بين ايرانيان غافلگير شدند. انگليسي­ها برای مقابله به فکر چاره افتادند. در اولين قدم بدست برخی فکاهی نويسان و خود فروختگان داخلی شخصيتی به نام ملاء نصر الدين را ساخته و به وسيله آنان هجوگويی و اهانت را به ساحت روحانيت آغاز نمودند و مقام شامخ آنان را مورد استهزاء و ريشخند قرار دادند تا از هيبت و نفوذ آنان در جامعه کاسته شود. (البته در اين بين از اشاعه شايعات دروغین هم کوتاهی ننمودند) و از سوی دیگر با توسعه دادن ساخت و اشاعه جوک­ها كه به منظور اختلاف برانگيزی و تحقير قوميت‌ها صورت ميگرفته است، قوم ترک را از قوم فارسی، قوم گيلک را از قوم ترکی، قوم لر را از قوم ترکی و فارسی، و ... رنجاندند و زمينه نفوذ خود را با تئوری اختلاف بينداز و حکومت کن، گسترس د­ادند. در پایان این را اضافه کنم که لازم نیست مثلاً واژه ملانصرالدین را حذف کنیم، خیر، بلکه همان جوکها را در مسیر آموزندگی و محتوای باارزش مدیریت کنیم، همانگونه که حکایات بهلول همراه با خردپروری و خردورزی است.

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
تاریخ
١ هفته پیش

سلام استاد
جسارتا با فرمایش شما موافق نیستم
شبیه همین کاراکتر ملانصرالدین در خیلی فرهنگها هست، ملا غالبا معنای شخص باسواد می داده و نه لزوما آخوندو. . . و اصولا به این طبقه عمدتا شیخ می گفتند و نه ملا، اغلب ملاها و ملاباجی ها در مکتب درس می گفتند.
در اغلب لطیفه های ملانصرالدین او شخصیتی است که تجاهل العارف می کند و در غالب طنز حرفهای پرمغزی می زند مانند بهلول
ملانصرالدین، nasredin, جحا و. . . همه آزاداندیشانی بودند مورد علاقه عام
البته شما استاد هستید و جسارت را بر بنده می بخشایید

سلام و درود بر شما حمید رضا جان استاد عزیزم و سپاس از نقد خوبتون🙏🌺 بنده کوچیک شما و شاگرد شما هستم، و از هر گونه نقد موافق و مخالف استقبال میکنم، البته هیچوقت بر اساس شایعات چیزی نگفتم و فقط دنبال اسناد معتبر تاریخی هستم، مستندات معتبری وجود دارد که بعد از تحریم تنباکو استعمار با عصبانیت تصمیم به انتقام از روحانیت گرفت و ملاسازی را شروع کرد، اگر به کتب قدیمی آن عصر برگردیم، ملانصرالدین در لباس روحانیت با عبا و عمامه نقاشی شده و کارهای زشتی در زمینه پورن

انجام میدهد که اغلب آن کتابها جمع آوری و ممنوع الچاپ شد، الآنم بنده مصلحت نمیدانم محتوای این کتابها را اینجا مطرح کنم، چون واقعاً نکات شرم آوری دارد و فقط منحصر به ملا نیست، چندین شخصیت ساخته شد، از جمله شخصیتی احمق و کودن بنام غضنفر، که کارهای زشتی میکند، حال آنکه غضنفر از اسامی و القاب خاص مولا علی علیه السلام است. البته من با رفتارهای افراطی مخالف هستم، و میانه روی را ترجیح میدهم، در مورد ملا هم همین را گفتم، که نباید حذف بشود، بلکه باید محتوای طنز مدیریت و کنترل

بشود تا در مسیر اخلاق و سازندگی و آموزنده بودن هدایت شود، سیاست استعمار در مورد ملا چند مرحله ای بود، در مرحله اول کمی اخلاقی بود تا شهرت پیدا کند، ولی در مرحله دوم تخریبی بود که دین و اخلاق را به تمسخر میگرفت و پورن و مطالب مستهجن زشت داشت، بازتر نمیتوانم توضیح بدهم، چون بسیاری از پست های من هنوز بعد از گذشت چندماه، اجازه تایید نگرفته، هر چند محتوای آنها را چک کردم، ولی نمیدانم چرا این هوش مصنوعی ول کن نیست، به همین خاطر ناچارم پست ها را کوتاه و چند خطی بگذارم. ولی در

کل، این قضیه را با کمی تحقیق پیرامون تحریم تنباکو و مراجعه به اسناد خارجی، که چقدر قضیه شکست برای آنان سنگین بوده، و تلاش برای انتقام از روحانیت را که شما حتی قضیه تحریم تنباکو را با ۱۰ روایت متفاوت مشاهده میکنید، در یکی از این روایات حتی ادعا شده که میرزای شیرازی اصلاً فتوا نداده، بلکه فتوا جعلی و توسط کسی دیگر نوشته شده، علت این تشتت روایات دست پلید استعمار است که تلاش کرد این شکست را در آب گل آلود کم رنگ کند. وگرنه اسناد بسیار محکم تاریخی وجود دارد که دقیقاً میرزای

کل، این قضیه را با کمی تحقیق پیرامون تحریم تنباکو و مراجعه به اسناد خارجی، که چقدر قضیه شکست برای آنان سنگین بوده، و تلاش برای انتقام از روحانیت را که شما حتی قضیه تحریم تنباکو را با ۱۰ روایت متفاوت مشاهده میکنید، در یکی از این روایات حتی ادعا شده که میرزای شیرازی اصلاً فتوا نداده، بلکه فتوا جعلی و توسط کسی دیگر نوشته شده، علت این تشتت روایات دست پلید استعمار است که تلاش کرد این شکست را در آب گل آلود کم رنگ کند. وگرنه اسناد بسیار محکم تاریخی وجود دارد که دقیقاً میرزای

شیرازی تحریم کرده، البته باید نگران بود، چون اسنادی وجود دارد که نشان میدهد، در حال حاضر هم دستهای مرموزی در داخل کشور مشغول تحریف و جعل فرهنگ و ادبیات ماست، نمونه بارز آن را در کتاب شهبازی میبینیم که طی ۱۷ سال گذشته، چندین بار تجدید چاپ شد ولی هیچ کس کتابش را ندید، افراد مرموزی کلیه کتابها را یکجا از چاپخانه خریده و بعد کتابها همگی مفقود میشود و پیاپی این قضیه تکرار میشود، تا من و شما دستمان به این کتاب نرسد. از صبر و حوصله شما صمیمانه سپاسگزارم🌺🙏

این شعر را که اکثر ما شنیده ایم بیش از ۱۱ قرن قدمت دارد، و رودکی این شعر را در مرثیه مرگ شاعر بزرگ شهید بلخی گفته: 
کاروان شهید رفت از پیش 
و آن ما رفته گر و می‌اندیش 
از شمار دو چشم یک تن کم 
وز شمار خرد هزاران بیش 

١٩٩,٠٠٠
طلایی
٢١٥
نقره‌ای
٢,٢٠٧
برنزی
٧,١٣٥
تاریخ
١ هفته پیش

این ابیات از مشهورترین مرثیه‌های زبان فارسی است و از ملک‌الشعرای بهار دانسته می‌شود؛ هرچند گاهی به اشتباه به شاعران دیگر هم نسبت داده شده است.

متن کاملِ بخش مشهور آن:

> کاروانِ شهید رفت از پیش

وآنِ ما رفته گیر و می‌اندیش

از شمارِ دو چشم یک تن کم

وز شمارِ خرد هزاران بیش

معنی و کاربرد

این شعر در سوگِ از دست رفتنِ انسان‌های بزرگ، فرهیخته یا شهیدان به کار می‌رود.

مفهوم بیت آخر این است که:

از نظر ظاهری فقط «یک نفر» از میان مردم کم شده،

اما از نظر دانایی، خرد و ارزش انسانی، فقدانی بسیار بزرگ رخ داده است.

به همین دلیل، این ابیات را معمولاً در:

مراسم بزرگداشت،

پیام‌های تسلیت،

یادبود شهدا،

درگذشت استادان، اندیشمندان و شخصیت‌های اثرگذار

استفاده می‌کنند.

از نظر ادبی نیز شعر لحنی اندوهگین اما باشکوه دارد و بر «ارزش معنوی انسان فرهیخته» تأکید می‌کند.

٢٠,٠٩٢
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٢٨
برنزی
١٢٧
تاریخ
١ هفته پیش

درود بر شما امیر جان عزیزم🙏🌹
ملک الشعرا شاعر معاصر است، و این شعر کهن بین از ۱۰ قرن قدمت دارد.

پاسخ شما