پیشنهاد‌های محمدرضا فیروزجایی (٢٥٥)

بازدید
١,٠٧٥
تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایماژ

تاریخ
٢ روز پیش
پیشنهاد
٠

ایماژ

تاریخ
٣ هفته پیش
پیشنهاد
٠

بر ای ازدست دادن حافظه، واژه ی شایسته ی یادزدوده گی رو پیش نهاد دادند.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رویه

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برابر پارسی بندگشا به راستی زیباست. در روستاهای مازندران مادربزرگ ها کلید را گوشه می گویند که اکروز فهمیدم همان گشاست.

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

لذت گرایی = Hedonism

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

احساس لذت

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

اِنهِدوآنا ( به سومری: 𒂗𒃶𒌌𒀭𒈾 ) ؛ اولین شاعر شناخته شده است. پدر او سارگن بزرگ و مادرش تاشلولتوم بود، وی همچنین خواهر ریموش و منیشتوشو نیز بود. ا ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Enheduanna

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پارسی مترادف عجم و متضاد ترکی و تازی نیست. این واژه که به گروهی و نژادی و جغرافیای ایشان نام داده می شود، یعنی پارسه ای، پارسایه ای، پارسایی و از این ...

تاریخ
١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

دید نابه هنجار تاریخی به پدیده ها. هم چون قضاوت اخلاقی، حقوقی یا منطقی درباره ی اشعار مولانا، اساطیر و افسانه های کهن یا قصص انبیاء که همه گی فارغ از ...

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

کینه را نگه داشتن

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پر می کنند = می آکنند

تاریخ
٢ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مباحثه ( تبادل نظر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
١

نقطه ی برآورده شدن دو موضوع هم زمان. مثلاً برآورده شدن خواسته ی دو گروه در یک موقعیت

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

استالین زده گی استالین گرایی چندان درست نیست، چون در بیش تر مواردی که این وام واژه به کار رفته است، به معنای زندگی در فضای وحشت ناک، پرتنش و آسیب زای ...

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

هو نر رادمردی، فرزانه گی، جوان مردی، نیک مردی ( مرد = مرتن = گونه ی آدمی، نوع بشر )

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پیهایش پذیری باطل = پیهوده، بیهوده ابطال = پیهودن ابطال گری = پیهویش، پیهایش ابطال شونده گی، ابطال پذیری = پیهایش پذیری

تاریخ
٣ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آزرمگین

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

پوزش. اشتباه خود رو ویرایش می کنم: بیت: در مصرع [در شعر] : لنگه

تاریخ
٤ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بیت: در ردیف ( در شعر ) : لنگه

تاریخ
٦ ماه پیش
پیشنهاد
٠

روایی

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چنانچه توسط مرحوم دهخدا درج شده: دهی ست از توابع اراک

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

چنان چه پیش از واژه ی کلام و زبان بیاد، درباره ی لحن و سخن، معنیِ منفی می ده: رکیک پیشنهاد بنده برابر خیلی دقیق تر و سرراست تر �منشوری�ست Colorful la ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فراتر از گفت وگزار

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

فراگزارش فراگفت

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Trousers

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

همچنین در کتب فارسی دهه های گذشته از جمله کوروش کبیر هارولد لمب به ترجمه ی صادق رضازاده شفق این واژه در انتهای فصل ۶ به کار رفته است

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

رانِین علت اینکه در انتهای واژه s جمع قرار دارد، آن است که تروزرز از دو لنگه شلوار سرهم می شده که در بالا به کمر بسته می شدند. از این رو رانِین، معاد ...

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

مُخِلِّ ( سکوت و خلوتِ ) کسی شدن

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
١

نارضایتی

تاریخ
١٠ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وسواس ( دقت زیاد ) : درنگ، ریزبینی

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نام: سنجه، معیار صفت ( ویژگی ) : معیارمند، سنجه مند

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تصنیف ساز

تاریخ
١١ ماه پیش
پیشنهاد
٠

گلایه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

میزان اجتماعی جنسی بودن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برزخ، برهوت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معادل فقه الغه که آقای محمد پیشنهاد دادند درسته و دکتر محمد راسخ مهند در کتاب خودشون مکاتب زبان شناسی هم همین برابر رو بکار بردن. دوستان به اشتباه دی ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در روانشناسی اجتماعی ترجمه ی حمزه گنجی �لفافه� ترجمه شده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

در روانشناسی اشاره به قاعده ی اکتشافی لنگراندازی یا لنگر ذهنی دارد که در دسته ی سوگیری های شناختی قرار می گیرد.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

هم قلم؟

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

کلمه ای به صورت لحجه نداریم. لهجه درسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در روانشناسی رفتارگرایی �سهمی� ترجمه شده که بیانگر همون مفهوم بخشی و مقطعی است.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بطور خلل ناپذیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

با درود به جناب حامد عسگری، ان ال پی در دستۀ علوم ( ساینس ) نیست و جزو شبه علم طبقه بندی می شود. ( از ارزش کاربردی آن نمی کاهد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

دید جامع و چندبعدی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برگ برنده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اعتنا کردن محل گذاشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در بعضی جاها می شه گفت: بختانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرتب وتاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلم زیمبو informal. /blɪŋ/ us. /blɪŋ/ used to describe jewellery or decoration that attracts attention because it is very noticeable and looks expens ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شراکت همدستی Joint enterprise in the context of business law is an informal relationship between two or more parties in which each party contributes ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Couple of minutes = یکی دو دقیقه few minutes = سه چهار دقیقه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخت برگشته ننه قمر آدم رندوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخت برگشته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یبس ( وسواسی و دقیق و جزئی نگر و حوصله سر بر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد و عیب جویی تند و شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناباورانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اشراف داشتن بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مول به معنی مخفیانه، پنهانی و زیرزیرکی است و در مازندران مول کِته یا مول کُته یعنی بچه ی ( تولد ) مخفیانه و پنهانی که یعنی فرزند نامشروع. استفاده از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاشرت و جوشیدن با کسی/با دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افراد درونگرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ صبور گوش شنوا sounding board or listening ear

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

sounding board = listening ear = talking post = سنگ صبور = گوش شنوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سنگ صبور گوش شنوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناامید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( وضعیتی بدنی ) چمبره زدن: Physical movement: To curl in means to fold, bend, or twist into a smaller or more compact shape, like curling up into a b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سفت و سخت: Avid rule makers

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انعطاف پذیر ( از نظر فکر و تصمیم و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتزاعی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گوگولی مگولی، نازنین، نازنازی، تو دل برو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت زدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درجا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مقیاس/ابزار مقایسه/ملاک و معیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادی گرا/آهن پرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ثمربخشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

معنی رهایی و آزادی می ده اما نه آزاد کردن و آزاد شدن؛ معنی let و set free نمی ده. معنی allow می ده: آزاد گذاشتن: به حال خود گذاشتن و دست از سرش برداش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"همینطوری" "گذری" "سر اسبی" "اون لحظه یه چیزی را گفتن"

پیشنهاد
٠

به رخ کشیدن و یادآوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به رخ کشیدن و یادآوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به رخ کشیدن ( یادآوری اشتباه و رنجش )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه غواصی/کلاهخود غواصی ( قدیمی و فلزی که کروی شکل بود و یک دریچه برای دیدن روبرو داشت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزاحم ( در مورد صدا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کارت صد آفرین. براونی پوینت یه چیزی تو مایه های کارت صد آفرین بچگی های خودمون بوده که تو دهه ی ۶۰ میلادی باب بوده و این کلمه از همون زمان پیدا شده ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثل ساعت کار کردن و دقیق و منظم پیش رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوام آوردن، راضی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دچار، درگیر، اسیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ظاهربین و سطحی نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

an imaginary award given to someone who does good deeds or attempts to please.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منت کشی، نازکشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منت کشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نازکشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Makeup sex is an informal term for sexual intercourse which may be experienced after conflict in an intimate personal relationship.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

کاش جمع بشیم یه پولی جمع کنیم کاربر عجمنده رو بفرستیم بازنشستگی و زبان فارسی رو نجات بدیم با این کار. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرانرژی، فعال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لاس زدن و بیش از حد نزدیک شدن و چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکنواختی ( کسالت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشه گیر و مردم گریز ( در مورد شخصیت فرد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Not taking someone or something into account; except: the holiday cost �180, excluding accommodation. منهای، به جز، جدا از، بدون. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجزا از. . . منفرد فارغ مستثنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

قدرت جادویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شراکت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شخم زدن گذشته ها ( با توجه به بافت جمله )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشخوار کردن و تکرار چند باره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظارت و مدیریت را به عهده ی کسی سپردن/واگزار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مکالمه ی همیشگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوبت/بلیط/رزرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"To cap" is to shoot someone with the gun turned to the side, like they often show in the movies, when the gun is horizontal, not vertical.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزور متقاعد کردن "Browbeating" is a term used to describe an aggressive or intimidating way of convincing someone to agree with your opinion or do wh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متکلم وحده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

=crackpot schemes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A "crackpot scheme" refers to an idea, plan, or proposal that is considered bizarre, unrealistic, or ill - conceived.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریزبینی و نکته سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آتش را خفه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عزم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کوک و هماهنگی افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تند و تیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

غرق فکری شدن ( چنانچه در ادامه بحث از سر/مغز/ذهن/فکر باشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی ذوق، بی قریحه، خلاقیت نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخوان درمان گر ( با ارتوپد و فیزیوتراپ متفاوت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انرژی بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کنایه از تنبیه و سرزنش و بازخواست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a measurement of warmth

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیر یا زود. . . ( اتفاق خواهد افتاد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مورد ( =بی غرض )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامدانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلم هندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یبس و حوصله سربر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

امکان و احتمال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در تکمیل و ادامه ی دیدگاه آقای حاجی پروانه: چون برای کازی، دنج پیشنهاد شده، می شه برای مفهومی که ایشون بهش اشاره دارند مفهوم " حیاط خلوت خلافکارها " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بغلی، تاچی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان دهنده ی چیزی. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر برای انسان باشه: مستقل ( متضاد وابسته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترهات، لاطائلات، یاوه، پرگویی، روده درازی و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cuckoos in the nest The phrase "cuckoos in the nest" is often used metaphorically to describe a situation where outsiders or intruders have infiltra ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب دقت کردن و فهمیدن ( فراگرفتن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جنجال و مرافعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

گُوِه آقا جان. شئ مثلثی شکل ۵ وجهی که برای شکافتن سنگ و چوب و . . . ازش استفاده می شه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرغری، نق نقو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برو تو کارش ( خوردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بنظرم وقتی با کلمه ی دیگری که اون هم معنای اشتیاق و احساس داشته باشه همراه بشه بهتر باشه سرشار از. . . ترجمه بشه یا ترکیبی مشابه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نازک نارنجی ( ؟ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نازنازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه و حساسیت و کنجکاوی ( نسبت به حال و وضع دیگران )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بنده و مطیع

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

به رسمیت شناختن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آنطور که فهمیدم معنی این کلمه چیزی شبیه همان "نسخی" سیگار در فارسی خودمان است. آنچه دوستان به آن اشاره داره مخفف کلمه ی faggot است که یعنی کونی و اوب ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

that is

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در مورد توافق و مذاکره: کوتاه آمدن، مصلحت، نرم شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

با توجه به اینکه بعضی جاها برای بیان خصوصیات غریزی و ناخودآگاه بکار می ره می شه گرایش و اولویت هم ترجمه کرد

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٥

فرد را به صفتی خواندن ( به معنای برچسب منفی و ملامت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

کلافه و خسته کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وقوف

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

مسلط بودن ( در سخن )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیوایی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گام و سرعت صحبت کردن: بیان

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرم، روان، سلیس، شیوا، گویا، جاری، پیاپی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلیس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان و شمرده و سلیس

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفتن و [مطلب را در هوا] قاپیدن به معنی فهمیدن و درک کردن

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

مربی یک فن و مهارت

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

زل زدن ( ؟ )

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاف، مستقیم

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر �عصبی� رو به معنی کسی که مثلا نشسته و نگرانه، دلخوره، بی قراره، بی طاقته و با استرس پاهاشو تکون می ده در نطر بگیریم بعنوان ترحمه ی مناسب برای این ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

عصبی/پریشان/آشفته

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

برنامه نویسی عصبی زبانی

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد

جناب مازیار ایرانی عزیز. واژ ه ی ویچار که گفتید، پیچار درست است که به معنی روش و صفت و کردار است، نه توصیف و گزارش و شرح. پیروز باشید

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاراسل، پاراسل سواری. جزو سرگرمی های آبی که یک یا دو نفر سوار بر یک پاراشوت ( چتر ) به کمک طنابی که پاراشوت را به قایقی در میانه ی دریا بسته می دارد، ...

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
١

to realize, understand, or discover something: As you've probably sussed by now, Chris likes football.

تاریخ
٢ سال پیش
پیشنهاد
٢

برآیند

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
١

نخ نما در مورد لباس ؟

تاریخ
٤ سال پیش
پیشنهاد
٣

Miss take برداشت اشتباه بدفهمیدن عوضی گرفتن بد برداشت کردن

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

بهترین ترجمه همون توسری خور هست

تاریخ
٦ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به دام افتادن/انداختن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

در مازندران کُماج نام دارد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

کوهساری

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

پیاپی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

ترتیبی پی در پی زنجیره ای

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

جای جای

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تحکیم کردن تقویت کردن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

درباره ی عکس و تصویر: واضح

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٧

خبر چیزی را دادن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

علامت چیزی بودن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

توفان

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

operated, moved, or controlled by a specified person or source of power.

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

خیلی زیاد خیلی قوی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٥

چگالش

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

پربرکت، پرمحصول، برمایه

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

درویدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

مسدود کننده ( ؟ )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

To a small degree; not considerably

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٩

۱. اشاره کردن، تلویحاً گفتن، به طور ضمنی گفتن ( که ) ، به طور ضمنی فهماندن ( که ) ۲. حاکی بودن از، اشاره داشتن بر، علامتِ . . . بودن، دالِّ برو . . ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٩

قطر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٥

باردار ( چارجد پارتیکل )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣

( of colour or lighting ) soft and restrained

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١

عصبیت

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

�میدان جاذبه ی سیاره� اشتباه است. باید به �میدان مغناطیسی سیاره که ذرات باردار در آن به دام می افتند� تغییر پیدا کند

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٠

مغناطیس کره

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

کاوش، کاویدن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢

Neurotic

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

نادر

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نشان ( اختصاصی )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤٦

کسی که به فضا و نجوم علاقه دارد

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٢

جگرسوز

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

طوفان و گردباد هم می تواند معنی دهد Dust devils

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٦

ساختارشکن

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
-١٣

بخش Section, part

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
-١٢

دپارتمان

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٤

از پرده های دوازده گانه اصلی موسیقی سنتی ایرانی که پس از تحول موسیقی سنتی بصورت گوشه ای در دستگاه نوا درآمد. در آینه ی اشعار حضرت مولانا این چنین از ...

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
١٩

دنبال کردن ( مثلاً تغییرات چیزی را )

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٣

تخم

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد

Denoting a mutually beneficial relationship between different people or groups: the reader can have a symbiotic relationship with the writer

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

غیرواقعی

تاریخ
٧ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

بیرون زدگی مثل: disk bulge ( دیسک کمر )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٩

در دستورهای پخت غذا هم بکار می ره: Yield: 20 cop cake

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

حیات فرازمینی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥

غول پیکر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٥

( اغلب بمعنی منفی ) چیزی که به چیزی بزرگتر یا مهمتر اضافه یا متصل شده است.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

قاعدتاً

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٧

شانسی تصادفی پیش بینی ناپذیر

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١

تهیه کنندگان

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٣

کلک باز. دورو.

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-١١

قلعه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

شرمنده

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥

وارد شدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٤

کامپیوتر و نرم افزار: دستی

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١١٣

ثبت کردن ( عکس و تصویر )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٤٥

نگاه، دید، دیدگاه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد

در پای متون علمی پیش از نام نویسندگان و پژوهشگران به همراه : یعنی گزارش، پژوهش: ( توسط فلانی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣١٢

ارائه کردن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣٢

انگار

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

در عکاسی: تقویت رنگ، بهبود رنگ، اشباع رنگ

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٠

نوردهی زیاد ( عکاسی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

نوردهی کم ( عکاسی )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد

هم معنی نوباوه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٦٢

احتمالاً

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٤

شکار کرد

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٠

مخلوط کردن مخلوط شدن در هم شدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

در هم شدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢١

صاحب امتیاز ( در عکاسی و. . . )

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢٦

شایان توجه

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٣

ته نشین شدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٤

از هم باز شدن

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
-١٢

همتا، شریک

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٩

دیرگاه، دیرگاهی، دیرزمان، دیرزمانی البته به گمانم ترکیب واژه فارسی دیر با عربی زمان چندان درست ننماید، پس دیرگاه بسیار خوش ساخت و خوش تراش تر و هم چن ...

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٠

خواستگاه آرمان و آرزو

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٢

Peridot

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
٥٦

تیم

تاریخ
٨ سال پیش
پیشنهاد
١٧

جدی، پیگیر