پیشنهاد‌های محمدرضا فیروزجایی (٢٥٥)

بازدید
١,٠٧٧
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مجزا از. . . منفرد فارغ مستثنی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

قدرت جادویی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

شراکت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

شخم زدن گذشته ها ( با توجه به بافت جمله )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

نشخوار کردن و تکرار چند باره

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نظارت و مدیریت را به عهده ی کسی سپردن/واگزار کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

مکالمه ی همیشگی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نوبت/بلیط/رزرو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"To cap" is to shoot someone with the gun turned to the side, like they often show in the movies, when the gun is horizontal, not vertical.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بزور متقاعد کردن "Browbeating" is a term used to describe an aggressive or intimidating way of convincing someone to agree with your opinion or do wh ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

متکلم وحده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

=crackpot schemes

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

A "crackpot scheme" refers to an idea, plan, or proposal that is considered bizarre, unrealistic, or ill - conceived.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ریزبینی و نکته سنجی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

آتش را خفه کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عزم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

از کوک و هماهنگی افتاده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جور کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

تند و تیز

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اصرار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

غرق فکری شدن ( چنانچه در ادامه بحث از سر/مغز/ذهن/فکر باشه )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی ذوق، بی قریحه، خلاقیت نداشتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

استخوان درمان گر ( با ارتوپد و فیزیوتراپ متفاوت است )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انرژی بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

وابسته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

کنایه از تنبیه و سرزنش و بازخواست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سرخورده

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

a measurement of warmth

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دیر یا زود. . . ( اتفاق خواهد افتاد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بی مورد ( =بی غرض )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عامدانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

فیلم هندی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

یبس و حوصله سربر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٦

امکان و احتمال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

در تکمیل و ادامه ی دیدگاه آقای حاجی پروانه: چون برای کازی، دنج پیشنهاد شده، می شه برای مفهومی که ایشون بهش اشاره دارند مفهوم " حیاط خلوت خلافکارها " ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

بغلی، تاچی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نشان دهنده ی چیزی. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

اگر برای انسان باشه: مستقل ( متضاد وابسته )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ترهات، لاطائلات، یاوه، پرگویی، روده درازی و . . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Cuckoos in the nest The phrase "cuckoos in the nest" is often used metaphorically to describe a situation where outsiders or intruders have infiltra ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

خوب دقت کردن و فهمیدن ( فراگرفتن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

جنجال و مرافعه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

گُوِه آقا جان. شئ مثلثی شکل ۵ وجهی که برای شکافتن سنگ و چوب و . . . ازش استفاده می شه.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

غرغری، نق نقو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برو تو کارش ( خوردن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

بنظرم وقتی با کلمه ی دیگری که اون هم معنای اشتیاق و احساس داشته باشه همراه بشه بهتر باشه سرشار از. . . ترجمه بشه یا ترکیبی مشابه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

نازک نارنجی ( ؟ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

نازنازی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

توجه و حساسیت و کنجکاوی ( نسبت به حال و وضع دیگران )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عذاب