پیشنهاد‌های محمدرضا فیروزجایی (٢١٧)

بازدید
٣٤٣
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

ترهات، لاطائلات، یاوه، پرگویی، روده درازی و . . .

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

Cuckoos in the nest The phrase "cuckoos in the nest" is often used metaphorically to describe a situation where outsiders or intruders have infiltra ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

خوب دقت کردن و فهمیدن ( فراگرفتن )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

جنجال و مرافعه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

گُوِه آقا جان. شئ مثلثی شکل ۵ وجهی که برای شکافتن سنگ و چوب و . . . ازش استفاده می شه.

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

غرغری، نق نقو

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

برو تو کارش ( خوردن )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

بنظرم وقتی با کلمه ی دیگری که اون هم معنای اشتیاق و احساس داشته باشه همراه بشه بهتر باشه سرشار از. . . ترجمه بشه یا ترکیبی مشابه

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

نازک نارنجی ( ؟ )

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

نازنازی

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

توجه و حساسیت و کنجکاوی ( نسبت به حال و وضع دیگران )

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

عذاب

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

بنده و مطیع

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

به رسمیت شناختن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

آنطور که فهمیدم معنی این کلمه چیزی شبیه همان "نسخی" سیگار در فارسی خودمان است. آنچه دوستان به آن اشاره داره مخفف کلمه ی faggot است که یعنی کونی و اوب ...

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

that is

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٠

در مورد توافق و مذاکره: کوتاه آمدن، مصلحت، نرم شدن

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

با توجه به اینکه بعضی جاها برای بیان خصوصیات غریزی و ناخودآگاه بکار می ره می شه گرایش و اولویت هم ترجمه کرد

تاریخ
٨ ماه پیش
پیشنهاد
٢

فرد را به صفتی خواندن ( به معنای برچسب منفی و ملامت )

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کلافه و خسته کردن

تاریخ
٩ ماه پیش
پیشنهاد
٠

وقوف

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مسلط بودن ( در سخن )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شیوایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گام و سرعت صحبت کردن: بیان

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

نرم، روان، سلیس، شیوا، گویا، جاری، پیاپی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

روان و شمرده و سلیس

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

گرفتن و [مطلب را در هوا] قاپیدن به معنی فهمیدن و درک کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مربی یک فن و مهارت

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

زل زدن ( ؟ )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

صاف، مستقیم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اگر �عصبی� رو به معنی کسی که مثلا نشسته و نگرانه، دلخوره، بی قراره، بی طاقته و با استرس پاهاشو تکون می ده در نطر بگیریم بعنوان ترحمه ی مناسب برای این ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

عصبی/پریشان/آشفته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

برنامه نویسی عصبی زبانی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

جناب مازیار ایرانی عزیز. واژ ه ی ویچار که گفتید، پیچار درست است که به معنی روش و صفت و کردار است، نه توصیف و گزارش و شرح. پیروز باشید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پاراسل، پاراسل سواری. جزو سرگرمی های آبی که یک یا دو نفر سوار بر یک پاراشوت ( چتر ) به کمک طنابی که پاراشوت را به قایقی در میانه ی دریا بسته می دارد، ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

to realize, understand, or discover something: As you've probably sussed by now, Chris likes football.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

برآیند

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
١

نخ نما در مورد لباس ؟

تاریخ
٣ سال پیش
پیشنهاد
٣

Miss take برداشت اشتباه بدفهمیدن عوضی گرفتن بد برداشت کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦٣

بهترین ترجمه همون توسری خور هست

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٤

به دام افتادن/انداختن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

در مازندران کُماج نام دارد

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٣

کوهساری

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٢٨

پیاپی

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٦

ترتیبی پی در پی زنجیره ای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد

جای جای

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٠

تحکیم کردن تقویت کردن

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
٩

درباره ی عکس و تصویر: واضح

تاریخ
٥ سال پیش
پیشنهاد
١٦

خبر چیزی را دادن