پیشنهادهای محمدرضا فیروزجایی (٢٥٥)
پرتب وتاب
زلم زیمبو informal. /blɪŋ/ us. /blɪŋ/ used to describe jewellery or decoration that attracts attention because it is very noticeable and looks expens ...
شراکت همدستی Joint enterprise in the context of business law is an informal relationship between two or more parties in which each party contributes ...
Couple of minutes = یکی دو دقیقه few minutes = سه چهار دقیقه
بخت برگشته ننه قمر آدم رندوم
بخت برگشته
یبس ( وسواسی و دقیق و جزئی نگر و حوصله سر بر )
انتقاد و عیب جویی تند و شدید
ناباورانه
اشراف داشتن بر
مول به معنی مخفیانه، پنهانی و زیرزیرکی است و در مازندران مول کِته یا مول کُته یعنی بچه ی ( تولد ) مخفیانه و پنهانی که یعنی فرزند نامشروع. استفاده از ...
معاشرت و جوشیدن با کسی/با دیگران
افراد درونگرا
سنگ صبور گوش شنوا sounding board or listening ear
sounding board = listening ear = talking post = سنگ صبور = گوش شنوا
سنگ صبور گوش شنوا
ناامید
( وضعیتی بدنی ) چمبره زدن: Physical movement: To curl in means to fold, bend, or twist into a smaller or more compact shape, like curling up into a b ...
سفت و سخت: Avid rule makers
انعطاف پذیر ( از نظر فکر و تصمیم و. . . )
انتزاعی!
گوگولی مگولی، نازنین، نازنازی، تو دل برو
حساسیت زدایی
درجا
مقیاس/ابزار مقایسه/ملاک و معیار
مادی گرا/آهن پرست
ثمربخشی
معنی رهایی و آزادی می ده اما نه آزاد کردن و آزاد شدن؛ معنی let و set free نمی ده. معنی allow می ده: آزاد گذاشتن: به حال خود گذاشتن و دست از سرش برداش ...
"همینطوری" "گذری" "سر اسبی" "اون لحظه یه چیزی را گفتن"
به رخ کشیدن و یادآوری کردن
به رخ کشیدن و یادآوری کردن
به رخ کشیدن ( یادآوری اشتباه و رنجش )
کلاه غواصی/کلاهخود غواصی ( قدیمی و فلزی که کروی شکل بود و یک دریچه برای دیدن روبرو داشت )
مزاحم ( در مورد صدا )
کارت صد آفرین. براونی پوینت یه چیزی تو مایه های کارت صد آفرین بچگی های خودمون بوده که تو دهه ی ۶۰ میلادی باب بوده و این کلمه از همون زمان پیدا شده ( ...
مثل ساعت کار کردن و دقیق و منظم پیش رفتن
دوام آوردن، راضی شدن
دچار، درگیر، اسیر
ظاهربین و سطحی نگر
an imaginary award given to someone who does good deeds or attempts to please.
منت کشی، نازکشی
منت کشی
نازکشیدن
Makeup sex is an informal term for sexual intercourse which may be experienced after conflict in an intimate personal relationship.
کاش جمع بشیم یه پولی جمع کنیم کاربر عجمنده رو بفرستیم بازنشستگی و زبان فارسی رو نجات بدیم با این کار. . .
پرانرژی، فعال
لاس زدن و بیش از حد نزدیک شدن و چسبیدن
یکنواختی ( کسالت )
گوشه گیر و مردم گریز ( در مورد شخصیت فرد )
Not taking someone or something into account; except: the holiday cost �180, excluding accommodation. منهای، به جز، جدا از، بدون. . .