پیشنهاد‌های محمدرضا فیروزجایی (٢٥٥)

بازدید
١,٠٨٣
تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرتب وتاب

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

زلم زیمبو informal. /blɪŋ/ us. /blɪŋ/ used to describe jewellery or decoration that attracts attention because it is very noticeable and looks expens ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

شراکت همدستی Joint enterprise in the context of business law is an informal relationship between two or more parties in which each party contributes ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

Couple of minutes = یکی دو دقیقه few minutes = سه چهار دقیقه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخت برگشته ننه قمر آدم رندوم

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

بخت برگشته

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

یبس ( وسواسی و دقیق و جزئی نگر و حوصله سر بر )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتقاد و عیب جویی تند و شدید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ناباورانه

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

اشراف داشتن بر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مول به معنی مخفیانه، پنهانی و زیرزیرکی است و در مازندران مول کِته یا مول کُته یعنی بچه ی ( تولد ) مخفیانه و پنهانی که یعنی فرزند نامشروع. استفاده از ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

معاشرت و جوشیدن با کسی/با دیگران

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

افراد درونگرا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

سنگ صبور گوش شنوا sounding board or listening ear

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

sounding board = listening ear = talking post = سنگ صبور = گوش شنوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

سنگ صبور گوش شنوا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

ناامید

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

( وضعیتی بدنی ) چمبره زدن: Physical movement: To curl in means to fold, bend, or twist into a smaller or more compact shape, like curling up into a b ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

سفت و سخت: Avid rule makers

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

انعطاف پذیر ( از نظر فکر و تصمیم و. . . )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

انتزاعی!

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

گوگولی مگولی، نازنین، نازنازی، تو دل برو

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

حساسیت زدایی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

درجا

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد

مقیاس/ابزار مقایسه/ملاک و معیار

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مادی گرا/آهن پرست

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

ثمربخشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٩

معنی رهایی و آزادی می ده اما نه آزاد کردن و آزاد شدن؛ معنی let و set free نمی ده. معنی allow می ده: آزاد گذاشتن: به حال خود گذاشتن و دست از سرش برداش ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

"همینطوری" "گذری" "سر اسبی" "اون لحظه یه چیزی را گفتن"

پیشنهاد
٠

به رخ کشیدن و یادآوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به رخ کشیدن و یادآوری کردن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

به رخ کشیدن ( یادآوری اشتباه و رنجش )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

کلاه غواصی/کلاهخود غواصی ( قدیمی و فلزی که کروی شکل بود و یک دریچه برای دیدن روبرو داشت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

مزاحم ( در مورد صدا )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

کارت صد آفرین. براونی پوینت یه چیزی تو مایه های کارت صد آفرین بچگی های خودمون بوده که تو دهه ی ۶۰ میلادی باب بوده و این کلمه از همون زمان پیدا شده ( ...

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

مثل ساعت کار کردن و دقیق و منظم پیش رفتن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

دوام آوردن، راضی شدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

دچار، درگیر، اسیر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

ظاهربین و سطحی نگر

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

an imaginary award given to someone who does good deeds or attempts to please.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منت کشی، نازکشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

منت کشی

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٣

نازکشیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٢

Makeup sex is an informal term for sexual intercourse which may be experienced after conflict in an intimate personal relationship.

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٨

کاش جمع بشیم یه پولی جمع کنیم کاربر عجمنده رو بفرستیم بازنشستگی و زبان فارسی رو نجات بدیم با این کار. . .

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

پرانرژی، فعال

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

لاس زدن و بیش از حد نزدیک شدن و چسبیدن

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٤

یکنواختی ( کسالت )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
٠

گوشه گیر و مردم گریز ( در مورد شخصیت فرد )

تاریخ
١ سال پیش
پیشنهاد
١

Not taking someone or something into account; except: the holiday cost �180, excluding accommodation. منهای، به جز، جدا از، بدون. . .