پرسش خود را بپرسید
٢ رأی
تیک ١ پاسخ
٦٣ بازدید

ملاصدرای شیرازی  حکیم فرزانه و فیلسوف بزرگ در دوره صفویه  بود، این حکیم بزرگ، با توانایی و ظرافتی خاص، مبانی عرفان، فلسفه، حکمت، تصوف و شرع را به‌صورت فوق‌العاده با هم ترکیب کرد و مبانی جدیدی تحویل جامعه بشری داد.

٢ ماه پیش
٤ رأی
تیک ٧ پاسخ
٩٥ بازدید

خمسه حکیم نظامی و شاهنامه حکیم فردوسی؟ پرسش مقایسه فلسفهِ هنر در خمسه نظامی و شاهنامه بصورت (تطبیقی) از دیدگاه شما هدفِ هنر، کدام گزاره یا گزینه، تفاوتِ اصلیِ این دو اثر را نشان میدهد؟ الف) هنر در خمس ...

٢ ماه پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٥٨ بازدید

نظر فلاسفه و محققین  ایشان در مورد چگونگی تدبیر عالم ملکوت ( عالم عقلی ) نسبت به عالم ملک ( عالم کسی ) چیست با توجه به اینکه عالی را اصلا توجه به  سافل نیست ،  چگونه تدبیری ست ؟ 

٢ ماه پیش
٣ رأی
تیک ٨ پاسخ
٢٢٧ بازدید

پرسش تطبیقی سبک فردوسی و مولوی؟ از نظر جهان‌بینی، تفاوت اصلی میان نگاه فردوسی در شاهنامه و مولوی در مثنوی در چیست؟ الف) فردوسی به حیات دنیوی و شکوه ملی تأکید دارد، در حالی که مولوی به فرار از دنیا و معنویت.  ب) فردوسی بر مرگ تأکید دارد، در حالی که مولوی بر حیات   ج) فردوسی نگاهی مذهبی دارد، در حالی که مولوی نگاهی بی‌دین است.   د) تفاوتی میان آنها وجود ندارد.

٢ ماه پیش
٥ رأی
٩ پاسخ
٣٠٧ بازدید

زیباترین بیتی که تا بحال شنیدین یا خوندین رو به اشترا بزارین .. ممنونم از مشارکتتون  

١,٤٨٧
٢ ماه پیش
٤ رأی
٥ پاسخ
١١١ بازدید

از خوانندگان این پرسش تقاضا دارم جهت یک پژوهش آماری به سوال پاسخ دهند  ۱- اخلاق و اخلاقیات نسبی ست و متناسب است با اوضاع و احوال اجتماعی و فرهنگی ای که در آن پدید می آید  ۲- اخلاق گرچه نسبی نیست و معنای خود را تنها از دین به  دست می آورد و حذف دین در هر گزارشی از پیدایش اخلاق آنرا تحریف می‌کند ،  با کمال تشکر از شما دوستان

٣ ماه پیش
٢ رأی
٧ پاسخ
٢١٥ بازدید

به نظرتون حیوانات هم می‌دونن بالاخره یک روز قراره بمیرن یا به مرگ خودشون فکر می‌کنن؟

٤ ماه پیش
٠ رأی
١ پاسخ
٦٩ بازدید
٠ رأی
تیک ٢ پاسخ
٨٨ بازدید

در فلسفه قاعده ای وجود دارد که می‌گوید  آثار بیشمار نمی‌توانند از یک امر بسیط از این جهت که بسیط است بوجود بیایند ، یعنی از یک علت بسیط معلول کثیر  پیدا نمی‌شود ،  اگر از دوستان کسی بتواند با مثال این قاعده را شرح دهد بسیار سپاسگزار خواهم بود ، 

٦ ماه پیش
٠ رأی
٢ پاسخ
٨١ بازدید

انسان مسائل مختلفی را تا الان درک کرده و فهمیده است و برخی از این ها از برخی دیگر پدید آمده اند ، انسان از اندیشه ها و معلومات خود برای شناخت تازه اش بهره می‌برد ، اما مسئله مهم اینجا ست که سرنخ اصلی شناخت ها کجاست ، آیا ادراکات و اندیشه های انسانی را میتوان تقسیم بندی کرد ؟ البته انواع گوناگون دانش و علم منظورم نیست بلکه اقسام اساسی ادراکات و اندیشه ها منظور است ؟ 

٦ ماه پیش
١
×
٥,٥٦٣
×
٤,٥٤٣
×
٨٤٥
×
٨٣١
×
٧٠٧
×
٥٤٤
×
٤١٧
×
٤٠٧
×
٣٢٢
×
٢١٢
×
١٨٧
×
١٥٢