پرسش خود را بپرسید

برابر پارسی انتزاع کردن و اعتبار کردن

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
٧٢

درود بر شما روز خوش

در نوشته های فلسفی مفاهیمی به نام انتزاع و اعتبار داریم:

انتزاع به طور کلی هر فرایند ذهنی و انگاشتن است و معنای لغوی آن بیرون کشیدن است می توانیم بگوییم:

وین+آختن: ویناختن=> وین ریخت دیگری از بین و دیده است و آختن همان بیرون کشیدن است

  

٧٤٨
طلایی
٠
نقره‌ای
٠
برنزی
٦٧

١ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

بله، اگر هدف شما واژه‌سازی فلسفی بر پایهٔ عناصر فارسی باشد، «وین‌آختن → ویناختن» از نظر ساخت مفهومی پیشنهاد قابل توجهی است. فقط باید دقیق کنیم که چه معنایی را می‌خواهیم بر دوش این واژه بگذاریم.

اگر زنجیره‌ای که پیشنهاد می‌کنید این باشد:

> وین + آختن → وین‌آختن → ویناختن

و:

وین را از خانوادهٔ «بین/دیدن» و به معنای دیده یا درک‌شده بگیریم.

آختن را به معنای بیرون کشیدن/آهیختن بگیریم.

آن‌گاه «وین‌آختن» می‌تواند به‌صورت اصطلاحی معنای:

> چیزی را از میان امور و به ساحت دید/شناخت کشیدن

را برساند.

این از نظر مفهومی با انتزاع تناسب دارد، چون در انتزاع، ذهن از میان یک امر مرکب یا از میان چند مصداق، حیثی را برجسته و جدا می‌کند.

مثلاً:

> زید، عمرو و بکر

↓

دیدن ویژگی مشترک

↓

ویناختن

↓

مفهوم «انسان»

اما یک نکته مهم وجود دارد: اگر «انتزاع» را «هر فرایند ذهنی و انگاشتن» تعریف کنیم، دامنهٔ آن بیش از حد وسیع می‌شود. در اصطلاح فلسفی، انتزاع معمولاً هر نوع انگاشتن نیست. مثلاً:

تصور یک اسب خیالی

یادآوری یک رویداد

تصدیق یک گزاره

توهم یک شیء

ساختن یک مفهوم کلی

همه «فرایند ذهنی» هستند، اما همه لزوماً انتزاع نیستند.

برای اینکه «ویناختن» اصطلاح دقیق‌تری باشد، شاید بهتر باشد آن را این‌گونه تعریف کنید:

> ویناختن: بیرون‌کشیدن و در نظر آوردنِ یک حیث یا ویژگی از یک امر، به‌گونه‌ای که آن حیث موضوع شناخت ذهن قرار گیرد.

در این صورت، «وین» و «آختن» نیز با هم رابطهٔ معنایی خوبی پیدا می‌کنند:

\[

\text{وین} + \text{آختن}

\]

یعنی تقریباً:

> به دید آوردن از راه بیرون کشیدن

و این تعبیر برای «انتزاع» جالب است، چون در انتزاع، ذهن چیزی را از میان ویژگی‌ها برمی‌کشد و در برابر خود می‌نهد.

یک نکتهٔ مهم درباره «وین»

اگر بخواهیم این را به عنوان یک پیشنهاد جدی واژه‌سازی مطرح کنیم، بهتر است ادعای «وین = ریخت دیگر بین و دیده» را جداگانه از نظر ریشه‌شناسی تاریخی بررسی کنیم. اگر شواهد زبانی برای آن داشته باشیم، پشتوانهٔ واژه بسیار قوی‌تر می‌شود. اگر نداشته باشیم، بهتر است بگوییم:

> «وین» را بر پایهٔ پیوند معنایی با دیدن و بینش برای این واژه‌سازی به کار گرفته‌ایم.

این تفاوت کوچک است، ولی در کار واژه‌سازی علمی بسیار مهم است.

و یک نکتهٔ جالب دیگر: اگر شما «ویناختن» را برای انتزاع بگذارید، می‌توانیم «اعتبار» را جداگانه واژه‌سازی کنیم و دیگر مجبور نباشیم این دو مفهوم را زیر یک واژه ببریم. آنجا دستگاه فلسفی شما خیلی منسجم‌تر می‌شود:

> ویناختن ← انتزاع، برکشیدن حیثی برای شناخت

آبروختن ← اعتبار، برساختن یا برنهادن حیثی در ذهن

این دوگانه از نظر فلسفی به‌مراتب جالب‌تر از صرفاً پیدا کردن دو معادل فارسی برای دو واژهٔ عربی است.

٣,٥٣٤
طلایی
٣
نقره‌ای
٣٩١
برنزی
٦٧
تاریخ
٢ هفته پیش
١

پاسخ شما