پرسش خود را بپرسید

خمسه حکیم نظامی و شاهنامه حکیم فردوسی؟

تاریخ
١ ماه پیش
بازدید
٦٨

خمسه حکیم نظامی و شاهنامه حکیم فردوسی؟
پرسش مقایسه فلسفهِ هنر در خمسه نظامی و شاهنامه بصورت (تطبیقی)
از دیدگاه شما هدفِ هنر، کدام گزاره یا گزینه، تفاوتِ اصلیِ این دو اثر را نشان میدهد؟
الف) هنر در خمسه نظامی، بیانِ زیباییِ عاطفی و تجربه‌یِ زیسته‌یِ انسانی ماست؛ هنر در شاهنامه، ساختنِ هویتِ ملی و تداومِ حافظه‌یِ جمعی ماست.
ب) هنر در آثار نظامی برایِ سرگرمی است و در شاهنامه برایِ آموزشِ جنگ.
ج) هنر در هر دو اثر صرفاً تقلیدی از واقعیت است.
د) در آثار فاخر نظامی هنر محجوب است و در شاهنامه هنر صرفاً برایِ پادشاهان است.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

با گزینه الف کاملا موافقم .  نظامی درس انسان‌شناسی میده ، درس چگونه زندگی کردن ، هنرش کاربردیه . در زندگی شخصی به کار میاد . داستانهایی که نقل میکنه به شعر بیشتر تو ذهن میمونه  .

ولی فردوسی زمانی داستانهای حماسی رو به نظم  سرود  ، که زبان فارسی در خطر نابودی بود . بااااید جوری شعر میگفت که خون ایرانی مون به جوش بیاد و از شدت غیرت پارسی صحبت کنیم . در شعر فردوسی کمتر عرفان میبینیم .

ولی هر دو حکیمند  !

این نظر شخصی من بود.

١٠,٧١٦
طلایی
٦
نقره‌ای
١٥٢
برنزی
١٧٦
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما حمید عزیزم، بله آفرین🙏🌹

ارزش يک نظم و حتی يك نثر پر احساس بسیار بالاتر از یک شعر تکنیکی بی روح است. نيما هم سبك خود را بر همين مبنا خلق كرده. یعنی بر اساس ابراز بیان احساسات اندیشه و خرد. بسیاری از تعابیر ممکنه که با افزودن آرایه های ادبی نامأنوس شوند و نیز امكان داره پاره ای از عبارات که بر زبان عموم جاریه؛ تنها با افزودن وزن و قافیه تأثیرگذار شوند و به زیبایی معنوی خاصی برسد و در واقع کلام را شکیل تر کند.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ ماه پیش

دريای سرشك ديدهٔ پر نمِ ماست 
وان بار كه كوه برنتابد غمِ ماست 
در حسرت همدمی بشد عمرِ عزيز 
ما در غم همدميم و غم همدمِ ماست 
مهستی گنجوی 

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ ماه پیش

در وادی معرفت نه گير است و نه دار 
كانجا همه بر هيچ نهٰادند سوار 
رفتم كه ز معرفت زنم دم، گفتا 
دريا به دهان سگ مگردان مردار
آرتیمانی، رضی الدین 

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ ماه پیش

بنده خدایی برداشته ده جلد رمان نوشته، كه به ظاهر كار شیک و قشنگی است امّا، به قول معروف، وقتی توى بحر كار كه میری، می بينی ای بابا... چه كار پوكی؛ اين بی محتوا بودن را نقد كنيم. یا اینکه مُد شده بود  مرتّب الکی تعريف بنويسند: فلان كس يك رمان ده جلدى نوشته و چنين و چنان كرده، عجب کار خفنی! خيلی خب، گویا تخم دو زرده کرده، اصلاً قبول میکنیم که این بابا، آپولو هوا کرده، حالا وقتی يك آدم نقّادِ با مهارت و ادیب که داراى چشم بصير است، اين کتاب را بخواند و عيوبش را پيدا كند؛ مثلاً عيوبی كه در واژگان زبانش هست، یا عيوبی كه در محتوايش هست، یا نقصی كه در تاريخش هست، یا ضعفی كه در انسجام داستانی اش هست. داستان كه فقط گزارش نيست؛ چفت و بند داستانی هم اهمیت زیادی دارد. اهمّيت جنگ و صلح تولستوى يا دُن آرام شولوخوف به خاطر اين است كه چفت و بست داستانی اينها خيلی محكم و ادبی است؛ يعنی همه جاى داستان، صحيح و اصولی جلو رفته است. شعر هم همينطور است. يك شعر، غير از انسجام عرضی، انسجام طولی هم لازم دارد؛ حتّی در غزل. يكی از خصوصياتی كه براى غزل نقل ميكنند، اين است كه ابيات آن به هم ربطی ندارد؛ البتّه اين تعريفِ خيلی ناقص است؛ اينطورى نيست که در غزل، هر بيتی دنبال بيت ديگر نيست امّا در قصيده، هر بيتی دنبال بيت ديگر است؛ چون قصيده قصيده است، قصيده، يعنی مايقصدُ به چيزى. قصيده از قصد است؛ يعنی شما قصد و مقصودى داريد؛ مثلاً اگر ميخواهيد كسی را مدح كنيد، آن مدح را در قصيده می آوريد؛ اگر ميخواهيد فلان منظره را توصيف كنيد، آن توصيف را در قصيده می آوريد؛ بنابراين هر بيتی دنبال بيت ديگر است و يك توالی طبيعی دارد، در غزل، اين توالی طبيعی وجود ندارد، امّا به اين معنی نيست كه به هم ربط نداشته باشد؛ مگر ميشود از نظر مضمون به هم ربط نداشته باشد؟ اگر غزل انسجام نداشت و چفت و بست آن محكم نبود، امكان نداشت كه اينطور جا بيفتد و در فرهنگ ملی ما گسترش پیدا کند. اصلاً زيبايی بميزان زيادى، به انسجام و هماهنگی و هم نواختی و هم صدايی ارتباط دارد؛ بدون اين اصلاً درست نيست.
پيكان تير نوك سنان نيش ناچخش
جاسوس مرگ پيك فنا قاصد عدم 
هرون حيا شعيب شرافت خليل خوی
يوسف لقا كليم كرامت مسيح دم
حکیم قاآنی، پریشان.

٢١٧,٩٩٨
طلایی
٢٤٦
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
٧,٤٩١
تاریخ
١ ماه پیش

گزینه.الف.بهترین.دیدگاه.است

٦١,٦٨٠
طلایی
٧١
نقره‌ای
١٥٩
برنزی
٧٠٢
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر حسین عزیزم، بله آفرین🙏🌹

بر اساس فلسفهٔ هنر و نگاه تطبیقی به این دو اثر حماسی و غنایی، گزینهٔ الف دقیق‌ترین تفاوت را نشان می‌دهد:

الف) هنر در خمسه نظامی، بیانِ زیباییِ عاطفی و تجربه‌یِ زیسته‌یِ انسانی ماست؛ هنر در شاهنامه، ساختنِ هویت ملی و تداومِ حافظه‌یِ جمعی ماست.

توضیح کوتاه:
نظامی با تکیه بر فردیت عواطف، عشق، و لحظات ناب انسانی (مانند لیلی و مجنون یا خسرو و شیرین) هنر را به ابزاری برای بازنمایی تجربهٔ درونی بدل می‌کند، اما فردوسی با هنرِ رزم‌آرایی و پهلوانی، حافظهٔ تاریخی و هویت ایرانی را در قالب اسطوره و حماسه بازمی‌سازد.

٢٢,٥٣٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٣٩
برنزی
١٣٤
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما امیر جان عزیزم، بله آفرین🙏🌹

پاسخ شما