شکر دور از تو چندانی ندارد که شیرینش به انسانی شمارد چه جای آن که بی انصافی آرم چنین هم سنگ مردانش شمارم ✏ وحشی بافقی
شکر دور از تو چندانی ندارد که شیرینش به انسانی شمارد چه جای آن که بی انصافی آرم چنین هم سنگ مردانش شمارم ✏ وحشی بافقی
چه باشد مفلسی را زیب بازار که گردد تاج شاهی را خریدار به راهی کافکند پی بادپایی به منزل کی رسد بشکسته پایی در آن توفان که آسیب نهنگ است شکسته زورقی را کی درنگ است در آن آتش کزو یاقوت بگداخت چگونه پنبه را جا میتوان ساخت از آن صرصر که کوه از جا درآورد چه باشد تا خود احوال کفی کرد ز سیلابی که نخل اندازد از پای گیاهی کی تواند ماند برجای ✏ وحشی بافقی
معادل این ضرب المثل را بنویسید. آب از دریا بخشیدن.
به نیرنگ کسان از ره فتاده به بوی ره درون چه فتاده ✏ وحشی بافقی
در این کار او سزد کاندیشه دارد مرا دربار سنگ ، او شیشه دارد ✏ وحشی بافقی
هوس را در گریبان اخگر افتاد صبوری را خسک در بستر افتاد ✏ وحشی بافقی
“To teach is to learn twice.”
“The only true wisdom is in knowing you know nothing.”
تنی سهل است کردن از تنی دور دل از دل دور کردن نیست مقدور ✏ وحشی بافقی