پرسش خود را بپرسید
١ رأی
١ پاسخ
٥٤٩ بازدید

همه صیدها بکردی، هله، میر! بار دیگر / سگ خویش را رها کن که کند شکار دیگر در این بیت، شاعر از چه استعاره‌هایی استفاده کرده است؟ منظور از "سگ خویش" در این بیت چیست؟

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ١ پاسخ
١٤٨ بازدید

کز ضرورت هست مرداری مباح بس فسادی کز ضرورت شد صلاح دیر یابد صوفی آز از روزگار زان سبب صوفی بود بسیارخوار جز مگر آن صوفیی کز نور حق سیر خورد او فارغست از ننگ دق ✏ «مولانا»  

١ سال پیش
٠ رأی
١ پاسخ
١٤٧ بازدید

بیت در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل در آب و گل لیکن چو دل در شب ولیکن چو سحر  چگونه به حالت‌های متناقض عاشقانه اشاره می‌کند و این تضادها چه مفهومی در سلوک معنوی دارند؟

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٥٦٧ بازدید

منظور شاعر از اینکه "این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمی‌آید" چیست و چگونه دیوانگی و عشق به هم مرتبط می‌شوند؟ ز دست و پای دل برگیر این زنجیر جور ای زلف که این دیوانه گر عاقل شود، دیگر نمی‌آید

١ سال پیش
٣ رأی
تیک ٢ پاسخ
١٢٠ بازدید

منظور شاعر از " دیوانه" در بیت : گر سیل عقاب آید شوریده نیندیشد ور تیر بلا بارد دیوانه نپرهیزد

١ سال پیش
١ رأی
٢ پاسخ
٢٤٢ بازدید

در بیت  "آن دو زلف کافر خود را بگو / کای یگانه اهل ایمان را مکش"  چرا شاعر زلف معشوق را به "کافر" و مخاطب را به "اهل ایمان" تشبیه کرده است؟  

١ سال پیش
١ رأی
تیک ١ پاسخ
٢١٨ بازدید

کوزهٔ سربسته اندر آب زفت از دل پر باد فوق آب رفت باد درویشی چو در باطن بود بر سر آب جهان ساکن بود پس دهان دل ببند و مهر کن پر کنش از باد کبر من لدن ✏ «مولوی»  

١ سال پیش
٢ رأی
١ پاسخ
٤٢٤ بازدید

بیت  «بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر  // شد طعمه طوطی شکر وان زاغ را چیزی دگر» به چه مفهوم عرفانی از توانایی‌های افراد اشاره دارد و مولانا چگونه این مفهوم را با تمثیل‌های پرندگان بیان می‌کند؟

١ سال پیش
٦ رأی
تیک ١ پاسخ
١٨٣ بازدید

درونی ده که بیرون نبود از درد به بیرون و درون نبود ز تو فرد چنان دارم که تا پاینده باشم نه از جان بلکه از دل زنده باشم مرا در شعله‌های شوق خود نه چو خاکستر شوم بر باد در ده بهر چه آید درونم دار خرسند برون هم، زیور خرسندیم بند ✏ «امیرخسرو دهلوی»  

١ سال پیش