هر کجا تیرش از کمان بشتافت گور چشمی ز چشم گوری یافت ✏ «نظامی»
منذر آن شاه با مهارت و مهر آیتی بود در شمار سپهر ✏ «نظامی»
رنجبُردِ تو ره به گنج بَرَد ببَرَد گنج هر که رنج بَرَد ✏ «نظامی»
گفتی ز کمان گروههٔ شاه یک مهره فتاد بر سر ماه ✏ «نظامی»
با کوه کسی که راز گوید کوه آنچه شنید باز گوید ✏ «نظامی»
نیکی بکن و به چَه در انداز کز چه به تو روی برکند باز ✏ «نظامی»
آن پوشد زن که رشته باشد مرد آن درَود که کِشته باشد ✏ «نظامی»
از توسنی تو پر شد ایام روزی دو سه رام شو بیارام ✏ «نظامی»
شد باز به جستجوی فرزند بر هر چه کند خدای خرسند ✏ «نظامی»
ابروی حبش به چین درآمد کهآیینهٔ چین ز چین برآمد نظامی دفتر لیلی و مجنون