What is the moral message in this joke
What is the moral message in this joke?
A man searched for his key under a lamp, not where he lost it, but where the light was better. He never found it.
مردی کلیدش را نه جایی که آن را گم کرده بود، بلکه زیر چراغ جستجو میکرد چون آنجا روشنتر بود، هرگز آن را پیدا نکرد.
٦ پاسخ
این داستان، یک حکایت فلسفی معروف به «اثر چراغ خیابان» است . پیام اخلاقی آن درباره یک خطای شناختی رایج در انسان است.
این داستان هشدار میدهد که ما انسانها اغلب به جای جستجوی حقیقت در جایی که واقعاً نهفته است، به دنبال راهحلها در جایی میگردیم که «راحتتر» یا «در دسترستر» است.
هاتف اصفهانی: سید احمد هاتف در اصفهان متولد شد، در آغاز به شغل علافی (علففروشی) اشتغال داشت، وی از شیوه شاعران قدیم تقلید میکرد. بیشتر به سبک سعدی و حافظ توجه داشت، این شاعر در سرودن انواع شعر طبع آزمایی کرد، اما عمده شهرتش بواسطه ترجیع بند اوست. وفاتش ۱۱۹۸ هجری در قم اتفاق افتاد، دو فرزند هاتف نیز شاعر بودند.
هلالی چغتائی: در دوره صفویه می زیسته، در سرودن غزل و مثنوی تبحر داشته، مثنوی شاه و درویش را به نظم در آورده، وفاتش را ۹۳۹ نوشته اند.
همام تبریزی: خواجه همام الدین بن علائی تبریزی، از شاعران بزرگ و مشهور آذربایجان بود، که غزلیاتی شیوا دارد، دیوانش حدود ده هزار غزل است، و منظومه ای بنام صحبت نامه نیز دارد، وفاتش را در ۷۱۴ هجری است.
وصال شیرازی: میرزا محمد شفیع متخلص به وصال، در شیراز چشم به جهان گشود، وی از شاعران بزرگ قرن ۱۳ بود، که در انواع شعر طبعی توانا داشت. این شاعر مثنوی خسرو شیرین وحشی بافقی را که ناتمام مانده بود، به پایان رسانید، علاوه بر این در خطاطی نیز در مرتبه استادی بود، وفاتش را ۱۲۶۲ نوشته اند.
نیما یوشیج: علی اسفندیاری پسر ابراهیم نوری، در ۱۳۱۵ ه. ق در دهکده یوش استان مازندران چشم به جهان گشود، به شعر و شاعری رو آورد، و نو پردازی را درین زمینه آغاز کرد. تخلص نیما یوشیج را برای خود برگزید، اشعار این شاعر به شیوه نو و جذاب و دل انگیز است. از اشعار فراوان آن میتوان افسانه نیما را نام برد، علاوه بر این آثار منثور هم دارد، وفاتش در ۱۳۳۸ ه. ق اتفاق افتاد.
پیام اخلاقی این جوک اینه:
اگه دنبال جواب در جای درست نگردی، حتی اگه جایی که نگاه میکنی راحتتر باشه، هیچوقت پیداش نمیکنی.این جوک نقدیست بر راحتی به قیمت حقیقت. مرد اونجا رو انتخاب میکنه که نور بهتره، نه جایی که کلید رو گم کرده. بهخاطر این که گشتن اونجا براش آسونتره. راحتی رو به حل واقعی مسئله ترجیح میده.
تو زندگی واقعی یعنی:
- بهجای روبرو شدن با حقیقت سخت، میری سراغ جوابهای آشنا و راحت ولی غلط.
- بهجای این که بری سراغ اصل مشکل، دنبال راهحل تو جاهایی میگردی که گشتن توشون راحتتره.
- فکر میکنی چون داری کلی تلاش میکنی (تو یه جای اشتباه)، پس حتماً به نتیجه میرسی.
خندهداریش اینه که منطق مرد بهوضوح احمقانهست، ولی همهمون یه وقتایی همین کار رو میکنیم.
جلال الدین محمد مولوی فرزند سلطان العلماء محمدبن حسین خطیبی (معروف به بهاء ولد) از عارفان نامدار قرن هفتم هجری است که در بلخ متولد شد. پدر وی از عالمان زمان خود بود که به دلیل رنجش خاطر از سلطان محمد خوارزمشاه وی همراه پدر از بلخ بیرون آمد و پس از مدتی سیر و سیاحت علمی سرانجام در قونیه درگذشت. مولوی علوم مقدماتی را نزد پدرش به پایان رسانید و پس از فوت پدر تحت ارشاد و تربیت برهان الدین محقق ترمذی درآمد. برهان الدین مولوی را برای تکمیل علوم به حلب و دمشق فرستاد. مولوی پس از پایان کار به قونیه بازگشت و به تدریس و وعظ و تعلیم مشغول شد تا اینکه در سال ۶۴۲ با شمس الدین محمدبن علی بن ملک داد تبریزی دیدار کرد. این دیدار، انقلابی در مولوی پدید آورد که موجب ترک مسند تدریس و فتوا شد که نارضایتی مردم قونیه و مریدان وی را به دنبال داشت. وی پس از فقدان شمس، همه چیز را ترک کرد و به مراقبت باطن و تهذیب نفس پرداخت. چند سال بعد به تشویق حسام الدین چلپی به سرودن مثنوی معنوی پرداخت. دیوان غزلیات، مثنوی معنوی، کلیات شمس، رباعیات، مکتوبات، فیه مافیه و مجالس سبعه، از تألیفات او است. مولوی نخستین بار که به مراسم عاشورای حسینی در شهر حلب برخورد کرد، تحت تأثیر قرار گرفته و همراه با شیعیان حلب مویه میکند:
روز عاشورا همه اهل حلب
باب انطاکیه اندر تا به شب
گرد آید مرد و زن جمعی عظیم
ماتم آن خاندان دارد مقیم
ناله و نوحه کند اندر بکا
شیعه عاشورا برای کربلا...
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده تر ز مرغان هوایی.../ مولوی، کلیات شمس تبریزی.
This joke teaches that people often people choose the most visible and comfortable place of their problem instead of correct place and Mr alireza joon this leads to failure and bad results.
درود بر شما، هی جانم، بذار اول ترجمه اش کنم، با این کوره سوادم، خب، مستر علیرضا، پیام این طنز اینکه اغلب ما قابل مشاهده ترین مکان را برای حل مشکل انتخاب میکنیم و یا بجای مکان درست، راحت ترین جا را، و این منجر به گرفتن نتیجه اشتباه میشود. بله آفرین، این همان حکایت ملانصرالدین است، خبر نداشتیم که ملانصرالدین آقازاده بوده و سر از فرنگ در آورده، لابد الان در جزایر قناری عشق و حال میفرماید، درود بر شما محمد جانم🙏🌹
درود بر علیرضاجان عزیز با مجموعه ای از اطلاعات خوب ادبی هنری تاریخی و غیره ماشاالله 🍀🌹
درود بر محمد جانم که حضورش گرمابخش محفل آبادیس است🌹🙏🪻
درود بر شما، بله آفرین🙏🌹