پرسش خود را بپرسید

مقایسه ارتباط با طبیعت، در شاهنامه و مثنوی مولوی، طبیعت چه جایگاهی دارد؟

تاریخ
٤ هفته پیش
بازدید
٥٦

مقایسه ارتباط با طبیعت، در شاهنامه و مثنوی مولوی، طبیعت چه جایگاهی دارد؟
الف) در شاهنامه، طبیعت محیطی حماسی و پهناور برای نبرد و سفر است؛ در مثنوی، طبیعت نماد و استعاره‌ای برای بیان مفاهیم عرفانی است.  
ب) در شاهنامه طبیعت بی‌روح است، در مثنوی طبیعت زنده است.  
ج) در هر دو، طبیعت تنها برای توصیف زیبایی استفاده میشود.  
د) در شاهنامه طبیعت دشمن است و در مثنوی دوست. 

٢٠٧,٨٨١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٥١
عکس پرسش

٧ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

گزینه الف صحیحه

٨١,٣٤٦
طلایی
٩٧
نقره‌ای
٤٨٦
برنزی
٤٥٦
تاریخ
٣ هفته پیش

سلام و درود بر استاد بزرگوارم کیارش عزیز، بله آفرین🙏🌹

طنز سیاه Black Comedy /Dark Humor سبکی از طنز است که موضوعات تلخ، دردناک، ترسناک یا ممنوعه مانند مرگ، بیماری، جنگ و فاجعه را به شکلی خنده‌دار یا کنایه‌آمیز به تصویر میکشد. هدف این سبک معمولاً به جای خنداندن ساده، ایجاد تفکری عمیق یا نقد وضعیت موجود از طریق به چالش کشیدن مفاهیمی است که معمولاً جدی یا غم‌انگیز تلقی میشوند.

٢٠٧,٨٨١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٥١
تاریخ
٢ هفته پیش

نقل قول به زبان طنز: برای مرکزی کتابی نوشته بودم. بیست نام برای کتاب انتخاب کرده بودند و گفته بودند از بین این نام‌ها یکی را انتخاب کن. به مسئول پژوهش نوشتم: این کار درست نیست که ماه‌ها خون دل بخورم و حالا نباید در انتخاب اسم کتاب خودم مستقل عمل کنم؟ چه کسی بهتر از خود من به محتوا آشناست و میداند چه نامی برازنده آن است؟! گفت: گروه نام کتابت را انتخاب کرده. به مسئول مرکز گفته‌ام که شما موافق این تصمیم نیستید، ولی او تأملی کرد و گفت: همان نام انتخابی مناسب تر است. گفتم: اگر او فقط تأملی کرده، ولی من شب‌های زیادی تا صبح بیدار بوده‌ام و شبانه روز زحمت کشیده ام. بعد نامۀ زیر را به مسئول نوشتم که نظر او و جمع را تغییر داد: به نام خدا، متوجه شدم گروه برای کتابم نام انتخاب کرده اند، دستشان درد نكند، گردن من در برابر نظر جمع از مو باریک تر است، ولی مادری نه ماه فرزند در شکم داشت، و شب‌های زیادی نخوابید و روزهای پیاپی در اضطراب بود، تا اینکه در بیمارستان وضع حمل کرد. وقتی چشمانش را گشود، با نگاهش التماس میکرد بچه‌ام را به من برسانید، پرستار نوزداش را آورد و گفت: نام فرزندت را فلان گذاشتیم، و البته به شکل گروهی این نام را انتخاب کردیم.
امروزه طنز و طنزپرداز با اصول و مبانی خاصی مورد ارزيابی قرار مي­گيرند. در اين ارزیابی يک انسان طنزنويس يا طنزگو بايد دارای توانايي­های خاصی باشد تا بتوان او را در زمره طنزپردازان قرارداد و حاصل کار او نيز بايد دارای ويژگي­هايی خاصی باشد تا بتوان آن را در زمره طنز محسوب کرد. 

٢٠٧,٨٨١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٥١
تاریخ
٣ هفته پیش

عالمی گفته بود: اگر خواستید بعد از مرگم، قبرم را در تخت فولاد اصفهان زيارت کنید، برای اين كه زود آن را پيدا كنيد. بگرديد ببینید از کدام قبر شوره بیرون زده؛ چون در دوران طلبگی‌ام به اندازه موهای سرم نان و پنیر خوردم/ طنز / بدون شوخی، زندگی خشك و سرد است و ما شكننده خواهيم شد. 
طنز پس از آنکه مبانی هنری و تربیتی خود را با آسیب‌های اجتماعی در آمیخت و قالبی ادبی گرفت، حتماً باید وارد صافی چارچوب اخلاقی شود و به روح و قالب دینی جامعه نزدیک تر شود.

٢٠٧,٨٨١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٥
برنزی
٧,٣٥١
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما

گزینه الف درست است

٦١,٢٦٣
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٢
برنزی
٢,٤٩٦
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما، بله آفرین، مقدمتان گلباران باد🌹🌷🪻🌹🌷🪻🙏

گزینه درست الف است:
در شاهنامه، طبیعت محیطی حماسی و پهناور برای نبرد و سفر است؛ در مثنوی، طبیعت نماد و استعاره‌ای برای بیان مفاهیم عرفانی است.

برای توضیح بیشتر:

· در شاهنامه (فردوسی): طبیعت بستری برای رخدادهای حماسی، پهلوانی و پرماجراست. کوه‌ها، دشت‌ها، شب‌های تار، طوفان‌ها و حیوانات، یا مانع سر راه قهرمانان هستند (مانند گردنه‌های سخت و اژدهاها) یا فضای نبرد و سفر را جان می‌بخشند. طبیعت اگرچه گاهی زنده و نمادین است (مثل درخت سرو کیخسرو)، اما کارکرد اصلی‌اش تکمیل فضای حماسی و نمایش عظمت و دشواری راه است.
· در مثنوی مولوی: طبیعت به کلی رمز و نماد است. نیستان نماد جدایی از حق، صبح نماد تجلی الهی، کوه و دریا نماد عظمت و حیرت، آتش نماد شوق و عشق، و هر گیاه و حیوانی (مانند طوطی و مورچه) بیانگر درسی اخلاقی یا عرفانی است. طبیعت در مثنوی زنده، هوشمند و تسبیح‌گوی حق است، نه فقط یک صحنه.

✅ چرا گزینه‌های دیگر نادرستند؟

· ب (طبیعت در شاهنامه بی‌روح است) نادرست است، چون در شاهنامه هم طبیعت گاهی زنده و نمادین است (مثل درخت سخنگو یا اژدها)؛ اما زنده بودن در مثنوی بسیار بنیادین‌تر و عرفانی‌تر است.
· ج (در هر دو تنها برای توصیف زیبایی) نادرست است، چون در هیچکدام زیبایی‌گرایی صرف هدف اصلی نیست.
· د (در شاهنامه طبیعت دشمن است و در مثنوی دوست) کلی‌گویی و نادرست است، چون در شاهنامه طبیعت گاهی یاور (اسب رخش) و گاهی دشمن است، و در مثنوی هم طبیعت «دوست» مطلق نیست، بلکه جلوه‌گاه حق است چه هولناک باشد چه زیبا.

٢٠,٩٨٧
طلایی
٦
نقره‌ای
٢,٣٣١
برنزی
١٢٨
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر شما میرجان گلم، آفرین به زیبایی مقایسه تطبیقی نمودید، مولوی طبیعت را هوشمند و تسبیح گوی توصیف کرده، آفرین🙏🌹

درود. گزینه الف صحیح است

٥٥,٥٣٦
طلایی
٦٠
نقره‌ای
١٤٤
برنزی
٦٥٠
تاریخ
٣ هفته پیش

درود بر حسین عزیز و سپاس، بله آفرین🙏🌹

پاسخ شما