از دامن تو دست ندارم که دست نیست بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر
١ پاسخ
این بیت از سعدی شیراز است (غزلیات، غزل شمارهٔ ۵۷۶ با مطلع «بار فراق بر نتافتم ز بارگاه دوست»).
تفسیر بیت:
· از دامن تو دست ندارم که دست نیست: یعنی «از دامن تو نمیتوانم دست بردارم، چون دستی (اختیار و توانایی) برای این کار ندارم.» به عبارتی، چنان به تو وابسته و گرفتارم که ترک تو در اختیار من نیست.
· بر دستگیر دیگرم ای دوست دست گیر: یعنی «بر (در) دستگیر (دستگیره، جایی برای گرفتن) دیگری هم دستی ندارم؛ پس ای دوست، تو دستم را بگیر.» در واقع دستش به هیچ جای دیگر بند نیست و تنها پناهگاهش خود معشوق است.
نکتهٔ لطیف: تعبیر «دست گیر» دو بار با دو معنی آمده:
· در مصرع اول: «دست ندارم» یعنی توانایی و اختیار ندارم.
· در مصرع دوم: «دست گیر» یعنی کمک و یاری کن.
معنی روان: نمیتوانم دامن تو را رها کنم، چون اختیار ترک تو را ندارم و به جای دیگری هم چنگ نمیزند. پس تو دستم را بگیر و یاریم کن.
حال و هوای کلی: بیت بیانگر عجز و ناچاری کامل عاشق است؛ نه میتواند بماند، نه میتواند برود. تنها امیدش این است که خود معشوق به فریادش برسد. این همان فریاد «یا لطیف» یا «دستگیر» عارفانه سعدی است.