پرسش خود را بپرسید

این بیت را معنی کنید و مفهوم آنرا بیان نمایید

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
١٠٧

ستاره از دهل کوبی دهل کوب
هجوم خواب دستش بسته بر چوب

✏ جامی
 

٧٣,٨٥٢
طلایی
٣٣
نقره‌ای
١,٢٣١
برنزی
٢,٧٠٤

٥ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر جناب دکتر عزیزم🙏🌹
امیدوارم حالتون خوب باشد و در تمام امور شادکام و موفق باشید.
جناب جامی در حال توصیف شبی آرام است و زلیخا در حال به خواب رفتن است. این همان شبی است که زلیخا خواب یوسف را می‌بیند. توصیف شب آرام چنین است:
شبی خوش همچو صبح زندگانی
نشاط افزا چو ايام جوانی 
ز جنبش مرغ و ماهی آرميده
حوادث پای در دامن كشيده 
درين بستان سرای پر نظاره
نمانده باز جز چشم ستاره 
شبی است آرام و هیچ حادثه بدی رخ نمیدهد، از مرغ آسمان گرفته تا ماهی دریا، همه در آرامش خوابیده اند و فقط چشم ستاره باز است.
سگان را طوق گشته حلقهٔ دم
در آن حلقه ره فريادشان گم 
حتی سگان نیز خاموش هستند و سر خود را در حلقۀ دُم خود قرار داده‌اند و خوابیده‌اند.
ستاده از دهل كوبی دهل كوب
هجوم خواب دستش بسته بر چوب 
باز ایستاده است دهل کوب، از دهل کوبی. 
چون هجوم خواب دستش را از دهل کوبی بسته است.
رسم قدیم این بود که شبها دهل کوب بر دهل خود میکوبید و فریاد میزد: شهر امن و امان است، آسوده بخوابید... و با این کار مانند لالایی به مردم آرامش میداد، ولی این شب، شبی بود که حتی صدای سگ نگهبان و دهل کوب نیز خاموش بود.
به خوابش چشم صورت بين غنوده
ولی چشم دگر از دل گشوده 
زلیخا چون به خواب رفته، چشم ظاهرش بسته شده، ولی چشم دلش در خواب باز شده.
درآمد ناگه اش از در جوانی
چه ميگويم جوانی نی، كه جانی 
همايون پيكری از عالم نور
به باغ خلد كرده غارت حور 
از اینجاست که عاشق یوسف میشود و حزن و اندوه عشق او شروع میشود.

تجربه باعث شده که هر گاه ناهنجاری در ابیات مشاهده میکنم، ابتدا به نسخه های متعدد نگاه میکنم تا مطمئن بشم که آیا غلط چاپی نیست، چون انصافاً غلط های چاپی در ادبیات ما بیداد میکند، و نمیدانم به چه کسی باید مراجعه کرد.

٢١٩,٠٠٢
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٠٨
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
هزار آفرین

چاره کار مطالعه و مقایسه نسخ گوناگون و تجزیه و تحلیل آنهاست

درود بر شما، بنده شاگرد شما هستم، و این نظر و پیشنهادشخصی بود، یکی از مسئولین فرهنگی با ناراحتی از واژگان ( اختاپوس غلط های چاپی ایران ) استفاده کرد که فهمیدم قضیه جدیست و این اختاپوس گویا ماندگار است، سپاس از حضور و دلگرمی شما🙏🌹

درود بر شما فرهیخته فرهمند

به حکم مالک آن خورشید تابان
به سوی نیل شد حالی شتابان

به زیر پیرهن برد از برون دست
سمن را پرده نیلوفری بست

کلاه زرفشان از فرق بنهاد
ز زرین بیضه خود زاغ شب زاد

کشید آنگه چنان پیراهن از فرق
که جیبش غرب مه شد دامنش شرق

نمود آن دوش و بر از عطف دامن
چنان کز دور گردون صبح روشن

ازار نیلگون بسته به تعجیل
چو سیمین سروری آمد بر لب نیل

ز چرخ نیلگون برخاست فریاد
که شد نیل از قدوم آن مه آباد

به جای نیل من بودی چه بودی
ز پا بوسش من آسودی چه بودی

بر آن شد خور که خود را افکند پیش
به رود نیل ریزد چشمه خویش

نبیند چشمه خود چون سزایش
طفیل نیل شوید دست و پایش

به دریا پا نهاد از سوی ساحل
چو مه در برج آبی ساخت منزل

به طلعت بود خورشید جهانتاب
چو نیلوفر فرو رفت اندر آن آب

تنش در آب چون عریان درآمد
به تن آب روان را جان درآمد

گشاد از هم مسلسل گیسوان را
به رخ زنجیر بست آب روان را

مهیا ساخت بهر صید خواهی
معنبر دامی از مه تا به ماهی

گهی می ریخت آب از دست بر سر
ز پروین ماه را می بست زیور

گهی می داد از کف مالش گل
ز پنجه شانه می زد شاخ سنبل

چو گرد از روی و چرک از تن فرو شست
چو سروی از کنار نیل بر رست

ز مفرش دار مالک پیرهن خواست
به جلباب سمن گل را بیاراست

کشید آنگه به بر دیبای زرکش
به چندین نقش های خوش منقش

به زرین تاج مه را قدر بشکست
کمربند مرصع بر میان بست

فرو آویخت زلفین دلاویز
هوای مصر ازان شد عنبر آمیز

✏ «جامی»
 

٧٣,٨٥٢
طلایی
٣٣
نقره‌ای
١,٢٣١
برنزی
٢,٧٠٤
تاریخ
٢ ماه پیش

البته. این بیت از عبدالرحمن جامی، شاعر بزرگ قرن نهم هجری، است و فضایی طنزآمیز و در عین حال تأمل‌برانگیز دارد.

معنی تحت‌اللفظی بیت:

· ستاره از دهل‌کوبی دهل‌کوب : ستاره (نوازنده یا شخصی که به عنوان «دهل‌کوب» معروف است) از شدت دهل زدن مدام می‌گوید «دهل‌کوب».

· هجوم خواب دستش بسته بر چوب : حمله و غلبهٔ خواب، دست او را (که هنوز چوب دهل را گرفته) به چوب دهل بسته و بی‌حرکت کرده است.

تفسیر و مفهوم:

تصویری که جامی می‌سازد، نشان‌دهندهٔ خستگی مفرط و ناخواسته‌ی یک نوازندهٔ درباری یا میدانی است: آنقدر دهل کوبیده که حتی در حالت نیمه‌هوشیاری و خواب، همان لفظ «دهل‌کوب» بر زبانش جاریست و دستش هنوز چوب را چسبیده است.

مفهوم عمیق‌تر:

۱. عادت و ملکهٔ رفتاری : وقتی کاری به افراط تکرار شود، حتی در خواب هم توقف نمی‌یابد و جزو وجود انسان می‌شود («دهل‌کوب گفتن در خواب» کنایه از تداوم مشغلهٔ ذهنی است).

۲. طنز از اهل تصنع و ریا : برخی افراد چنان در نقش زدن غرق می‌شوند که مرز بیداری و خواب را گم می‌کنند. شخصی که همیشه خود را «دهل‌کوب» (نماد خدمتگزار پُرسروصدا) معرفی می‌کند، حتی در بیهوشی هم از آن نقش دست نمی‌کشد.

۳. نقد مشاغل فرسایشی : ستاره (نام شخص) آنقدر در بند وظیفه‌ی طاقت‌فرساست که خواب او را نیز اسیر همان ابزار کار (چوب دهل) کرده است.

در یک کلام، جامی با شوخی‌ای تلخ می‌گوید: درازمدت‌ترین عادت‌ها و نقش‌های اجتماعی، حتی خواب را هم از ما می‌ربایند و به اسارتِ تکرار درمی‌آورند.

٢٤,٩٨٩
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٥١
برنزی
١٥٥
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

بادرود.

با آنهمه کوبیدن و سروصدا. درخششی/ستاره‌ای هست که از هیاهوی دنیا تأثیر نمی‌گیرد.

یعنی خواب  چنان غلبه کرده که دستِ کوبنده بی‌حرکت شده و دیگر توانِ ادامه ندارد...

٦٦,٣٢٦
طلایی
٧٨
نقره‌ای
١٧٢
برنزی
٧٥٤
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

🔹 بیت:  
ستاره از دهل کوبی دهل کوب  
هجوم خواب دستش بسته بر چوب  
(جامی)

🔸 گسترش واژگان (برای معنی):
- **دهل کوب**: آن‌که دهل می‌زند، طبال. نوعی دهل بزرگ که با دو چوب نواخته می‌شود.  
- **هجوم خواب**: غلبه خواب، چیرگی خواب آن‌چنان که فرصت ایستادگی نماند.  
- **دستش بسته بر چوب**: دستش به چوب (چوب طبل) بسته (تعبیر دیگر: علیرغم شدت خواب، دست‌هایش بی‌اختیار روی چوب طبل مانده و کار می‌کند).

🔸 معنی تحت‌اللفظی:  
«ستاره (آسمانی) به خاطر دهل‌زدن آن طبال، دهل‌کوب است و هجوم خواب، دست او را روی چوب (چوب طبل) بسته است.»

🔸 **معنی روان و کامل**:  
آن ستاره از بس به صدای کوبیدن دهل این طبال خیره شده و به او نگاه می‌کند که خود نیز (مانند انسان خسته‌ای) حالتی ستاره‌وار و خیره پیدا کرده؛ اما طبال آن‌چنان مست و خواب‌آلود نیست که نزند؛ هنوز دستش بی‌اختیار بر چوب طبل بسته (محکم) است و می‌کوبد.  

🔸 تفسیر عرفانی (مفهوم اصلی):  
در نگاه جامی، این بیت خبر از مقام «فناء فی الله» و «بقاء بالله» می‌دهد: سالک (=دهل کوب) چنان در جذبه حق غرق است که از خود بی‌خود شده، اما از مقام خویش (وظیفه اش) دست نکشیده؛ دست‌هایش بر چوب طبل بسته و می‌زند.  

از سوی دیگر، ستاره(نماد عقل و نور مطلق) به آن‌قدر از تماشای این جذبه متحیر مانده که خود “دهل کوب” شده (یعنی ساکن و حیران). گویی ستاره‌ای که روشن و متحرک است، اکنون نقش «خفته در جذبه» را بازی می‌کند، اما دهل کوب همچنان می‌زند.  

🔸 نظر نهایی:  
جامی نشان می‌دهد که حالتِ سرسپردگی کامل به معشوق (حق) نه تنها موجب رخوت نمی‌شود، بلکه در عین جذبه و از خودبیگانگی، عمل و وظیفه همچنان برقرار است و ستاره‌گان (فرشتگان/عقل‌ها) از دیدن این تضاد، حیران و خیره می‌شوند.

٨٠١,١٢٦
طلایی
٧٧٤
نقره‌ای
٩,١١٩
برنزی
٦,٧٤٩
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

البته من هنوز متوجه معنی و رابطه ستاره و دهل کوبی نشده ام

١

پاسخ شما