پرسش خود را بپرسید

مثنوی تاقدیس از نظر محتوایی به کدام اثر نزدیک‌تر است؟

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
٥٧

مثنوی تاقدیس از نظر محتوایی به کدام اثر نزدیک‌تر است؟
الف) گلستان سعدی  
ب) بوستان سعدی  
ج) مثنوی معنوی  
د) تاریخ بیهقی 
ه) هیچکدام 

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
عکس پرسش

٨ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

مثنوی طاقدیس (سرودهٔ فیض کاشانی) از نظر محتوایی به مثنوی معنوی مولوی نزدیک‌تر است، زیرا هر دو در قالب مثنوی و با درون‌مایه عرفانی، اخلاقی و دینی سروده شده‌اند. فیض کاشانی در این اثر به پیروی از سبک و اندیشه مولوی، مفاهیم عرفانی و حکمی را بیان کرده است.

پاسخ صحیح گزینه ج) مثنوی معنوی است.

٢٥,٣٧٤
طلایی
٧
نقره‌ای
٢,٣٥٢
برنزی
١٥٨
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما، آفرین امیر عزیزم🪻🌹🙏

بنده خدایی در پیاده رو از کنار عالم بزرگی در میشد، با احترام دست روی سينه گذاشت و سرش را تكان داد. آن عالم هم سرش را بالا برد. مرد با تعجب به او گفت: آقا! من سلام و تعارف كردم، چرا سرتان را بالا برديد؟! 
خنديد و گفت: زبانت را نمی جنبانی، ولی سر به آن بزرگی و سنگينی را تكان ميدهی! فكر كردم منظورت اين بود كه ميای شاخ جنگی؟ منم با اشارۀ سَرم گفتم نه.
طنز نوعی از تفهیم و بیان (دیداری و شنیداری) است بنابراین، اول باید اصولِ سخن گفتن و نوشتن از نگاه علم و دین رعایت شود و سپس اصول و قواعد اجرا عملی شود. اینگونه نگاه به طنز، در واقع نگاه اخلاقی و فقهی است و طنز را بگونه ای تعریف میکند که بتوان برای آن حکم و قانون صادر کرد. با این بیان، آنچه در جهان با نام طنز ارائه میشود، باید این ویژگی‌ پالایش اخلاقی را داشته باشد وگرنه طنز نیست.

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

به کارگیری تکنیک های شعری و آرایه های ادبی منوط به فرمان پذیری از اوامر صدرنشین بارگاه ذهن که همانا احساس و اندیشه است می باشد! در مجموع آرایه های ادبی صنایع بدیع ازجمله؛ تشخیص، پارادوکس، حس آمیزی، جناس و علم و معانی و بیان و قالب شعر و... میبایست در خدمت بیان احساس و اندیشه باشد. یعنی زمانی که احساس بر شاعر غلبه کرد، بطور خودکار وزن و قافیه ی شعر، در ذهن شکل میگیرد و آرایه‌ های ادبی چون عروس سپید پوشی در ذهن شاعر به رقص در می آیند.

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

لالایی‌های مشهد / طرقبه
لالا لالا مو فداتُم 
در را واکن که باباتُم 
آوردم پسته خندون 
تو بشکن با لب و دندون 

لالا لالا گل نعنا 
بیا پیشم گل بابا 
لالا لالا گل پسته 
نخوری ای گلم غصّه
ستایش مادر از فرزند در لالایی وجود دارد و هر کودکی در چشم مادر خود، خوب ترین و زیباترین است؛ از این رو هرگاه که مادر به ستایش فرزند می‌نشیند، او را به دلپسندترین، لطیف ترین و 
زیباترین موجودات طبیعت یعنی گُل و ماه و خورشید مانند میکند: 
لالا لالا به گُل مانی 
به آب زیر پُل مانی 
به گل مانی که تازه میدهد پر 
به ماه مانی که تازه میزند سر 

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

لالایی‌های کردستان 
لالا لالا گُل گردو 
بابات رفته ردِ اردو 
لالا لالا گُلِ پونه 
که دنیا بی تو زندونه 
لالا لالا گُل آبی 
بابا رفته صید ماهی 
لالایی‌های فارسی، بخش عمده ای از ادبیّات شفاهی سرزمین ماست که در کنار افسانه‌ها و قصه‌های عامیانه بعنوان گونه ای از ادبیّات کودکان، در گذشته کاربرد بسیار داشته است. مادران هنگام خواباندن فرزندان خود با خواندن لالایی، فضایی سرشار از عاطفه می‌آفریدند و ضمن آرامش بخشیدن به کودک، نرم نرمک او را از عالم بیداری به دنیای رنگین خواب فرو می‌بردند. پیشینه استفاده از لالایی‌ها به درستی مشخّص نیست، امّا شواهد موجود حاکی از آن است که در روزگاران گذشته، برای محافظت از کودکان در برابر سرما و گرما و گزند حشرات و جانوران وحشی، آنان را در نوعی گهواره موسوم به نَنو، می‌خوابانیده اند. لالایی‌ها درکنار همین ننوها و از اعماق روح و جانِ مادران، پدران و دایه‌های مهربان پدید آمده اند و بی سبب نیست که واژه لالایی، کلمه مادر و محبّت‌ها و نوازشهای مادرانه را در ذهن تداعی میکند. این پیوند جدایی ناپذیر، در کلام شیرین استاد شهریار اینگونه توصیف شده است: 
مادر فرشته ای است کِش آهنگ لای لای 
قدسی ترین پیام خدا و پیمبر (ص) است 
گهواره آن کجاوه که بندد قطار عمر 
و آهنگ زنگ قافله، لالایِ مادر است .

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

تا کی ای کافر شتابم روز و شب در جستجویت 
عاقبت ترسم به خواری جان دهم در آرزویت 
خود تو آن تابنده خورشیدی که مهر عالم آراء 
میکند کسب ضیا هر شامگه از صبح رویت 
فتنۀ جانهاست جادوی دو چشم نیمه مستت 
شورش دلهاست زنجیر دو زلف مشک بويت 
ماه گردون منفعل از غیرت خلد ملیحت 
سرو بستان پا به گل از حسرت قد نکویت 
همچو من بی کس فراوان خستۀ آهوی چشمت 
همچو من بی دل هزاران بستۀ یک تار مویت 
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی 

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

دل لیلیم گر چو سندان نمیشد 
چو مجنون مرا جا بیابان نمیشد 
مرا کار دل گر به سامان رسیدی 
ورق‌های دانش پریشان نمیشد 
به زاهد تو رشك مه ار رو نمودی 
دگر قصه از کفر و ایمان نمیشد 
طبيب دل دردمند ار تو بودی 
مرا درد محتاج درمان نمیشد 
به سر گر نه مستوره سودای عشقش 
بدی نغمه سنج و غزل خوان نمیشد 
از بانو شاعره مستوره قادری/ ماه شرف کردستانی 

٢١٩,٧٨٤
طلایی
٢٤٧
نقره‌ای
٢,٣٥٣
برنزی
٧,٥٢١
تاریخ
٢ ماه پیش

گزینه ج) مثنوی معنوی

زیرا هر دو در قالب مثنوی سروده شده‌اند و مضامین اخلاقی، عرفانی و پندآموز دارند

١٢٧,٤٧٥
طلایی
١٤٤
نقره‌ای
٨٠٥
برنزی
١,٨٠٧
تاریخ
٢ ماه پیش

بله سپاسمند محمد عزیز، آفرین و تنکیو🌹🙏

١

پاسخ شما