پرسش خود را بپرسید

معنی و معادل کلمات زیر را نوشته و برای هر کدام مثالی بزنید

تاریخ
٢ ماه پیش
بازدید
٦٤

فخ

ایقان

شوم فال

چاش

سالفان

٦١,٣٢٠
طلایی
٢٤
نقره‌ای
١,١٦٣
برنزی
٢,٤٩٧

٣ پاسخ

مرتب سازی بر اساس:

درود بر شما🙏🌹
فخ: اگر چه فخ در جغرافیا مکانیست در حجاز، و در تاریخ نام جنگی است، لیکن در ادبیات ما اغلب هم دام معنا میدهد، و هم قفس، برای معنی قفس اول برویم سراغ بیدل دهلوی که واقعا زیبا و دلچسب گفته: 
دم سرد بسته به پيش خود چقدر دماغ فسرده يخ 
كه به گرميی نشد آشنا سر واعظ از زدن زنخ 
شده خلقی آينه دار دين به غرور فطرت عيب بين 
سر و برگ ديده وريست اينكه ز خال ميشمرند رخ 
به تسلی دل بی صفا نبری ز موعظه ماجرا 
كه ز آب سيل گزك دود به سر جراحت پر وسخ 
چه سبب شد آينهٔ طلب كه دميد اين همه تاب و تب 
كه پر است از طرب و تعب سر مور تا به پر ملخ 
ز فسون عالم عنكبوت املت كشيده به دام و بس
نفسی دو خيمهٔ ناز زن به طناب پوچ گسته نخ 
ز قضا چه مژده شنيده ای كه سرت به فتنه كشيده ای
به جنون اگر نتنيده ای رگ گردن توكه كرده شخ 
به كمند كلفت پيش و پس نتپی چو بيدل بيخبر
تو مقيد نفسی و بس دگرت چه دام و كجاست فخ 
اینجا فخ قرین دام، قفس معنا میدهد. اما معنای تله در این شعر ناصر خسرو هست که گفته: 
ای نشسته خوش و بر تخت كشيده نخ
گر نخ و تخت بماندت چنين بخ بخ (همون به به)
نيك بنگر كه همی مركب عمر تو
همه بر تخت همی تازد و هم بر نخ 
تو نشسته خوش و عمر تو همی پرد
مرغ كردار و برو مرگ نهاده فخ 👉
برتو، ای فاخته، آن فخ ترنجيده 👉
ناگهان گر بجهد تا نكنی آوخ (آوخ، افسوس) 
اینجا بسیار زیبا مرگ را به تله تشبیه کرده که: ناگهان بر بجهد. بخاطر طولانی نشدن ادامه شعر را نیاوردم.
ایقان: جمع یقین، یقین ها، بر وزن افکار، و متضاد یقین شک هست، یقین صفت مشبهه است: بی گمان، باور بی شبهه. سکون و آرامش علمی پس از استدلال و نظر، علم داشتن به چیزی، وَجِئْتُک مِن سَبَإٍ بِنَبَإٍ یَقِینٍ، یعنی از کشور سبا برای تو خبری یقینی آوردم. در عربی معادل اطمینان و اعتقاد، و به فارسی میشه باور، بی گمان. شبستری یقین و ایقان را اینگونه آورده: 
به علم ار بگذری ز اسلام و ایمان
یقین اندر رسی در ملک ایقان
شوم فال: یا فال شوم، کلمه مرکب هست به معنای فال بد زدن، و این هم در ازمنه قدیم رایج بوده و فردوسی جان هم گفته: 
مرا اين ز اختر بد آيد همی (مقارنه نحس نجومی)
كه نامم بخاك اندر آيد همی 
بدو گفت گودرز پير ای پسر
همی بخت خويش اندر آری بسر 
ز بهر يكی چوب بسته دوال
شوی در دم اختر شوم فال
عجیب اینکه وقتی کسی فال بد میزند و آنرا باور میکند، ذهن انسان نیز آنرا عینیت میدهد. پس خوبه همیشه خوش بین باشیم و قضایا را به فال نیک بگیریم، البته بصورت منطقی و معتدل، چون خوش بینی اگر از حد بگذرد حالت بلاهت و حماقت پیدا میکند.
چاش: چاش هم به غله پاک شده گفته میشه و مولوی گفته:
مور بر دانه بدان لرزان شود
که ز خرمنهای خوش اعمی (کور) بود
میکشد آن دانه ها با حرص و بیم
که نمی بیند چنان چاش کریم
سالفان: جمع سَلَف هست، سَلَف: گذشته و گذشتگان. إِلاَّ مَا قَدْ سَلَفَ: مگر آنچه که گذشته است. اینکه مولوی میگه: 
گرچه هر قرنی سخن آری بود
لیک گفت سالفان یاری بود 
بصورت نثر اینگونه میشود: اگر چه در هر قرنی، سخن آورانی هستند که بشر را راهنمایی میکنند، ولیکن گفتار و تجربیات نسل های گذشته کمک و یار خوبی هست که میتوانیم از تجربیات آنان عبرت بگیریم.🌺

٢٠٨,٢٤١
طلایی
٢٣٣
نقره‌ای
٢,٢٩٦
برنزی
٧,٣٥٧
تاریخ
١ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

فخ..

قفس..محبس

ایقان..

اطمینان ..

شوم فال..

پیش بینی بد..

فال بدوناخوشایند...

چاش...

غله جدا شده ازخوشه

سالفان...

اجداد.نیاکان.سلف.

٥٥,٧٩٦
طلایی
٦١
نقره‌ای
١٤٤
برنزی
٦٥٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
آفرین
مواردی از کاربرد این کلمات را هم بنویسید

فخ/

قفس

مسجد طاعاتشان پس دوزخست

پای بند مرغ بیگانه فخست

ایقان/

اطمینان

اعتقاد

چونک قشر عقل صد برهان دهد

عقل کل کی گام بی ایقان نهد

شوم فال/

پیش بینی بد

تفسیر بد

تو همی گویی خمش کن زین مقال

که زیان ماست قال شوم فال

چاش/

غله جدا شده از کاه

بی سبب مر بحر را بشکافتند

بی زراعت چاش گندم یافتند

سالفان/

اجداد

گرچه هر قرنی سخن آری بود

لیک گفت سالفان یاری بود

٩٦,٧٤٨
طلایی
٧٧
نقره‌ای
٦٧٩
برنزی
١,٤١٢
تاریخ
٢ ماه پیش

درود بر شما
آفرین

پاسخ شما